مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

نکته های غیرطبیعی در تکامل کودک


فوق تخصص مغز و اعصاب کودکان گفت: لبخند نزدن، جیغ کشیدن مکرر و مداوم، به کار بردن کلمات بابا و مامان به طور نامفهوم، دست دستی نکردن و حتی بای بای نکردن از جمله نکات غیرطبیعی در تکامل کودک 1.5 تا ۱۳ ماهه محسوب می‌شود.


ساسان ساکت در پاسخ به پرسش شهروندان در مشاوره سلامت در مورد نکات غیرطبیعی در تکامل کودکان اظهار داشت: در کودک 5/1 تا 2 ماهه سه نکته قابل توجه و تامل است؛ اگر کودک به صوت توجه نداشته باشد یا عمل لبخند زدن در کودک مشاهده نشود و کودک نتواند هیچ صدایی از خود تولید کند این کودک را باید به متخصص مغز و اعصاب ارجاع داد.

فوق تخصص مغز و اعصاب کودکان گفت: نکات غیر طبیعی در تکامل کودک 3 تا 4 ماهه نیز عدم داشتن خنده صدا‌دار، نشناختن دست‌های خود و به کار نبردن صداهای ا و او است.

متخصص بیماری‌های کودکان بیمارستان مفید تصریح کرد: کودک 5/4 تا 6 ماهه باید برای گرفتن اسباب‌بازی صدادار یا رنگی تلاش داشته باشد و اگر چنین عکس‌العملی در این کودک دیده نشود قطعا غیرطبیعی است چرا که می‌توان گفت سیستم بینایی و شنوایی کودک دچار اختلال است.

ساکت افزود: جیغ کشیدن مکرر و مداوم کودک 5/4 تا 6 ماهه و آرام نشدن کودک به راحتی نیز از جمله نکات غیرطبیعی در تکامل کودک محسوب می‌شود.
فوق تخصص مغز و اعصاب کودکان ادامه داد: اگر کودک 9 تا 10 ماهه کلمات بابا و ماما کاملا نامفهوم به کار ببرد این رویه غیر طبیعی است؛ حتی دست دستی نکردن کودک در این سن از نکات تکامل غیرطبیعی کودک محسوب می‌شود.
متخصص بیماری‌های کودکان و نوزادان تصریح کرد: در کودک 12 تا 13 ماهه، بای بای کردن و دست تکان دادن به منزله خداحافظی یک فرآیند تکامل محسوب می‌شود و عدم انجام آن غیرطبیعی است. همچنین اگر این کودک نتواند کلمات بابا و مامان را به صورت مفهوم به کار ببرد باید توسط پزشک متخصص مغز و اعصاب کودکان بررسی شود.

آگاهی بیشتر فرزندتان درمورد موادمخدر


وقتی بچه‌ها برای حرف زدن با والدین خود احساس راحتی نکنند، در جای دیگری به دنبال پاسخ سوالات خود خواهند بود و ممکن است منابعی که به آن مراجعه می‌کنند، چندان قابل‌اعتماد نباشد. بچه‌هایی که اطلاعات کافی به آنها داده نمی‌شود بیشتر در معرض رفتارهای غیرایمن و استعمال موادمخدر قرار دارند.


بچه‌ های پیش دبستانی تا 7 سال

لازم نیست برای حرف زدن با فرزند کوچکتان نگران شوید. خیلی راحت می‌توانید برای حرف زدن در این مورد مقدمه‌چینی کنید. مثلاً وقتی می‌خواهید داروی تَب یا آنتی‌بیوتیک به فرزندتان بدهید، فرصت این را دارید که درمورد فواید و مصرف درست داروها با آنها حرف بزنید. در این زمان فرزندتان نسبت به رفتار و راهنمایی‌های شما بسیار دقیق خواهد بود.

می‌توانید از زمان‌های خاص و مناسب مثل زمانیکه یک هنرپیشه در تلویزیون را جای دیگر سیگار بر لب دارد استفاده کنید و درمورد سیگار کشیدن، اعتیاد به نیکوتین و ضررهایی که سیگار برای بدن دارد حرف بزنید. با این مقدمه می‌توانید بحث موادمخدر را نیز به میان بکشید.

تا جاییکه می‌توانید دقت کنید که لحنتان باید آرام باشد و از الفاظ و کلماتی استفاده کنید که برای فرزندتان قابل فهم باشد. تاثیرات این مواد را با مثال بیان کنید: مثلاً احساسی که در فرد ایجاد می‌کند، خطر استفاده بیش از حد، ضررهایی که در طولانی‌مدت بر بدن می‌گذارد و امثال آن. برای اینکه بتوانید اطلاعات دقیق و درستی به فرزندتان بدهید، شاید لازم باشد خودتان کمی تحقیق کنید.




سن 8 تا 12 سال

هرچه فرزندتان بزرگتر می‌شود، می‌توانید با پرسیدن سوال‌هایی مثل نظر آنها درمورد موادمخدر، بحث را شروع کنید. با پرسیدن این سوالات به گونه‌ای غیرقضاوتی، احتمال اینکه پاسخی صادقانه دریافت کنید بیشتر خواهد بود.

بچه‌های این سن هنوز دوست دارند آزادانه درمورد موضوعات حساس با والدینشان حرف بزنند. حرف زدن با آنها باعث می‌شود وقتی بزرگتر شدند تمایل بیشتری برای درمیان گذاشتن افکار و احساساتشان با شما داشته باشند.

حتی اگر سوالتان فوراً منجر به بحث در آن مورد نشد، باعث خواهید شد که فرزندتان به آن موضوع فکر کند. اگر به فرزندتان نشان دهید که دوست دارید درمورد آن موضوع حرف بزنید و حرف‌های آنها را گوش دهید، در آینده نیز بیشتر برای کمک نزد شما خواهند آمد.




سن 13 تا 17 سال

بچه‌ های این سن مطمئناً بچه‌های دیگری را می‌شناسند که موادمخدر یا نوشیدنی‌های الکلی مصرف می‌کنند و احتمالاً دوستانی دارند که رانندگی می‌کنند. خیلی از آنها هنوز هم دوست دارند افکار و دغدغه‌هایشان را با والدینشان در میان بگذارند.

از این مکالمات نه تنها برای درک افکار و احساسات فرزندتان استفاده کنید بلکه می‌توانید درمورد خطرات رانندگی بعد از مصرف موادمخدر و الکل نیز با آنها حرف بزنید. درمورد مشکلات قانونی این مسئله—زندانی شدن و جرایم مربوط به آن—و توضیح دهید که احتمال اینکه او یا فردی دیگر کسی را بکشد یا به شدت آسیب بزند وجود دارد.

می‌توانید برای استفاده از ماشین یا بیرون رفتن فرزندتان قوانینی نوشته‌شده و مشخص داشته باشید. می‌توانید به آنها قول دهید که هر ساعتی که بخواهند خودتان دنبال آنها بروید.

می‌توانید جزئیات دیگری را نیز در آن قوانین نوشته‌شده مطرح کنید: مثلاً اگر متوجه شوید که وقتی پسر یا دخترتان پشت فرمان بوده است، کسی در اتومبیلتان نوشیدنی الکلی یا موادمخدر مصرف کرده باشد، اجازه رانندگی او تا 6 ماه قطع می‌شود. با توضیح همه اینها از همان ابتدا، همه چیز برای فرزندتان روشن خواهد شد و جای هیچ عذر و بهانه‌ای باقی نمی‌ماند.




مقدمه‌ چینی خوب

هیچ پدرومادر، فرزند یا خانواده‌ای از اثرات موادمخدر در امان نیست. بعضی از بهترین بچه‌ها هم ممکن است بااینکه تلاش زیادی برای دوری از آن کرده‌اند و والدینشان راهنمایی‌های درستی داشته‌اند، در این زمینه دچار مشکل شوند.

اما بعضی از بچه‌ها بیشتر در معرض مصرف موادمخدر قرار دارند تا دیگران. بچه‌هایی که دوستانی دارند که از این مواد مصرف می‌کنند یا آنهایی که از نظر اجتماعی گوشه‌گیر هستند بیشتر احتمال دارد که به موادمخدر روی بیاورند.

به همین دلیل خیلی مهم است که دوستان فرزندتان و همچنین والدین آنها را بشناسید. خود را درگیر زندگی فرزندتان کنید. اگر مدرسه فرزندتان برنامه‌ای در جهت مبارزه با موادمخدر ترتیب داده، در آن شرکت کنید. شاید شما هم چیزی یاد بگیرید. به احساس فرزندتان توجه کنید و همیشه برای گوش دادن بی قضاوت به حرف‌های او در دسترسش باشید. باید بتوانید تشخیص دهید که چه زمانی فرزندتان دچار مشکل است تا بتوانید حمایت لازم را برای او فراهم کنید.

یک محیط گرم و صمیمی خانوادگی که در آن کودکان و نوجوانان بتوانند به راحتی حرف‌های خود را بیان کرده و احساساتشان را ابراز کنند، جاییکه اعتمادبه‌نفسشان تقویت شود، باعث می‌شود بچه‌ها برای بیان سوالات و حرف‌های خود مشکلی نداشته باشند. وقتی بچه‌ها در خانه مجبور به سانسور کردن خود شوند، در جای دیگری به دنبال حمایت موردنیاز خود و پاسخ سوالاتشان می‌گردند.

در چه شرایطی تنبیه انضباطی دانش‌آموزان ممکن است؟




مدیرکل ارزیابی و پاسخگویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش گفت: تنبیه بدنی دانش‌آموزان باید به صفر برسد. این امر برخلاف اصول تعلیم و تربیت و قوانین آموزش و پرورش است.



سید رحیم میرشاه‌ولد درباره مساله تنبیه بدنی دانش‌آموزان در مدارس، گفت: با توجه به گسترده بودن آموزش و پرورش و تعداد بالای معلمان، نمی‌توان به صورت مطلق گفت در هیچ مدرسه‌ای و در هیچ جای کشور، هیچ تنبیهی رخ نمی‌دهد.
در بین جمعیت 12، 13 میلیونی دانش‌آموزان افرادی هستند که گاهی به اقتضای سن و سال، قانون و مقررات مدرسه را نادیده می‌گیرند و اندکی هم عامدانه این کار را می‌کنند. وی با بیان اینکه تنبیه سابقه تاریخی دارد، افزود: تنبیه پدیده‌ای نیست که منحصر به مدارس ایران باشد و قوانین مربوط به تشویق و تنبیه در تمامی مدارس جهان وجود دارد.
به گفته مدیر کل ارزیابی و پاسخگویی به شکایات آمورش و پرورش، تنبیه بدنی از سوی کارشناسان حوزه علوم تربیتی به عنوان یک روش تربیتی رد شده و از منظر افکار عمومی نیز مذموم تلقی می‌شود اما با این حال این اتفاقات هنور در برخی مدارس رخ می‌دهد. وی گفت: بدون شک تلاش ما این است تا با نگاه واقع‌بینانه تنبیه انضباطی دانش‌آموزان را به حداقل برسانیم و در خصوص تنبیه بدنی هم اعتقاد راسخ داریم که این امر برخلاف اصول تعلیم و تربیت و قوانین موجود آموزش و پرورش است.

میرشاه ولد ضمن بیان اینکه در آیین‌نامه اجرایی مدارس تاکید بر تنبیه انضباطی است و تنبیه بدنی در مقررات و آیین‌نامه‌ها هیچ جایی ندارد، ادامه داد: در متن آیین‌نامه اجرایی مدارس آمده است: «اعمال تنبیهات انضباطی باید با رعایت نکات زیر انجام پذیرد: روشنگرانه باشد، آگاه‌کننده باشد، به شرایط جسمی، روحی، سنی، خانوادگی و اجتماعی دانش‌آموزان توجه داشته باشد با تخلف متناسب باشد. خیرخواهانه بودنش برای دانش‌آموز یا ولی او روشن باشد. فاصله زمانی بین وقوع تخلف و تنبیه نزدیک باشد.»، همچنین در ماده 77 این آیین نامه آمده است"« اعمال هر گونه تنبیه دیگر از قبیل اهانت، تنبیه بدنی، تعیین تکالیف درسی جهت تنبیه ممنوع است و در اعمال تنبیهات نباید بین دانش‌آموزان تبعیض و استثنایی باشد».

آموزش حقوق دانش آموزان به معلمان
وی با اشاره به سخنان رییس جمهور در مراسم بازگشایی مدارس در اول مهر گفت: طبق گفته رییس‌جمهور آشنایی با قانون و قانون‌مداری باید از مدرسه آغاز شود، خاطرنشان کرد: این سخنان ریاست جمهور، حقوق و تکالیف دانش‌آموز است و باید همه ما آنها را رعایت کنیم. اما در خصوص اینکه به چه روشی و با چه راهکارهایی تنبیه بدنی کاهش می‌یابد، یکی از این روش‌ها بحث آموزش و اطلاع‌رسانی است.

وی از مدیران مناطق استان‌ها و مناطق و مدارس خواست که برنامه آموزشی داشته باشند و معلمان را در جریان آیین‌نامه‌های مربوطه قرار داده و اعلام کنند تنبیه بدنی ممنوع است.

مدیرکل ارزیابی و پاسخگویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش همچنین پیشنهاد داد: در آموزش‌های ضمن خدمت، حقوق کودک به معلمان آموزش داده شود. همچنین حقوق شهروندی نیز باید به معلم‌ها آموزش داده شود تا آنها هم به شاگردانشان آموزش‌های لازم را بدهند.

مدیر کل ارزیابی و پاسخگویی به شکایات آمورش و پرورش درباره اینکه آیا برای حقوق معلمان منشوری تدوین خواهد شد، گفت: در بسیاری از قوانین و مقررات حقوق معلم قید شده است اما برنامه مدون به نام "منشور حقوق معلم" نداریم که امیدواریم در تدوین منشور حقوق شهروندی که اخیرا به دستور ریاست جمهوری به نظرسنجی عمومی گذاشته شد، در خصوص حقوق معلم و دانش‌آموز به آن دست پیدا کنیم.

میرشاه ولد ادامه داد: معلمان قشر زحمت‌کش جامعه هستند و زحمات زیادی تحمل می‌کنند با توجه به اینکه معلمی کاری پررنج و پرزحمتی است و آنها با همه وجودشان برای بچه‌ها کار می‌کنند.
معلم از وضع تحصیلی و مشکلات خانوادگی دانش‌آموز درتنهایی خود رنج می‌برد، غصه می‌خورد، اما هیچ کس این بخش موضوع را نمی‌بیند و به آن نمی‌پردازد که پرداختن به این کارها که در هیچ دستورالعمل و آیین‌نامه‌ و بخشنامه‌ای بر معلم تکلیف نشده، شایسته تقدیر است اما در عین حال وعلیرغم ایثارگری این قشر، گاهی تنبیه بدنی هم در مدارس دیده می‌شود که قابل پذیرش نیست.

ممنوعیت غذا دادن با قاشق به کودک


پژوهشگران به والدین وسواسی که دلسوزی بیش از حد در هنگام غذا دادن به کودک خود دارند توصیه می اکید می‌کنند که این دلسوزی‌های نا به جا می‌تواند سبب مشکلات سلامتی برای کودک شود.



پزشکان به والدین توصیه می‌کنند تا در حد امکان اجازه دهند خود کودک نوزاد با قاشق غذا بخورد. گفتنی است تحقیقات جدید نشان داده کودکان 6 ماهه و بزرگتر که والدین آن‌ها غذاهایی مانند پوره را خودشان با قاشق به کودک می‌دهند، دچار اضافه وزن از همان دوران نوزادی می‌شوند.

بررسی‌ها نشان می‌دهند، علاوه بر "اضافه وزن" این کودکان دچار نوعی عادت تنبلی برای خوردن غذا نیز می‌شوند. پژوهشگران علت این اضافه وزن را والدین می‌دانند که به طور سنتی گمان می‌کنند کودک باید غذای زیادی بخورد و کودک نیز در این سن نمی‌تواند به آن‌ها بگوید که سیر شده و به غذای اضافه تر احتیاج ندارد و همین باعث چاقی در کودک می‌شود.
پزشکان توصیه می‌کنند والدین برای خوردن غذای زیاد کودک را تحت فشار قرار ندهند و پس از آموزش چگونگی خوردن غذا با قاشق با نظارت کودک را مشتاق به خوردن غذا و استفاده از دستان خود برای گرفتن وسایلی مانند قاشق نمایند.

والدین و اشتباهاتی که باعث پنهان کاری نوجوانانشان می شود!

در این مقاله با رایج ترین اشتباهات والدین در رفتار با نوجوانان بیشتر آشنا می شوید. نه می توانید دست هایش را ببندید و نه می توانید پاهایش را به زنجیر بکشید. همه وجودش را شوق پرواز فرا گرفته است. می خواهد بپرد. اتاق برایش کوچک است، خانه شان کوچک تر، شهرش کوچک تر، اصلا دنیا برایش کوچک است. به هیچ وجه، زیر بار محدودیت و کنترل نمی رود. « نوجوان ها » را می گویم. معمولا بسیاری از نوجوان ها با خانواده هایشان سر سازش ندارند و برخی از والدین هم نمی دانند صحیح ترین واکنش در برابر تغییرات روحیات و اخلاق نوجوانان شان چیست و باید چه کار کنند؟

برای آشنایی با این دوره زندگی، به سراغ «عبدالحسین ترابیان» کارشناس و مشاور خانواده رفتیم تا با رایج ترین اشتباهات والدین در رفتار با نوجوانانشان بیشتر آشنا شویم. او درباره این موضوع معتقد است نوجوانی تولدی دوباره است و همه آسیب ها هم در تولدهاست. اگر در زمان تولد اول، مادر کوتاهی کند، فرزند در آینده با یک سری مشکلات جدی و شاید رفع نشدنی مواجه می شود. در این تولد دوم هم فرزند از کودکی جدا می شود تا به نوجوانی برسد، اگر والدین نوجوان در این دوره کوتاهی کنند، شاید هیچ گاه نتوانند آن را برطرف کنند.


خصوصیات دوره نوجوانی را نمی شناسید، تهمت نزنید



نداشتن شناخت کافی از خصوصیات دوره نوجوانی :

دلیل بیش تر مشکلات خانواده ها در رفتار با فرزندان نوجوان شان، این است که با خصوصیات و ویژگی های دوره نوجوانی آشنا نیستند. همین آشنا نبودن، منجر می شود تا باور نکنند که فرزندشان با ورود به دوره نوجوانی احساس می کند، بزرگ شده است و می تواند برای خودش تصمیم بگیرد. اگر والدین بپذیرند که یک سری از رفتارهای جدید نوجوان شان، اقتضای سن آن هاست، واکنش هایشان به این رفتارهای جدید، واکنش منطقی و صمیمانه خواهد بود. مثلا اگر والدینی ببینند که نوجوان شان چرت می زند و به این درک برسند که او به جز کم خوابی هیچ مشکلی ندارد برای این موضوع با او به جر و بحث نمی پردازند که آرامش خود و نوجوان شان را به هم بزنند. اما معمولا بسیاری از والدین در این دوران با فرزندان شان بسیار سخت گیرانه برخورد می کنند که همین رفتار باعث می شود ارتباط بین والدین با فرزند قطع شود. پیامبر اکرم (ص) هم این دوره زندگی را دوره وزارت و مشاورت می نامند که جمله بسیار دقیقی است و نشان از اهمیت حفظ عزت نفس نوجوانان دارد.


ارتباط قطع شود، پنهان کاری شروع می شود



نبود ارتباط صمیمانه بین والدین و نوجوان :

اگر والدین می خواهند نوجوان شان را هدایت کنند، اولین قدم این است که بدانند به هیچ وجه نباید ارتباط آن ها با فرزندشان قطع شود. اگر والدین بتوانند یک رابطه همدلانه و صمیمانه با فرزندان شان برقرار کنند نه تنها به شخصیت فرزندان شان بر نمی خورد بلکه آن ها احساس ارزشمندی هم می کنند. اگر نوجوان احساس کند شما به او اهمیت می دهید، در همه مشکلاتش با شما مشورت می کند و شما به راحتی می توانید بر رفتارهای او کنترل بیش تری داشته باشید. زمانی که یک نوجوان می گوید پدر و مادرم مرا درک نمی کنند، یعنی رابطه بین والدین و نوجوان قطع شده است. وقتی ارتباط بین والدین و فرزندان قطع شود، فرزند اگر فعالیت یا رفتارهای اشتباهی داشته باشد، آن ها را زیرزمینی خواهد کرد. این زیرزمینی شدن فعالیت های فرزند باعث می شود تا رفتارهای پر خطر او برای والدین آشکار نشود.


پاسخ منفی نوجوانان به نظارت مستقیم


اعمال نظارت های مستقیم :

در دوره نوجوانی نظارت مستقیم جواب نمی دهد. نظارت مستقیم برای 2 دوره ۶ ساله اول زندگی کودک، نه تنها بسیار خوب است بلکه لازم هم هست. در این 2 دوره فرزندان هم به نظارت مستقیم والدین هیچ واکنشی نشان نمی دهند. اما زمانی که فرزندان وارد دوره نوجوانی (بین 12 تا 20 سال) می شوند اگر نظارت والدین مستقیم باشد، معمولا فرزند آن را تحمل نمی کند و ممکن است در برابر آن واکنش های بسیار تندی هم داشته باشد. این که فرزندان نتوانند در دوره نوجوانی نظارت مستقیم را تحمل کنند، ایراد از والدین آن هاست که او را مورد نظارت مستقیم قرار می دهند. نوجوان وقتی خودش را تحت نظارت مستقیم والدین می بیند احساس می کند به حریم شخصی اش تجاوز شده است، بنابراین بسیار طبیعی است که واکنش منفی نشان دهد.


به روز بودن اطلاعات نوجوانان در مقایسه با والدین شان



نداشتن اطلاعات از فناوری های روز :

بعضی خانواده ها پیشرفته ترین فناوری های روز را برای نوجوانان شان تهیه می کنند در حالی که کمترین اطلاعاتی از امکانات و آسیب هایی که ممکن است این فناوری برای نوجوان شان ایجاد کند، ندارند. برای نمونه برخی از والدین پیشرفته ترین تلفن همراه را برای فرزندان شان تهیه می کنند اما نمی دانند که در تلفن همراه نوجوان شان چه می گذرد. یعنی والدین با دست خودشان دارند یک آسیب جدی و جدیدی برای نوجوان شان ایجاد می کنند. این پدر و مادرها باید برای فرزندان شان تلفن همراهی تهیه کنند که حداقل نحوه استفاده از آن را بدانند. این والدین معمولا پس از مدتی مجبور می شوند نوجوان شان را در استفاده از تلفن همراه محروم کنند که همین موضوع، تنش جدیدی ایجاد می کند و اشتباه بعدی والدین است.


«خود رای» شدن جوانان نتیجه رفتارهای متضاد والدین



هماهنگ نبودن والدین در نحوه رفتار با نوجوان :
در بعضی خانواده ها، والدین در تربیت نوجوان شان یک صدا نیستند. یعنی رفتار پدر و مادر با نوجوان شان شبیه هم نیست. در این خانواده ها نوجوان راه خودش را می رود و پدر و مادر هم به فکر مشکلات خودشان هستند.

در این حالت والدین و فرزندان فقط یک « هم خانه بودن » را در کنار یکدیگر تجربه می کنند. در این خانواده ها به جای این که والدین در رفتار با نوجوان شان وحدت رویه داشته باشند، خود نوجوان موضوع اختلاف می شود. مثلا مادر می گوید فرزندش اصلا این کار را انجام ندهد و پدر اصرار می کند که نوجوان حتما باید این کار را انجام دهد و نوجوان هم کاری را که دوست دارد، انجام می دهد. این موارد دست به دست هم می دهد تا نوجوان احساس آرامش نکند و به دوستان نامناسب پناه ببرد. اگر در یک خانواده بین اعضای خانواده، احترام متقابل برقرار باشد، نوجوان کمترین خطر را احساس می کند و در نتیجه رفتارهای پر خطر او هم به کمترین میزان ممکن کاهش می یابد.