مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

تسلیم شدن با متانت

<تسلیم با متانت >اصطلاحی است که برای توصیف روند «بگذار بگذرد» در خانه یا هر جای دیگر استفاده می شود. این تسلیم برخوردی با وقار و با فروتنی در مقابل هرج و مرج های زندگی است. شکلی از پذیرش (کنار آمدن با آنچه پیش می آید) و پایان دادن به تقلاهای بیهوده است.

اغلب با جنبه هایی از زندگی درگیر هستیم که از کنترل ما خارج هستند (سر و صداها، اغتشاش ها، نظریاتی که نمی پسندیم، وسایلی که گم کرده ایم، بی ادبی ها، نقص ها، منفی بافی ها، لوله های شکسته، راه آب های مسدود شده و هر چیز دیگر). ما می جنگیم، عصبانی و ناراحت می شویم و آرزو می کنیم که همه چیز متفاوت بود. ما شکایت، خودخوری و دلسوزی می کنیم ولی با وجود همه این حالات رفتاری، نتیجه نهایی کماکان همان است: همه مسائلی که نسبت به آنها احساس درماندگی می کنیم به همان شکل باقی می مانند. دندان قروچه و گره کردن مشت ، هیچ چیز را حتی به قدر ذره ای تغییر نمی دهد. در حقیقت، آتش شعله ورتر و اغلب مورد را بدتر از آنچه که بوده، می کند.
تسلیم با متانت به معنی خود را باختن نیست ؛ به معنی بی عاطفگی و تنبلی یا بی توجهی هم نیست، بلکه به معنی پذیرش مناسب است و این که اصراری نداشته باشیم وقایع زندگی، به طریقی معین و متفاوت از آنچه که واقعاً هست، رخ دهد. فلسفه این روش، ساده است: شاید آرزو کنید (و یا توقع داشته باشید) که امور متفاوت از آنچه هست باشد، ولی هیچگاه چنین نمی شود. آنها آن طوری هستند که باید باشند. ولی مفهوم این مطلب این نیست که تغییرات یا اصلاحاتی را به وجود نیاورید. مسلماً باید در مواردی که مهم یا لازم می دانید این کار را انجام دهید. آنچه منظور نظر این روش است احساس درماندگی شما است که ناشی از عدم وقوع اتفاقات بر وفق مراد شما می باشد.
تجربه نمودن تسلیم با متانت را می توان از مسائل کوچک آغاز کرد. مثلاً، هنگام شستن ظروف ، جایزالخطا بودن انسان را با انداختن و شکستن یک ظرف به اثبات می رسانید. به جای آنکه داد و فریاد کرده و پای خود را به زمین بکوبید، ببینید آیا اتفاق این لحظه را (که ظرف شکسته شده است) را می پذیرید؟ مسئله بزرگی نیست. نیازی به عصبانی شدن یا ترسیدن نیست. فقط یک پذیرش با محبت در قبال حقیقت موجود: یک بشقاب شکسته روی زمین. سؤال این است: حال چه می کنید؟ بشقاب شکسته و شما می توانید به بازوی خود فشار آورده و بشقاب دیگری را بشکنید یا آرام باشید و جنبه فکاهی این حقیقت را که همه ما نقایصی داریم را ملاحظه نمایید! مثال دیگر، عملی متقابل با همسر می تواند باشد. در مقابل سخن احتمالی او که ممکن است شما را بیازارد، به جای پاسخی دندان شکن ، سعی کنید پاسخ او را قدری متفاوت بدهید. مثلاً در مقابل انتقاد همسرتان که شما را آشفته می سازد سعی کنید از آن به سادگی بگذرید و با وجود آن، او را دوست داشته باشید. این نظریه ای است که مطرح شده است و عکس العمل شما در قبال آن نظریه بستگی به خود شما دارد. اگر بتوانید واکنش های عادتی را طوری تغییر دهید که پاسخ های صلح طلبانه ای را در برداشته باشد، خواهید دید که همه چیز به سرعت رو به راه می گردد.
ما در منزل جمله ای داریم که بچه ها آن را درست کرده اند. همواره فکر کرده ایم این راه بسیار خوبی برای توصیف تسلیم با متانت است. وقتی چیزی می شکند یا اتفاق بدی رخ می دهد یکی از بچه ها می گوید: «خب، پیشامد است، پیش می آید!» به عبارت دیگر، تقلای بیهوده چه فایده ای دارد؟
این سیاست مخصوصاً هنگامی مؤثر است که هرج و مرج بزرگی در منزل در شرف وقوع است. دیروز، با دو فرزندم و دو نفر از دوستان آنان در منزل بودم. همه آنها گرسنه بودند و من هنوز نظافت های روز قبل را کامل می کردم. در همین هنگام صدای زنگ تلفن و زنگ در همزمان به صدا درآمد. یک لحظه فکر کردم کارها رو به مشکل شدن است و یادم آمد که نفس عمیقی بکشم و بروم. در آن اوضاعِ شلوغ، بهترین کاری که می توانستم انجام دهم تجربه کردن تسلیم با متانت و سپس آرام گرفتن بود. مسئله جالب این است که همیشه در چنین مواردی، به محض آنکه آرام گرفتم و از تقلاهای بیهوده دست کشیدم، همه چیز آرام شد.
اگر این روش را امتحان کنید از نتایج آن متحیر خواهید شد. به مرور که آرام تر می شوید، زندگی شما آسان تر می گردد، به جای تشدید حوادث منفی و استنباط بدترین جنبه های هر فرد، منفی بافی را پیش از آنکه فرصتی برای پیچیده شدن بیشتر پیدا کند، متوقف خواهید کرد. در آن لحظه و با قدری تمرین هرج و مرج را از دریچه ای کاملاً جدید تجربه خواهید کرد و قصه های غم انگیز بسیار کمتری در زندگی خواهید داشت. پس از امروز شروع کنید، و سعی کنید با تجربه کردن تسیلم با متانت، سختی ها را آسان نمایید.

۱۰ روش برای برقراری دوستی

هرگز متوجه نخواهید شد چه وقت می تواند اتفاق بیفتد. ممکن است درحال گذر از یک خیابان، مشغول غذا خوردن در یک رستوران، قدم زدن در یک باشگاه شبانه و یا درحال خوش و بش با دوستـتان بـاشـیـد کـه نـاگـهـان او پـیدایش می شود. دختری زیبا که حسابی نظر شما را جلب کرده و دوست دارید با او صحبت نمایید. پس بـرای ایـن منـظــور چه کاری خواهید کرد؟ باید قدم پیش گذاشته و با او حـرف بزنید.

اگر یاد نگرفته اید که چگونه به دختر مورد علاقه خود نزدیک شوید، ما در این قسمت چنـدیـن روش عـمـلی به شـمـا ارائه میدهیم تا به راحـتـی بـتـوانـید با همسر دلخواه خود ارتباط برقرار نمایید. به این روشها در اصطلاح "یـخـشـکن" اطلاق خواهیم کرد.
سلاح اصـلی هـمـواره هـنـر سـازگـاری و انـطـبـاق پذیری خواهد بود. پیش از شروع باید تشخیص دهید که در چه شرایطی قرار دارید: "گرم" یا "سرد".
موقیعت گرم هنگامی است که او شمـا را مـورد توجه قرار داده و با یک سری از علائم (مانند حرکات چشم و زبان جسمانی ) چراغ سبز را نشان داده است.
موقیعت سرد زمانی است که آشنایی قبلی با هم نداشته و این اولین برخـورد شـمـا محسوب می گردد. این موقیعت کمی مشکل تر به نـظر میرسد چرا که به علاقمندی او نسبت به خود مطمئن نیستید.
اکنون به یخشکن ها میپردازیم:
▪ شماره ۱۰
خودتان را معرفی کنید بسیار واضح است. تا زمانی کـه خـود را به او معرفی نکنید، متوجه وجود شما نـخـواهد شد. همیشه دوستی ها با یک معرفی ساده و صمیـمـی شـروع مـی گـردنـد. تـصـادفـا" بسمت وی قدم برداشته و خود را معرفی نمایید.
بگویید
ـ " من آرش هستم. از دیدنتون خوشحالم."
ـ "من آرش هستم. فکر نمیکنم همدیگرو بشناسیم."
▪ شماره ۹
برایش آبمیوه بخرید چه در رستوران باشید، چه در رستوران و چه در باشگاه شبانه، یـکـی از یـخشکـنـهـای معروف، خریدن یک نوشیدنی خنک برای او میباشد. از گارسون بخواهید یـک نـوشیـدنـی دیگر مشابه با آنچه که قبلا روی میزش در حال نوشیدن آن بـوده ( و یا اگر می خواهـیـد خیلی پر جنب و جوش باشـید مـشابـه بـا نـوشـیـدنـی که خـود شما در حال خوردن آن هستید ) برایش بیاورد. سینی این نوشیدنی را با تکه ای کاغذ حاوی مطلبی با مزه به همـراه شماره تلفن خود مزین کنید. از گارسون بـخـواهید کـه حتـما به او اطلاع دهد که آن نوشیدنی از طرف کیست. هنگام خارج شدن از محل کنار میز او توقفی کوتاه نموده و خود را به می معرفی کنید. این برخوردی شجاعانه است، بدون ابراز خشونت.
بگویید
ـ "امید وارم از نوشیدنی لذت برده باشید."
ـ "این نوشیدنی مورد علاقه منه. فکر کردم شما هم خوشتون میاد."
▪ شماره ۸
بپرسید مجرد است یا خیر . شما زمانی خواهید خواست که به این موضوع پی ببرید، پس چرا از همان ابتـدا سـؤال نمی کنید؟ بیاد داشته باشید که این در هر شرایطی، یک حرکت شجـاعـانـه اسـت. اگـر فرد خوش تیپی بـاشـیـد، احـتـمال ایـنکه او مثبت تر و واضح تر عمل نماید بیشتر خواهد شد و اگر نه، دیلیلی خواهد بود برای دوستانه تر بودن. در هر صورت در این برخورد لازم است همیشه رک و با صراحت باشید. او نیز رک و با صـراحـت خواهـد بود. اگـر گـفـت کـه مجرد نیست، و یا اگر بشما علاقمند نباشد، بسرعت متوجه خواهید شد. پـرسـیـدن از یک غریبه که آیا دردسترس هست یا خیر، بلافاصله منظور و هدف شما را آشکار نموده و هرگونه سوء تعبیر را از بین خواهد برد.
بگویید
ـ "قبل از اینکه اسمتونو که میدونم به قشنگیه خودتونه بپرسم، می خواستم بدوم مجرد هستید؟"
ـ "اینقدر خوش شانس هستم که مجرد باشید؟"
▪ شماره ۷
بی پرده باشید این طرز برخوردی است بـرای افـرادی کـه مـایـلند بـیشتر از اینها رک و با صراحت باشنـد. قدم برداشتن به طرف یک زن و نشان دادن صراحت و بی پردگی می تواند به عـنوان یـک جذاب کننده قوی عمل کند. او ممکن است اعتماد بنفس شما را نشانه ای بر ارزشتـان برای صحبت کردن قلمداد کند.

بگویید
ـ "داشتم دنبال بهانه ای بـرای بـاز کردن صحبت میگشتم، ولی چیزی پیدا نکردم. اسمم آرشه، اسم شما چیه؟"
ـ " اشکالی نداره اگه به شما ملحق بشم؟"
▪ شماره ۶
محیط اطراف را توصیف کنید هرکجا به او برخورد کنید، پیرامـون شـما چـیـزهایـی وجود خواهد داشت. از آنها برای باز کردن سر صحبت استفاده کنیـد. به محیط اطراف خود نگاه کرده و موضوع جالبی را برای گفتگو انـتـخـاب نـمـایـیـد. این راه کار محدود به اشیاء نمیگردد. اگر متـوجـه شـدید فردی روز سهتی را در محل کارش گذرانده ، می تـوانـید جـمـله ای بـه وی بگویید که تنشها و خستگی ها را از تـنـش بـیرون کند. این باعث می گـردد کـه او خـودش را سـبـک و سـر صحبت را باز کند. با این حـال قـبـل از مـراجـعـه بـه او، مـطـمـئـن شوید که سرش شلوغ نباشد.
بگویید
ـ "من این آهنگو جای دیگه ای هم شنیدم، خیلی قشنگه"
ـ "بنظر میرسه که روز خیلی خوبی داشتی" ( اگر خسته بنظر میرسید، با گوشه و کنایه به او بگویید)
▪ شماره ۵
سؤالی سرگشاده بپرسید مشکل ترین قسمت یک یخشکن بکار گمـاردن آن بـرای آغـاز نمودن محاوره ای است که ۳۰ ثانیه بعد از شروع شدن، خاتمه نپذیرد. برای جلوگیری از چنین وضـعیـتـی، اقـدام بـه پرسیدن سؤالی نماییـد کـه پـاسـخش بـه "بله" یا "خیر" ختـم نـشده و احـتیاج به بسط بیشتری داشته باشد.
بگویید
ـ "خوب، سرگرمیات چیا هستن؟"
ـ "خوب، آخر هفته ها چطوری خودت مشغول میکنی؟"
▪ شماره ۴
از او بخواهید شما را به یک نوشیدنی میهمان کند با اینکار به صـورتی موزیانه باعث متعجب ساختن وی شده و و جذابیت زیادی در نزدش پیدا خواهید نمود.
بگویید
ـ "بهت میگم چرا، ولی چطوره ازت بخوام یه نوشیدنی مهمونم کنی؟"
ـ "همیشه تو فکر این بودم که منصفانه نیست که هـمیشه من بـرای کـسی نوشـیـدنـی بخرم، پس ازت میخوام که اینبار شما منو مهمونم کنی و قول میدم لطفتو جبران کنم"
▪ شماره ۳
تعریفی صادقانه از او بنمایید بر همگان معلوم است که زنان دوست دارند مورد تعریف و تمجید قرار بگیرند. با این حال آنها براحتی میتوانند تخشی دهند که صادقانه از آنها تعریف میشود و یا از روی ریاکاری. گذشته از اینکه درچه شرایطی قرار دارید، همیشه باید موضوعی قابل قبول برای تعریف و تملق پیدا کنید.این میتواند بسته به زبان جسمانی او، تعریف و تمجیدی مخاطره آمیز و یا خودمانی باشد.

بگویید
ـ "جالبه که متوجه اون شدی...خیلی باهوشی"
ـ "خنده شیرین و جذابی داری"
▪ شماره ۲
سلام کنید همانطور که از آن بر می آید، از ایـن طـرز برخورد کلاسیک معمولا چشم پوشی میگردد. اغلب افراد بلافاصله جواب سلام را میدهنـد که تـصور میـکنند ادب و نزاکت اینطور ایجاب میکند. با اینحال جواب سلام می تواند در را بـرای آغـاز سـخن باز گرداند. سلام، شروع کننده ای ساده است که باعث ایجاد جرات برای گفتگو با افراد نا آشنا میشود.
بگویید "سلام!"
▪ شماره ۱
او را به لبخند زدن وادار نمایید وادار کـردن او بـه لبخند زدن بـصورت معجزه آسایی باعث شکستن یخ خواهد شد. زنان عاشـق مـردانی هستند که بتــوانند آنها بخندانند. خوش مشربی باعث جذابیت بیشتر مردان میشود.
بگویید
ـ "شرط می بندم میتونم در عرض ۵ ثانیه بخندونمت"
ـ "دوست داری یه جوک بامزه برات تعریف کنم"
● کمی یخ بشکنید
خواه سر کارتان باشید، چه مشغول بازی و یا در حال گردش، ممکن است با دختر مورد علاقه خود روبـرو شـوید. نکـتـه ایـن است که فقط باید بدانید چه کاری را و در چه زمانی انجام دهید. همیشه آرام و صادق باشید.
اگر فردی جواب رد به شـما داد، نـا امید نشده و با اعتماد بنفس بیشتر به دنبال همسر مورد علاقه خود بگردید.

احساس های نیرو بخش برای زندگی بهتر

گاهی در زندگی و تعامل‌های روزمره مان با انسان‌ها، با افرادی برخورد می‌کنیم که احساس می‌کنیم هم صحبتی و هم نشینی با آنها (حتی برای مدتی کم) به ما نیرو و انرژی و شادابی بخشیده است.
پیوستن به دایره این افراد و تبدیل شدن به انسانی نیرو بخش کار چندان مشکلی نیست. شما هم می‌توانید با رعایت نکاتی کوچک و البته مهم در زندگی، در درجه اول به خودتان و در مرحله بعد به دیگران انرژی زندگی ببخشید.
۱) عشق و محبت را احساس کنید
احساس و ابراز عشق و محبت، تقریبا با هر عاطفه منفی که مواجه شود؛ آن را از بین می‌برد. اگر کسی با شما خشمگین بود؛ از محبت خود به او کم نکنید و برای اینکه قدرت انجام چنین کاری در شما پیدا شود؛ کمی‌تمرین کنید. اگر کسی با حالت رنجش و عصبانیت نزد شما آمد و شما چند بار پاسخ او را با محبت و گرمی ‌دادید، مطمئن باشید که کم کم روحیه او هم تغییر می‌کند و از شدت عصبانیت او کاسته می‌شود.
۲) قدر شناس و سپاسگزار باشید
بیشتر عواطف نیروبخش، نتیجه قدرشناسی و سپاسگزاری هستند. اگر این دو احساس را در زندگی خود داشته باشید، زندگیتان بیشتر از همه برای خودتان پر بار و پر معنی می‌شود. ایجاد این دو احساس مثبت، تداوم زندگی است؛ همیشه قدرشناس و شکر‌گزار باشید.
۳) کنجکاوی کنید
اگر می‌خواهید در زندگی رشد و پیشرفت را تجربه کنید؛ یاد بگیرید مانند یک کودک کنجکاو باشید. کودکان می‌دانند چگونه از هر چیز تعجب کنند و به همین خاطر محبت آنها در دل ما جای می‌گیرد. اگر می‌خواهید کسالت شما رفع شود؛ کنجکاو باشید. اگر کنجکاو باشید همه گرفتاری‌‌ها کم اهمیت می‌شود و شما به خاطر کنجکاوی به مطالعه کتاب‌های جدید، دیدن فیلم‌های تلنبار شده در قفسه فیلم‌هایتان، رفتن به سفرهایی که همیشه آرزو داشته‌اید و آشنایی با آدم‌های تازه روی بیاورید. کنجکاوی را در خود تقویت کنید تا زندگی شما به صورت مطالعه‌ای بی‌پایان و لذت بخش در آید.
۴) شور و هیجان داشته باشید
شور و هیجان به هر چیزی روح می‌بخشد، شور و شوق، هر مشکلی را به فرصتی عالی تبدیل می‌کند و همچون نیروی مهار‌ناپذیری زندگی ما را با سرعتی بیش از پیش به جلو می‌راند. اگر می‌پرسید چگونه در خود شوق و هیجان ایجاد کنیم، به شما خواهیم گفت که ایجاد شور نیز مانند ایجاد محبت و گرمی ‌و سپاس و کنجکاوی است، تنها باید تصمیم بگیریم که چنین احساسی داشته باشیم! برای عملی کردن این تصمیم، از جسم خود استفاده کنید، سریع‌تر صحبت کنید، خاطرات و تصاویر ذهنی را با سرعت بیشتری در نظر مجسم سازید، بدن خود را در جهتی که می‌خواهید بروید به حرکت در آورید، تنها به نشستن و تفکر اکتفا نکنید. بی تردید اگر در مبل فرو بروید، آرام نفس بکشید و با طمانینه صحبت کنید، هرگز به هیجان در نمی‌آیید.
۵) اراده و قاطعیت را جدی بگیرید
همه خصلت‌هایی را که برشمردیم دارای ارزشند؛ اما خصلتی هست که اگر بخواهید ارزشی جاودانی در این جهان خلق کنید، باید آن را حتما داشته باشید. این احساس به شما می‌گوید که چگونه با مشکلات و ناراحتی‌‌ها مواجه شوید و یأس و سرخوردگی را برطرف کنید. اراده و تصمیم، یعنی استفاده از قدرت برق آسای تعهد و الزام. برای انجام هر کاری، از کاهش وزن گرفته تا امور شغلی و پی گیری امور مهم؛ باید قدرت اراده و تصمیم داشته باشید. تمام کردارهای شما؛ از این منبع سرچشمه می‌گیرند. همین که برای انجام کاری تصمیم قاطع بگیرید، به طور خودکار هر عملی را که برای رسیدن به هدف لازم باشد، انجام می‌دهید. اگر با تصمیم عمل کنید، خود را به هدف متعهد و ملزم می‌کنید و همه درهای دیگر را به روی خود می‌بندید. در غیر این صورت، بهره‌ای جز یأس و ناکامی‌نخواهید داشت. اگر نیروی اراده و تصمیم در اختیارتان باشد، به طور حتم می‌توانید الگوهای خودتان را در هم بشکنید و طرز فکر خود را عوض کنید. لازم نیست همیشه دیوارها را خراب کنیم، گاهی کافی است نگاهی به چپ و راست خود بیند‌ازیم تا دری را که پشت دیواری مخفی شده، پیدا کنیم. البته فراموش نکنید افراط در هر چیز مضر است، قاطعیت بی‌جا هم زیان آور است و انعطاف انسان را کم می‌کند.
۶) انعطاف‌پذیری هم لازم است
اگر تنها یک بذر در باغ خاطر خود بکارید و آن بذر ضامن موفقیت شما باشد؛ بذر انعطاف پذیری و نرمش است. این ویژگی باعث می‌شود همواره بتوانید نظرات و عقاید خود را اصلاح کنید. تمام چیزهایی که در نظر شما عواطف منفی تلقی می‌شوند، پیام‌هایی هستند که شما را به انعطاف پذیری دعوت می‌کند. انعطاف پذیری، عامل خوشبختی انسان است.
همه ما در طول زندگی خود به شرایطی بر می‌خوریم که کنترل آنها از اختیار ما خارج‌اند، در این شرایط، قابلیت انعطاف ما در مورد اصول و باورها، معنایی که به هر چیز می‌دهیم و کردارهای ما تنها ضامن موفقیت مان در درازمدت است، لازم به گفتن نیست که میزان شادمانی ما هم وابسته به همین عامل است. در هنگام توفان، درختان سخت می‌شکنند، اما شاخه‌های نرم؛ خم می‌شوند و سالم می‌مانند.
۷) اعتماد به نفس مهم است
اعتماد تزلزل‌ناپذیر به خویشتن، احساسی است که همه ما به آن نیاز داریم. اگر می‌خواهید همیشه، حتی در شرایطی که برای اولین بار با آن مواجه می‌شوید؛ به خود اعتماد داشته باشید، تنها راه داشتن ایمان است. هم‌اکنون عواطفی را که شایسته شماست در نظر آورید و به آن یقین داشته باشید. یکی از راه‌های ایجاد ایمان و اعتماد به خود، تمرین است. هنگامی‌که می‌خواهید خود را به انجام کاری وادار کنید، باید به جای ترسیدن اعتماد به نفس را در خود قوی کنید.
۸) خوشرو باشید
بین شادی درونی و لبخند ظاهری تفاوت زیادی است. خوشرویی، اعتماد به نفس شما را زیاد و زندگی را دلپذیرتر می‌کند و سبب می‌شود اطرافیان شما نیز خوشحال‌تر شوند. شادی و خوشرویی، ترس، آزردگی، خشم، ناکامی، یاس، افسردگی و احساس ناتوانی را تا حد زیادی زایل می‌کند. هر اتفاقی که در اطراف شما بیفتد و هر مشکلی که ایجاد شود، قدر مسلم اخم و کج خلقی وضع را بهتر نخواهد کرد. اگر این نکته را درک کنید، همیشه شاداب و خوشرو خواهید بود. خوشرویی به معنی «الکی خوش بودن» و نادیده گرفتن مشکلات نیست، بلکه نشانه اعتماد به نفس، تسلط بر اعصاب و هوش فوق‌العاده شماست. هنگامی‌که احساس شادی می‌کنید، بهتر می‌توانید با مشکلات برخورد کنید.
۹) تندرست باشید
اگر مراقب وضع جسمانی خود نباشید؛ مشکل می‌توانید احساس شادابی کنید. جسم خود را همیشه زنده و سالم نگه دارید و در نظر داشته باشید که جسم؛ واسطه همه عواطف روحی است. جنبش، تحرک انرژی را افزایش می‌دهد و باعث می‌شود خود را پر انرژی‌تر احساس کنید. در اثر تحرک اکسیژن بیشتری به مغز، اعصاب و سایر اندام‌های بدن می‌رسد و تندرستی را در پی دارد. به همان نسبت تندرستی هم انسان را شاداب‌تر و برای مواجهه بهتر با مشکلات زندگی آماده می‌کند.
۱۰) کمک و خیرخواهی
هیچ احساسی دلپذیرتر از این نیست که شما در هر مقامی‌که باشید، کاری کنید یا چیزی بگویید که فقط در جهت منافع و مصالح خودتان نباشد، بلکه در زندگی نزدیکان و اطرافیان شما و حتی در زندگی کسانی که اصلاً نمی‌شناسید، تاثیری مثبت داشته باشد. ما باید نه‌تنها به زندگی خود؛ بلکه به زندگی دیگران نیز توجه کنیم و از این راه احساس خیرخواهی و کمک به دیگران را در خود به وجود آوریم. اگر طوری نسبت به خود و دیگران بخشنده باشید که بدانید زندگی شما موثر و وجود شما مفید است، خود را بیشتر با دیگران مرتبط می‌یابید و احساس افتخار و اعتماد به نفس پیدا می‌کنید.

استراتژی های مهم برای داشتن شروع خوب

در این مقاله با ۱۰ استراتژی برای داشتن یک شروع خوب آشنا خواهید شد؛ استراتژی های برای ایجاد کسب و کار مهم

در زندگی هر شخص صاحب کسب وکار، یک روز ، با یک سری از ملاقاتها واحترامات تحت الفظی پرشده است .وقتی شما اولین برخورد با مشتری یا هم قطار خود را داشته باشید می خواهید که در مسیر درستی گام بردارید . انجام این عمل ، اولین برخورد وملاقاتهای پس از آن را به خوبی وآسانی میسر می سازد. قدمهای نادرست ، تلاش سختی جهت جبران احتیاج دارد. انرژی خود را برای بعد حفظ کنید واین استراتژی های آسان را جهت یک شروع موفق بکار برید .

۱) هر گاه شخصی را ملاقات می کنید، بایستید.
این مورد به شما اجازه می دهد که با شخص مخاطب در یک حد برابر قرار بگیرید. با باقی ماندن در صندلی خود ، پیغامی با مضمون اینکه " تصور نمی کنید که شخص مقابل به اندازه کافی توجیهی جهت زحمت ایستادن داشته باشد " انتقال می دهید .اگر خود را در موقعیتی می بینید که نمی توانید بایستید ، ( مانند زمانی که پشت گلدانی با شاخه های بزرگ هستید !!) عذر خواهی کنید وتوضیح دهید .برای مثال می توانید بگویید : مرا ببخشید نایستادم . برگهای این گلدان مانع دید من می شوند .
۲) لبخند بزنید .
احساسات ظاهری شما گویا تر از کلمات می باشند . به نحوی نگاه کنید که شما از ملاقات دیگران ، بدون توجه به آن چیزی که در ذهن دارید خرسند هستید . برای شخصی که زودتر از شما می ایستد ، لبخندی روی صورت بیاورید .
۳) تماس چشمی داشته باشید .
نگاه کردن به اشخاصی که شما ملاقات می کنید ، بیانگر توجه وجلب نظر شما به آنهاست . اگر نگاه شما در جای دیگری باشد ، بیان می کنید که به دنبال شخص دیگری جهت پیشبرد میل تان هستید .
۴) بی درنگ خودرامعرفی نمایید .
۵) وقتی لازم است ، شرحی شامل اینکه که هستید بیان کنید .
کافی نیست که به فرض بگویید: " سلام .من ماری جونز هستم ." اطلاعات بیشتری بدهید :"سلام من ماری جونز هستم .من برای شرکت ... فعالیت می کنم ."
۶) استوار دست بدهید .
بعنوان احترام دستخود را دراز کنید. شخصی که ابتدا دست خود را دراز می نماید احساس آسودگی واطمینان می نماید . مطمئن باشید که بخش احترامات فیزیکی شما حرفه ای است . به نحوی دست ندهید که استخوان مچ خرد شود یا خیلی شل دست ندهید . اگر در دست دادن با خانمها وآقایان دستپاچه شدید از آن صرفه نظر کنید .
۷) یاد بگیرید که چگونه یک معارفه روان داشته باشید .
در کسب وکار شما همیشه اشخاص با اهمیت کم را به اشخاص مهم معرفی می کنید . روش این کار به این ترتیب است که ابتدانام افراد مهم را ذکر کنید ، به دنبال آن با کلمات :" میل دارم معرفی کنم ..." وسپس نام افراد دیگر را ذکر کنید. مطمئن شوید که مطالبی درباره هر شخص بگویید تا دیگران بدانند چرا آنها رامعرفی می نمایید ومقداری اطلاعات خواهید داشت که با کدام شخص شروع به گفتگو نمایید .
۸) تشخیص دهید که کدام شخص مهمتر است .
مشتری یا دورنمای کسب وکار مهمتر از رئیس شماست .فقط به خشنودی رئیس خود چشم نداشته باشید .
۹) به اسامی در ملاقاتها توجه نمایید .
بسیار متعارف است که فکر کنید چه چیزی می خواهید بگویید وبه دیگران تمرکز نکنید . اگر شما تمرکزداشته باشیدوهنگامی که نامی را می شنوید ، تکرار کنید شانس بالاتری از قبل دارید .
۱۰) اسامی کوچک اشخاصی را که برای دفعه دوم می بینید با اجازه خودشان بکار برید .
همه اشخاص نمی خواهند در جلسات ابتدایی به صورت غیر رسمی نامیده شوند .بهتر است در مسیر رسمی اشتباه کنید تا اینکه دیگران را با چوب وچماق بزنید .هدف شمادر بین چند دقیقه ابتدایی ملاقات با اشخاص دیگر دادن احساس راحتی به آنها وسهولتی است که آنها بخواهند با شما کار کنند . وقتی شما برای آن برخوردهای بحرانی ابتدایی قوانین دلگرم کننده ای را رعایت کنید شما یک شروع محکم برای یک ارتباط سود بخش در دراز مدت را خواهید داشت .

راه های متقاعد کردن دیگران


فـکــرش را بکنید که نیرویی داشتید که می توانستید هر کسی را که میـخواستید متقاعد به انجام کارهای دلـخواهتان می کردید. غیرممکن به نظر می آید؟ باید بگویم آنقدرها هم که فکـر مـی کنـیـد سخت نیسـت. افـراد زیـــادی مثل رهبران یا فروشندگان با همین نیرو امـوراتـشان را مــی گذرانند. مـتـدهـایـشـان بــسیــار سرراست است.
وقتی قدرت این را ندارید که به دیگران حکم کنید و دستور بدهید، می توانید برای انجام این کار از راه های روانشناختی زیرکانه ای استفاده کنید. البته نیاز به یک برنامه ریزی دقیق و کمی سیاست دارید. در این مقاله می خواهیم راه هایی را به شما معرفی کنیم که با استفاده از آنها می توانید نظر دیگران را تغییر دهید.
● زمینه سازی کنید و برنامه بچینید
قبل از تعیین مورد، خیلی مهم است که طبیعت و ذات فرد مقابلتان را بفهمید. این کار دو مزیت دارد:
۱) می توانید با آنها همدلی کرده و یک رابطه ی احساسی برقرار کنید.
۲) بهتر می توانید استدلالات خود را بیان کنید و به آنها ثابت کنید که نظرات شما درست تر از مالِ آنهاست.
بعد از آن از راه های زیر استفاده کنید.
● راه های متقاعد کردن دیگران
۱) اعتماد آنها را جلب کنید
مردم خود به خود در مقابل افرادی که می خواهند نظراتشان را تغییر دهند هشیارانه رفتار می کنند. به همین دلیل است که جلب اعتماد آنها یکی از مهمترین قدم ها میشود. باید به آنها ثابت کنید که فردی بی ریا و صادق هستید و نظرات مفیدی دارید. باید تسلط کامل روی صحبت های خود داشته باشید.
۲) نقطه ی مشترک پیدا کنید
افراد زیادی در مورد مسائل و موضوعات مختلف نقطه نظرات مشابهی دارند. به مخاطبین خود نشان دهید که افکار و ایده های شما با مال آنها سازگار است. باید خودتان را جای آنها بگذارید، نگرانی های آنها را بفهمید و نسبت به احساساتشان همدردی نشان دهید.
۳) خوب ساختار بندی کنید
هر بحث متقاعد کننده ای، چه یک سخنرانی باشد، چه یک مقاله باید ساختاری روشن داشته باشد. منظور از ساختار مناسب، تکرارها و جا گذاری ها است. وقتی دلایل اینکه چرا مردم باید به شما گوش بدهند را لیست کنید، مهمترین دلایل را برای آخر لیست بگذارید تا در مغز شنوندگانتان باقی بماند. مطالب مهم را چند بار تکرار کنید.
۴) هر دو جنبه را به آنها نشان دهید
هر دو جنبه ی مثبت و منفی نظراتتان معرفی کنید. این کاری بسیار معقول است. حقه ای که اینجا باید بزنید این است که روی جنبه های مثبت را بیشتر تاکید کنید. توضیح دهید که چطور جنبه های بد نظراتتان آنقدرها هم بد نیستند و مزیت ها و فواید آنها بر جوانب منفی اش غلبه دارد. هیچوقت در مورد نقاط منفی آن دروغ نگویید چون اگر مخاطبین این مسئله را متوجه شوند که آنها را فریب داده اید از شما خشمگین خواهند شد. و هیچوقت دوباره به شما اعتماد نمی کنند.
۵) منافع شخصیشان را به آنها یادآور شوید
وقتی منافع شخصی افراد را از یک ایده به آنها توضیح دهید، شانس بیشتری برای متقاعد کردن آنها دارید. چون آنچه از این نظر گیرِ آنها می آید آن چیزی است که همه به آن فکر می کنند. برای انجام این مسئله ابتدا باید نیازهای مخاطبینتان را دریابید. توجه آنها را با گفتن نیازهایشان جلب کرده و به آنها بگویید که چور می توانید آنها را راضی کنید.
۶) به نفس آنها بپردازید
به این کار چاپلوسی و تملق استراتژیک هم می گویند. تحسین کردن کار دیگران--اگر درست انجام شده باشد. چیزهایی را پیدا کنید که مخاطبینتان به آن افتخار می کنند، چه مربوط به استعدادهایشان باشد و چه مشغولیاتشان. وقتی شما افراد را تحسین می کنید، نشان می دهید که توانایی های آنها را شناخته اید. با این کار آنها میل بیشتری به شنیدن حرفهایتان خواهند داشت.
۷) از مراجع استفاده کنید
همه افراد متخصص را دوست دارند. اگر کارشناسی چیزی در مورد موضوعی بگوید، حتماً حرف درستی زده است. حرف های خود را با حرف های متخصصین و کارشناسان مربوطه تطبیق دهید.
۸) رضایت و موافقت عمومی را کسب کنید
اکثر افراد تحت تاثیر کارهای دیگران هستند. کاری که باید بکنید این است که نشان دهید افراد بسیاری حرفتان را قبول دارند. مثال هایی بزنید که چطور ایده ها و نظراتتان جاهای دیگر کاربرد خوبی داشته است.
۹) زمانبندی خوبی داشته باشید
برای خوب زمانبندی کردن نیاز به حس ششم دارید. هیچوقت موقعی که افراد زیر استرس و فشارهای روحی هستند سراغشان نروید. وقتی سراغ آنها بروید که راحت بتوانند به حرفهایتان گوش دهند.
۱۰) منحصر به فرد باشید
این یک قانون است، هر چیزی که تک تر و منحصر به فرد تر است، قیمت بالاتری هم دارد. خودتان و ایده ها و نظراتتان را منحصر به فرد و تک نشان دهید. با این کار شنونده هایتان بیشتر خواهند شد. این کار را می توانید با نشان دادن اینکه اطلاعات و معلومات زیادی در مورد مسئله دارید انجام دهید.
۱۱) بی پروا باشید و اعتماد به نفس داشته باشید
ممکن است همه جا برای انجام هر کاری این توصیه را شنیده باشید. بله، چون واقعاً مسئله ی مهمی است. شما خود باید به عقاید و نظراتتان ایمان داشته باشید تا بتوانید دیگران را هم متقاعد به قبول آنها کنید.
۱۲) جالب و دلچسب باشید
وقتی با یکنواختی صحبت کنید، کم کم شنونده هایتان را از دست خواهید داد. باید با انرژی و جالب صحبت کنید، نشان دهید که خودتان هم از نظراتتان به هیجان آمده اید.
۱۳) معقول باشید
مردم دوست دارند معقول جلوه کنند، پس روی منطقشان کار کنید. منطق در کار بسیار مهم است. سخنرانیتان باید قالبی معقول داشته باشد.
۱۴) سیاست به خرج دهید
با شنوندگانتان همان طوری باید رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار شود. با تُن مناسب صحبت کنید و سر آنها داد نکشید و صدایتان را هرگز بالا نبرید. مهمتر اینکه، کاری نکنید که احساس نادان بودن به آنها دست دهد. به یاد داشته باشید که شما می خواهید با آنها گفتگو کنید نه مشاجره. احترام گذاشتن به مخاطبینتان نباید فراموش شود.
۱۵) فروتن باشید
کسی افراد خودخواه و مغرور را دوست ندارد. حتی اگر بدانید و مطمئن باشید که نظر شما بهترین است، اگر خودبین و خودخواه باشید دیگر کسی به حرفهایتان گوش نخواهد داد. هیچ وقت هم فکر نکنید که خیلی زود موفق به متقاعد کردن آنها خواهید شد، واقع بین باشید و همیشه این احتمال را بدهید که شکست بخورید.
● پس انداز کنید...
یکی از موفق ترین سیاست مداران، اندرو یانگ، می گوید: "تاثیر گذاری مثل یک حساب پس انداز است. هرچه کمتر از آن بردارید، سود بیشتری رویش می آید." بدانید که قدرت خود را کجا و چطور استفاده کنید. با کمی تمرین خواهید توانست که خیلی خوب تصمیم گیریهای افراد تاثیر گذاشته و آنها را متقاعد کنید.