مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

به کودکان چگونه تنها خوابیدن را آموزش دهیم؟




1. شیوه ی " پاداش دهی "
این شیوه زمانی کارآمد است که کودک قبل از خوابیدن بی قراری می کند و آرام نمی گیرد و شما تصمیم می گیرید که از یک روش ملایم برای تغییر این شرایط استفاده کنید. این شیوه بر پایه ی "پاداش دهی" بنا شده است. کودک را تا تختش همراهی کنید، به او شب به خیر بگویید و او را ببوسید.

به کودک قول دهید که بعد از یک دقیقه دوباره برمی گردید و او را می بوسید به شرط آنکه روی تختش دراز بکشد. از اتاق خارج شوید و بلافاصله برگردید و دوباره کودک را ببوسید. اگر کودک تلاش می کند تا بلند شود، عصبانی نشوید بلکه او را با آرامش و مهربانی سرجایش قرار دهید. و به او یادآوری کنید که او را تنها در صورتی او را می بوسید که روی تختش دراز بکشد. این شیوه می تواند به شکل یک بازی اجرا شود، خواهید دید که زمان لازم برای خواباندن کودک در اتاقش هر شب کمتر می شود. زمانی که احساس کردید کودک در حال به خواب رفتن است دیگر به اتاقش نروید.

ممکن است در شب های اول مجبور شوید کودک را 100 یا 200 بار ببوسید و حتی تا 3 ساعت این شیوه را ادامه دهید تا کودک به خواب برود. سعی کنید خونسرد و آرام باشید و اگر مشکلی در ناحیه کمر دارید می توانید به جای بوسیدن کودک سر و یا دست او را نوازش کنید.


2. شیوه ی " جدا سازی تدریجی "
از این شیوه زمانی استفاده کنید که وابستگی کودک به شما زیاد است و پیش بینی می کنید که به زمان بیشتری برای آموزش نیاز دارید. از آنجا که کودک تغییرات کوچک و جزیی را راحت تر می پذیرد، در این شیوه به طور تدریجی تنها خوابیدن را به کودک آموزش خواهید داد.


برای شروع، کنار تخت کودک بنشیند تا زمانی که کودک به خواب برود، در شب بعد کمی دورتر از تخت بنشینید و هر شب ته تدریج این فاصله را بیشتر کنید تا جایی که از اتاق خارج شوید و جلوی در اتاق و در دیدرس کودک بنشینید به طوری که بتوانید با کودک حرف بزنید. در زمان اجرای این شیوه بهتر است با کودک ارتباط چشمی و فیزیکی برقرار نکنید. خواندن یک کتاب برای کودک می تواند مفید باشد. به یاد داشته باشید که نوازش کودک قبل از خواب باعث آرامش بیشتر کودک می شود.


3. شیوه ی " رفت و برگشتی "
اگر طاقت گریه ی کودک را ندارید اما تصمیم دارید که کودک را در زمان خواب از خود جدا کنید، این شیوه به شما توصیه می شود. کودک را به رختخواب ببرید و به او توضیح دهید که می خواهید از اتاق خارج شوید اما نزدیک اتاق او حضور خواهید داشت و از او بخواهید که در تختش باقی بماند. به او شب به خیر بگویید و از اتاق خارج شوید. اگر کودک از جایش بلند شد و شروع به گریه و بی تابی کرد، به اتاق برگردید و او را دوباره در تخت بگذارید و مجددا به او شب به خیر بگویید و از اتاق خارج شوید.


این کار را تا زمانی که کودک به خواب رود ادامه دهید. سعی کنید از ارتباط چشمی خودداری کنید و با صدای آرامش بخش برای گفتن شب به خیر استفاده کنید. ثبات رفتار و تن صدای شما تاثیربسیار مثبتی خواهد داشت. بنابراین صبر خود را از دست ندهید و به یاد داشته باشید که اگر عصبی باشید نمی توانید به کودک آرامش و حس اطمینان بدهید.


4. شیوه ی " Ferber "
در صورتی که همه ی راه ها را امتحان کرده اید اما نتیجه نگرفته اید، این شیوه به شما کمک می کند تا به کودک کمک کنید که در اتاقش بخوابد. بعد از گفتن شب به خیر، کودک را ببوسید و از اتاق خارج شوید. اگر کودک شروع به گریه کرد، بعد از 30 ثانیه برگردید و او را آرام کنید، بهتر است کودک را از تختش بلند نکنید. دوباره از اتاق خارج شوید و در صورتی که کودک باز هم گریه کرد، پنج دقیقه صبر کنید و بعد از آن به اتاق بروید و او را آرام کنید. بیشتر از 30 ثانیه در اتاق نمانید و دوباره خارج شوید.


هر بار که از اتاق خارج می شوید 5 دقیقه بیشتر بیرون بمانید. در شب اول حداکثر زمانی که بیرون از اتاق خواهید ماند را 15 دقیقه در نظر بگیرید. در شب دوم از 10 دقیقه شروع کنید و حداکثر زمان را 20 دقیقه در نظر بگیرید. زمان بیرون ماندن از اتاق را تا جایی افزایش دهید که به 30 دقیقه برسید. زمان 30 دقیقه ای را تا وقتی که کودک در برابر این شیوه مقاومت می کند ادامه دهید تا به نتیجه برسید. استفاده از این شیوه ممکن است برای والدین استرس زا باشد، بنابراین توصیه می شود که پدر و مادر به صورت یک شب در میان مسولیت اجرای این روش را بر عهده بگیرند.

آماده کردن کودک برای تولد فرزند دوم

همیشه تولد فرزند دوم  و حسادت فرزند اول به دوم، برای والدین دلهره ای ایجاد می کند که چگونه فرزند اول را با این شرایط یا به نوعی چالش مواجه کنند و چه رفتارهایی را انجام دهند. در این مقاله به بررسی این موضوع پرداخته و چند روش رفتاری برای والدین نیز ذکر شده اند:

با باردار شدن مادر و انتظار برای فرزند دوم، مادر باید به طور ساده و قابل فهم در مورد تولد نوزاد، با کودک، گفت و گو کند اما آن چه مهم است، این که دربار ه ی آن نباید زیاده روی کند و این اطلاع را نیز نباید زود به کودک بدهد زیرا تصور کودک نسبت به زمان، با تصور بزرگسالان متفاوت است. یک ماه ممکن است از نظر کودک، بسیار طولانی باشد؛ بنابراین، اگر مادر ۶ ماه پیش از تولد نوزاد، با کودک خود درباره ی نوزاد جدید صحبت کند، برای کودک، صبرکردن در این مدت، خسته کننده است. اگر کودک به علت بزرگ شدن شکم مادر و تغییرهایی که در مادر به وجود آمده، از او سؤال کرد، باید در مورد نوزاد و تولد او، با کودک حرف زد.

اگر کودک در مورد حاملگی مادر و تولد نوزاد و داشتن خواهر یا برادری سؤالی نکرد، بهترین موقعِ گفتن و توضیح دادن برای کودک، همان چندماه آخر دوران حاملگی ست. مادر باید در مورد نوزاد جدید، به زبانی ساده و قابل فهم و دور از اصطلاح های پزشکی با کودک صحبت کند. به او نگویید که با تولد نوزاد جدید، زندگی شادی خواهیم داشت و نوزاد سبب شادی، تفریح و سرگرمی همه ی ما خواهد بود زیرا چنین نخواهد بود! بلکه به او بگویید: «نوزاد بسیار کوچکی خواهیم داشت که نمی تواند راه برود، گریه زیاد م یکند، باید به او شیر بدهیم و از او مراقبت کنیم تا بزرگ شود.

اگر کودک به حد کافی بزرگ است، زمانی که برای خرید وسایل و لوازم نوزاد به بازار می روید، کودک را با خود ببرید و او را در هنگام خرید، شرکت دهید. او از شرکت کردن، احساس خوشحالی خواهد کرد اما زمانوخرید شما با کودک، باید بسیار کوتاه باشد تا خسته نشود. هنگام خرید لوازم، برای کودک نیز چیزی بخرید تا احساس نکند که با تولد نوزاد جدید، کنار گذاشته شده است.

از طرفی دیگر، کودک نباید احساس کند آن چه در گذشته متعلق به او بوده مانند تختخواب، صندلی، اسباب بازی و… از او گرفته و به نوزاد جدید داده می شود؛ اگر قرار است گهواره یا تخت کودک برای استفاده ی نوزاد اختصاص یابد، پدر و مادر ابتدا باید برای کودک، تخت جدیدی تهیه نمایند و سپس تخت او را مورد استفاده ی نوزاد جدید قراردهند.

زمانی که مادر برای زایمان و تولد نوزاد به بیمارستان می رود:

چون زمان ماندن مادر در بیمارستان، اغلب کوتاه است، بنابراین نگه داری کودک در خانه  پرستاری او باید به وسیله ی پدر یا افرادی که با کودک نزدیکی داشته اند، انجام گیرد. اگر مادر، مدت زمان کوتاهی در بیمارستان خواهد ماند، بردن کودک به بیمارستان، ضرورتی ندارد و دیدن و آشناشدن کودک با نوزاد تازه متولدشده، بهتر است که پس از بازگشت مادر به خانه و در خانه صور ت گیرد. پس از آوردن نوزاد به خانه، کودک بزر گتر را به اتاقی دیگر یا به خانه ی پدر و مادربزرگ نفرستید، زیرا کودک احساس خواهد کرد که متولدشدن نوزاد، تغییری در پرستاری اش به وجود آورده و او را از محیط قبلی خود و دامان مهر و محبت مادر، دور کرده است.

آوردن نوزاد به خانه و پیدایش حس حسادت در کودک بزر گتر:

زمانی که نوزاد به خانه آورده م یشود، چون مورد توجه همه قرارمی گیرد و دوستان و اقوام، هریک او را در آغوش می گیرند و حتی برایش هدیه می آورند، بنابراین، کودک احساس می کند که ای کاش من هم نوزاد بودم و عکس العمل او ممکن است ب هصورت رفتار کودک شیرخوار باشد؛ او ممکن است در شلوار خود ادرار کند یا در حالی که درگذشته خوب حرف می زده، مانند کودکانی که تازه یاد گرفت هاند کلم هها را ادا کنند، حرف بزند.

برخی از کودکان هنگامی که مادر، نوزاد خود را شیر می دهد، از روی حسادت، به شیرخوردن از شیشه شیر تمایل پیدا می کنند و با گریه کردن، از مادر می خواهند که شیر را از شیشه شیر به آنان بدهد، درصورتی که خوردن شیر از شیشه را در گذشته ترک کرده بودند. مادر نباید احساس کند که کودک با خوردن شیر از شیشه ی شیرخوری، مشکلی به وجود خواهد آورد و نباید با ای نکار، مخالفت کند و چیزهای دیگری مانند شکلات و شیرینی به او بدهد که راضی اش نماید. تمایل کودک به خوردن شیر از بطری شیرخوری، چند هفت های بیش تر ادامه نخواهد یافت.

گاهی اوقات ممکن است از روی ناراحتی و حس حسادت، اسباب بازی یا شیء را به طرف نوزاد پرت کند که مادر به طور معمول، در چنین حالتی نسبت به عمل کودک، پرخاش کرده و او را سرزنش می کند و سرزنش کردن و عصبانیت مادر، حس حسادت کودک را عمیق تر و شدید تر خواهد کرد. مادر نه تنها باید نوزاد را از مخاطره ها حفظ کند، بلکه باید کودک بزر گتر خود را نیز دریابد. مادر باید به کودک بگوید: «ما همگی دوستت داریم اما چون این خیلی کوچک است، باید مراقبش باشیم. تو هم باید کمک کنی تا با همدیگر بزرگش کنیم. »

شدت حسادت کودکان نسبت به نوزاد شیرخوار به طور معمول در سنین کم تر از ۵ سالگی، به بیش ترین حد خود می رسد، زیرا کودک در این سن هنوز وابسته به پدر و مادر است و به خارج از خانه وابستگی ندارد اما زمانی که کودک به سن ۶سالگی یا پس از آن رسید، خود را به تدریج از پدر و مادر دور م یکند و علاقه و دوستانی در خارج از محیط خانه به دست خواهد آورد.

رفتار پدر و مادر با کودک بزر گتر باید چگونه باشد؟

زمانی که نوزاد تازه متولد شده به خانه آورده م یشود، مادر نباید هیچ گونه تغییری در رفتار خود نسبت به کودک بزرگ تر ب هوجود آورد؛ گرچه مادر به علت زایمان، ضعیف، خسته و حتی بی حوصله شده اما تا حد امکان باید سعی کند با کمک پدر، زندگی روزمره و روابط و رفتار قبلی خود را با کودک حفظ نماید. زمانی که کودک ببیند تمام توجه و علاق هی مادر به نوزاد جلب می شود و نوزاد مدام در آغوش مادر است و او بلاتکلیف و سرگردان است، حس حسادت در او به وجود خواهد آمد. اگر برای پدر امکان دارد، می تواند کودک را با خود به محل کارش ببرد تا در خلال روز با پدر مشغول باشد.

سپردن کودک به کودکستان نیز برای او سرگرم کننده خواهد بود. اگر شغل پدر اجازه نمی دهد، می تواند در ساعت های بیکاری خود، کودک را برای خرید، دیدن دوستان و گردش، به بیرون از خانه ببرد. کودک بزرگ تر اغلب از مادر اجازه می خواهد تا نوزاد را بغل کند. مادر از ترس این که نوزاد ممکن است از بغلش بیفتد، به طور معمول اجازه نمی دهد. اگر کودک روی فرش یا روی تختخواب بنشیند و نوزاد را در آغوش بگیرد، امکان افتادن نوزاد وجود نخواهد داشت؛ بنابراین، مادر باید به دفعات اجازه دهد که او نوزاد را در آغوش بگیرد؛ این کار موجب می شود حس حسادت و تنفر کودک نسبت به نوزاد کاهش یابد.

می توان در پرستاری از نوزاد و در دوران شیرخواری، از کودک بزرگ تر درصورت تمایل او بهره جست؛ این عمل موجب م یشود حس حسادت، به دوستی تبدیل شود. اگر هدیه هایی از طرف دوستان برای نوزاد آورده می شود، بهتر است پدر و مادر ترتیبی دهند که برای کودک بزرگ تر نیز هم زمان هدایایی آورده شود تا او احساس کمبود نکند.

به او یاد آوری کنید که زمانی خود او هم نوزاد بوده و همین کارها را برای او هم انجام م یدادید و هر نوزاد به این سن و سال به این کمک ها و محبت ها نیاز دارد.

عکس های دوران نوزادی و زمان تولدش را به او نشان دهید و توجه او را به محبت ها و هدایایی که در آن زمان برای او هم انجام می دادید، جلب نمایید.

فعالیت هایی را برای فرزند بزرگترتان در نظر بگیرید که قادر به انجام دادن آن ها است و او را از فرزند دیگر مجزا میک‏ند و بدین وسیله این پیام را به او بدهید که دیگر بچه نیست و بزرگ شده است.

او را در آغوش بگیرید و به او محبت کنید، با او بازی کنید، برایش کتاب داستان بخوانید و فعالیت هایی را انجام دهید که مناسب سنش است.

به طور کلی و در نتیجه می توان گفت، اول مادر باید به کودک بزرگ تر بفهماند که او نیز مورد علاقه و محبت خانواده است. دوم آن که کودک ۲ ساله را باید عادت داد که تنها بخوابد و بازی کند تا کمتر با مادر تماس داشته باشد و از محبت مادر به نوزاد جدید ناراحت نشود. سوم آن که مادر به کودک بفهماند در مواظبت و محبت با نوزاد برابر است. مادرانی که برای کودک قصه می گویند و نوزاد را نیز نوازش می کنند به نحو قابل ملاحظه ای مانع از بروز حسادت در آنان می شوند.

چهارم آن که حیوان مورد علاقه ی کودک حسود را در اختیارش قرار دهند تا کمی از حسادت های او جلوگیری شود. به طور خلاصه، همانطور که گفته شد در قسمت علل، حسادت اغلب محصول موقعیت خانوادگی به ویژه نگرش مادر و روش های انظباطی اوست. لذا مادران باید از توجه بیش از حد (زیاد و یا کم) نسبت به فرزندان خویش احتراز جویند و از به کار گرفتن شیوه های انظباطی ناهم آهنگ و ناهمخوان که هر دو از عوامل تشدیدکننده ی حسادت هستند، بپرهیزند[۱].

مهمترین عامل در رشد کودک، خواب او است!


یک متخصص کودکان، "خواب" را عامل مهمی در رشد کودک دانست. دکتر رئیسی افزود : در کنار تغذیه و عامل وراثت آنچه که بر رشد قدی کودکان تاثیرگذار است، خواب خوب شبانه است. بسیاری از کودکان ممکن است خواب بعدازظهر داشته باشند ولی شب‌ها دیر بخوابند. این نوع خوابیدن مناسب نیست و توصیه نمی‌شود. وی تاکید کرد: در زمان خواب و در زمان فعالیت روزانه هورمون رشد ترشح می‌شود. بسیار مهم است که کودکان خواب خوب شبانه داشته باشند و همچنین به میزان کافی فعالیت کنند. همچنین توصیه می‌شود کودک تا حدامکان یک ساعت قبل از خواب، قندهای ساده مثل شکر، شکلات، آب‌ نبات، تافی و... مصرف نکند چون قندهای ساده خود در ترشح هورمون رشد اختلال ایجاد می‌کنند.

به گفته رئیسی، هنگامی که هورمون رشد به اندازه کافی ترشح نشود، رشد قدی تا حدی دچار اختلال می‌شود.

این متخصص کودکان با بیان اینکه در درجه دوم عوامل محیطی بر قد کودک تاثیر می‌گذارد، گفت: یک علت شایع کوتاهی قد، تاخیر سرشتی در رشد است. در این کودکان از سن دو سالگی کوتاهی قد دیده می‌شود و این در حالی است که پدر و مادر کوتاه قد نیستند.
رئیسی افزود: در این صورت سرعت رشد کودک در سال تقریبا طبیعی است ولی سن استخوانی عقب است. در واقع قد کودک برای همان سن استخوانی مناسب است، ولی نسبت به سن تقویمی، کوتاه است. بلوغ دراین کودکان با تاخیر همراه است.

این متخصص کودکان تاکید کرد: علاوه براین دو علت شایع، علل دیگری مانند بیماری عمومی چون سوءتغذیه، کمبود ویتامین‌های دی و کلسیم که موجب نرمی استخوان می‌شوند، بیماری سلیاک که به حساسیت به پروتئین گندم منجر می‌شود، بیماری‌های مزمن مانند کم‌خونی، بیماری‌های التهابی و... نیز می‌توانند موجب کوتاهی قد شوند.

والدین در قبال شخصیت نوجوانشان چه باید بکنند؟

ظرافت های رفتاری پدر و مادر در قبال «منِ سازمان یافتۀ» نوجوان اهمیت ویژه ای دارد. آنان باید بدانند که نوجوان شخصیتش را دوست دارد و به تصویری که از خود دست یافته است بسیار احترام و اعتبار قائل است. این طبیعی است که او بی حرمتی و بی توجهی به چنین «خودی» را نپذیرد و در مواجهه با هر که تحقیرش کند واکنش نشان دهد. موضوع این است که در بسیاری از موارد چنین واکنشی می تواند خام و ناپخته باشد و موجب ناراحتی و رنجش والدین گردد. برای پیشگیری از چنین وضعیتی کافی است به شخصیت او احترام بگذاریم و تحت هیچ شرایطی زمینه تخریب  آن را فراهم نکنیم. در این صورت هم عزت نفس نوجوان قدر و منزلت پیدا خواهد کرد و هم جایگاه رفیع و ارزشمند والدین محفوظ خواهد ماند.

  • هرگز و تحت هیچ شرایطی، هیچ عملی انجام ندهید که هجوم به شخصیتش تلقی شود. این نه یک اندرز تربیتی، بلکه یک توصیه حیاتی و اساسی است. این یک ملاک مناسب و عملی برای شماست. از انجام کارهایی که به کوچک شمردن شخصیتش منجر می شود بپرهیزید. او به راحتی می تواند از شما متنفر باشد و تنفرش را دوام بخشد. پس به شخصیتش احترام بگذارید و مهم تر این که نشان دهید متوجه این شخصیت هستید. نشان دهید که او را می بینید و برای نقطه نظراتش احترام و ارزش قائلید.
  • آراء، افکار، عقاید و سخنان برآمده از شخصیت در حال شکل گیری اش را – دست کم- گوش دهید. مشتاق حرفهایش باشید و اشتیاق تان را به روشنی نشان دهید.
  • پس از مدتی کوتاه و در اولین فرصتِ مساعاد او به دیگران روی خواهد آورد. دیگرانی که شماهیچ شناختی ز آۀنها ندارید. او از شما می بُرَد و به کسانی پناه می بردد که او را آن گونه که هست پذیرفته اند و موجودیت و تمامیتش را به رسمیت شناخته اند. دیگرانی که به شخصیت او احترام قائل شده اند و در پاره ای موارد او را «مُحق» دانسته اند، گرچه همۀ این «دیگران» بد نیستند. اما بی تردید بدهایش این قدرت نو قابلیت را دارند که اروازه های فلاکت، بدبختی و انهدام و تباهی را به روی نوجوان بگشایند و نابودش سازند. فراموش نکنید که عده ای از این رهگذر نان می خورند.
  • هرگز، تحت هیچ شرایطی و به هیچ عنوان و بهانه ای از تنبیه بدنی استفاده نکنید. در کتاب «رازهای کودک من» اصول تنبیه بدنی را نوشتیم و گفتیم که با توجه به شرایط و موارد و با رعایت جوانب در سنین زیر ده سال، در برخی زمان ها شاید تنبیه بدنی موثر باشد. اما همه آن اگر و مگرها به دوران کودکی مربوط می شود. همان جا به صراحت گفته ایم که تنبیه بدنی پس از هفت سالگی (سن مدرسه) باثید به سرعت کاهش یابد و پس از ده، یازده سالگی کاملا قطع شود. حتی تاکید کرده ایم که تنبیه بدنی در سن نوجواننی مهلک و مخرب است. در اینجا نیز تکرار و تاکید می کنیم: «تنبیه بدنی در دوران نوجوانی و پس از بلوغ ددر حکم سمّی است که درون رگ های نوجوان تزریق می شود» چرا؟:

آیا تاکنون برایتان پیش آمده است که در کوچه و خیابان با کسی درگیر شوید و برخورد فیزیکی پیدا کنید؟ آیا از کسی سیلی یا لگد خورده اید؟ وقتی ساعتی از درگیری می گذرد از چه چیز ناراحت هستید؟ از دردِ ناشی از سیلی که خورده اید یا از لطمه ای که به شخصیت تان وارد شده شده است؟ چرا نمی توانید فراموش کنید؟ شاید به این دلیل که تحقیر شده اید؟ اعصابتان  آرامش ندارد. بی قرار و مضطرب هستید. به انتقام و تلافی می اندیشید. مخصوصا اگر این اتفاق در حضور دیگران بوده است. در حضور همسرتان، یا دوست یا همسایه و همکارتان. چرا تا این حد شخصیت تان را له شده تلقی می کنید؟ همۀ این احساس ها و تلقی ها برای یک نوجوانِ تنبیه (بدنی) شده نیز وجود دارد. ممکن است چنین استدلال کنید که: «اما من پدرش هستم. او از پدرش کتک خورده است ونه از غریبه و بیگانه.» سخن شما درست است و منطق تان نیز ایرادی ندارد. اما فراموش کرده اید که  مهم ترین و ارزشمندترین وجه نوجوانتان را نشانه رفته اید. آن را آسیب زده اید. شاید اگر مردی در سی سالگی از پدرش سیلی بخورد هیچ اهمیتی نداشته باشد. اما برای نوجوان وضعیت متفاوت است.

از سوی دیگر، مگر ما از تنبیه بدنی چه هدفی داریم؟ دنبال چه هستیم؟ مگر غیر از این است که کاربرد تربیتی تنبیه بدنی، بازدارندگی در قبال رفتارهای غلط و نامقبول است؟ آیا مکانیزم تنبیه بدنی استفاده از عامل ترس و ارتباط ان با اعمال ناشایست و نامطلوب نیست؟ مساله این است که چنین ترسی شاید در دوران کودکی موثر افتد، اما نوجوان هرگز چنین ترسو واهمه ای ندارد. او هر روز این گونه درگیری ها و کتک خوردن ها را در کوچه و مدرسه با دوستان و دشمنانش تجربه می کند. او را از چه می ترسانید؟ از یک سیلی یا لگد؟ اینهاا برای او عامل بازدارنده محسوب نمی شود. اما چون شخصیتش آسیب می بیند و با آن سیلی به او بی احترامی می شود و از آنجائی که نمی تواند از خود دفاع کند و به مقابله برخیزد، لذا تحقیر می شود و کین و نفرتش را از عامل تنبیه، درونی می کند و آن را به یاد و خاطره اش می سپارد. به تدریج خشونت و پرخاشگری جایگاه لطافت و عاطفه را اشغال می کند و خشم و نفرت را به او یاد می دهد.

  • هرگز او را در حضور دوستانش مورد عتاب و سرزنش قرار ندهید. او سرزنش شدن نزد دوستانش را نیز تحقیر می شمارد. نزد دیگران او را با کلمات تحقیرآمیز و خرد کننده خطاب نکنید. او قدر و منزلتی پیش دوستانش دارد. وقتی از راه می رسید و او را در کوچه همراه دوستانش می بینید، به جای این که بگوئید: «باز توی کوچه ای؟: برو به درسهایت برس»چه اشکالی دارد اگر با ملاطفت دستی به سرش بکشید و بگوئید: «چرا دوستانت را به خانه دعوت نمی کنی؟ بیائید و چیزی بخورید.» واقعیت این است که نوجوان به مقولۀ دوست یابی اهمیت زیادی قائل است. به طوری که حتی برای یافتن دوست یا نزدیک شدن به آنها به رقابت با همدیگر می پردازند. این احتمال وجود دارد که نوجوان شما برای گروهی از دوستانش نقش یک رهبر و لیدر را بازی کند وبدین سان با تحقیر کردنش تما ارج و قرب و جایگاه و موقعیت ارزشمندش را پیش دوستان از بین می برید. و به اصطلاح «کاریزمایش» را نابود می کنید. معمولا نوجوانان دوست دارند پیش دوستانشان از قدرت و اقتدار و اختیار و جایگاهشان در خانواده حکایت ها نقل کنند و داستان ها ببافندد و لاف ها بزنند. با سرزنش و شماتت شما همۀ این لاف زنی ها به هدر می رود و نوجوانتان پیش دوستانش بی اعتبار شده و به قول خودشان «سکۀ یک پول» می شود. پس اجازه دهید دوستانش او را آن گونه قدرتمند بشناسند. بگذارید او را رهبر و مدیر خانه بدانند که حتی پدر هم از او حساب می برد. ضرری نخواهید کرد.
  • از نوجوانتان به بهانه هایی تمجید کنید. به ویژه اگر در جمع و گروهی قرار دارید. توانایی ها و نقاط مثبتش را به زبان بیاورید. در برخورد با دیگران او را به نام و به درستی معرفی کنید. وقتی آن دیگران سوالی از نوجوانتان می کنند بگذارید خودش پاسخ دهد. حتی وقتی دربارۀ او از شما چیزی می پرسند به خودش ارجاع دهید: «از خودش سوال کنید … خودش بهتر می داند … من گوشی را می دهم تا خودش توضیح دهد … خودش پاسخ شما را خواهد داد … او بهتر از هر کسی می داند … اجازه دهید خودش بگوید، ما در این مورد چیزی نمی دانیم و …».
  • حتما و حتما او را با عباراتی زیبا و ارزشمند مورد خطاب قرار دهید: «سپهر جان … عزیزم… پسرم لطفا در را ببند. نازلی جان… دختر عزیزم… من از شما انتظار بیشتری دارم… عزیز دلم لطفا یک چائی برایم بیاور. گُلِ من لطفا کمی آرامتر. پسرِ نازم لطفا صدای تلویزیون را کمتر کن…». البته همۀ این عبارات را به گونه ای دیگری هم می توان بیان کرد: «هوی… پسر… در و ببند. آهای دختر این چه وضعشه….. من انتظار بیشتری دارم… بلند شو یه چائی بیار، خودتو تکون بده…، خفه خون بگیر، سرم رفت… تلویزیونو کمش کن مگه کَری!!….». استفاده از عبارات زیبا و با ملاطفت انرژی چندانی نمی برد. اما عجیب است که برخی خانواده ها دربرابر چنین توصیه ای مقاومت یا بهتر است بگوئیم عناد می کنند و آن را تربیتی اروپائی و لوکس و حتی بعضا لوس بازی و نُنُر پروری قلمداد می کنند. حیرت انگیز است! چرا فکر می کنیم احترام و رعایت حرمت ها و حریم ها لوس بازی است؟ چه اشکالی دارد با این عباراتِ احترام آمیز نوجوان و شخصیتش را تکریم کنیم؟ تردیدی نیست که بهرۀ چنین تکریمی در وهلۀ اول متوجه خود شما خواهد بود. عبارات زشت و القاب مشمئز کننده ای که در بعضی خانواده ها نسبت به نوجوان اعمال می شود عواقب مخربی دارد که گاه غیرقابل تصور است. نوجوان احترام و حرمت می خواهد و این حق طبیعی اوست.

منبع: کتاب رازهای نوجوان من. نوشته عباس خوش خبر

ترس شبانه در کودکانی که دیر می خوابند!



غلامرضا زمانی، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران با اشاره به انواع اختلالات خواب، فلج خواب را یکی از این اختلالات عنوان کرد که بر اثر شل شدن و فلج عضلات اتفاق می‌افتد. چیزی که در جامعه به غلط به «بختک» معروف است.
وی اظهار داشت: خواب دارای 2 مرحله است، مرحله اول با حرکات سریع چشم و مرحله دوم بدون حرکات سریع چشم.
زمانی افزود: خواب دیدن در مرحله حرکات سریع چشم اتفاق می‌افتد. در واقع خواب شیرین که با دیدن رویاها همراه است و همچنین کابوس‌های وحشتناک همه در این مرحله پدید می‌آیند.
زمانی ادامه داد: گاهی فازهای این 2 خواب با مشکل مواجه شده که در این صورت می‌گوییم فرد دچار اختلال خواب شده است.
عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران تصریح کرد: چرت زدن، شل شدن و فلج خواب، ترس شبانه و کابوس جزو اختلالات خواب به حساب می‌آیند.
وی افزود: نارکولپسی یا حمله خواب، میل ناگهانی به خواب است که با شل شدن و فلج خواب نیز همراه است.
عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران گفت: فلج خواب همان چیزی است که مردم به آن «بختک» می‌گویند. این اتفاق وقتی می‌افتد که فرد بعد از بیدار شدن نتواند دست و پایش را تکان دهد.
وی افزود: فلج خواب در صورت فقدان بهداشت خواب به وجود می‌آید. دیر خوابیدن، بیدار ماندن تا پاسی از شب برای چند شب متوالی می‌تواند زمینه‌ساز فلج خواب شود.
این متخصص بهداشت روانی تصریح کرد: فلج خواب ترسناک است. فرد بعد از بیدار شدن انتظار دارد بتواند حرکت کند اما فلج عضلات اجازه حرکت را به او نمی‌دهد.
این فوق تخصص مغز و اعصاب کودکان گفت: ترس شبانه و کابوس،‌ 2 اختلال شایع خواب به ویژه در کودکان است.
وی افزود: کودکانی که دیر می‌خوابند به طور ناگهانی از خواب بیدار می‌شوند و بی‌هدف گریه و پرخاشگری می‌کنند و بعد دوباره به خواب می‌روند.
وی ادامه داد: در ترس شبانه کودک موقع بیدار شدن ناگهانی کسی را نمی‌شناسد و صبح موقع بیدار شدن نیز چیزی به یاد نمی‌آورد.
زمانی گفت: کودک در ترس شبانه هوشیاری لازم برای شناخت والدین اش را ندارد.
وی ادامه داد: در کابوس، کودک خواب بدی می‌بیند اما صبح می‌تواند آن را به یاد آورد. این اختلال خواب با تعرق همراه است.
این متخصص بهداشت روانی تصریح کرد: ‌چرت زدن سر کار و کلاس بدون فلج و شل شدن عضلات است. افراد بزرگسال بین 6 تا 8 ساعت به خواب نیاز دارند و کودکان نیز 8 تا 10 ساعت باید بخوابند.
وی اظهار داشت: در رعایت بهداشت خواب باید به این نکته توجه کرد که چیزی جای خواب شبانه را نمی‌گیرد والدین باید نسبت به خواب فرزندانشان دقت لازم را داشته باشند.
عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران تصریح کرد: در بحث اختلالات خواب نیازی به تعداد شب‌هایی که فرد با مشکل مواجه می‌شود، نیست. در صورتی که فرد بتواند با حفظ بهداشت خواب، مشکل را برطرف کند. نیازی به درمان وجود ندارد اما در صورتی که این روند ادامه داشته باشد باید تحت دارو درمانی پزشک قرار گیرد.
وی خاطرنشان ساخت:‌ برخی افراد دچار اضطراب هستند که خود این عامل به اختلالات خواب در آن‌ها منجر می‌شود. مراجعه به روانپزشک می‌تواند این مشکل زمینه‌ای را نیز برطرف کند.