یکی از راه های شناسایی مشکلات درانسان شرکت درآزمون ها و تست هایی است که به این منظور طراحی شده است. شرکت در این آزمون ها کمک می کند تا ضمن آشنایی با مشکلات خود راه های مقابله با آن را نیز در پیش بگیرید. یکی از این مشکلات و معضلات، بحث استرس و اضطراب در همه زمینه ها می باشد. زندگی انسان پر است از مشکلات و فراز و نشیب هایی که هرکدام می تواند عاملی برای اضطراب بوده و همچنین استرس زا باشد.
برای مقابله با این اضطراب چه باید کرد؟
دکتران روانشناس و همچنین متخصصان ما در این امر در مرکز مشاوره با انجام تست اضطراب از مراجعین به این مرکز میزان استرس را در انان اندازی گیری کرده و همچنین علت آن را ریشه یابی می کنند. شما با انجام دادن این تست می توانید یکبار برای همیشه با استرس و اضطراب در زندگی خود مقابله کرده و آن را از بین ببرید. آزمون اضطراب این کمک را به شما می کند تا بتوانید در زندگی به ارامش رسیده و نتیجه دلخواه را بگیرید همچنین کمک می کند تا بتوانید از تمامی توانایی خود در زندگی بهره مند شوید
آیا به خویشان ، آشنایان و دوستان و اشخاص غریبه این اجازه را می دهید که شخصیت واقعی شما را کشف کنند یا اینکه دوست دارید شخصیت شما مرموز و ناشناخته باشد و کسی که در حقیقت نیستید به چشم بیایید؟ در باره مثالهای آورده شده در تست پائین شما کدام جواب را انتخاب می کنید؟
الف: من این علائم را از خودم نشان نمی دهم چون عکس العمل طرف مقابل را در برابر این عواطف نمی دانم
ب: شاید مقدار کمی از این علائم را بروز دهم
ج: یقینا اگر این احساسات را در خود بیابم آن را بروز می دهم
د: چرا باید این احساسات را پنهان کنم؟
الف: در باره این جریان با کسی صحبت نمی کنم چون نمی دانم همسرم چه واکنشی خواهد داشت
ب: ممکن است اندکی در باره این جریان صحبت کنم ولی در زمانی که احساس کنم در انتها به تفاهم خواهم رسید.
ج: ساعتهای متوالی در این باره صحبت می کنم.
د: بدون هیچگونه ترس و واهمه درباره این جریان صحبت می کنم.
الف: از بیان کاری که کرده ام خودداری می کنم چون نمیتوانم حدس بزنم که طرف مقابل پس ازآگاه شدن از جریان چه عکس العملی از خود بروز خواهد داد
ب: ممکن است اگر نیاز باشد بطور اختصار در مورد آنها صحبت کنم
ج: ساعتهای متمادی در باره آن صحبت می کنم
د: بدون دغدغه و ترس آن را با همه درمیان می گذارم و هیچ دلیلی برای پنهان کردن گذشته خود نمی بینم
الف: از عنوان کردن موضع خودداری می کنم چون نمیتوانم حدس بزنم که طرف مقابل پس ازآگاه شدن از جریان چه عکس العملی از خود بروز خواهد داد
ب: ممکن است اگر نیاز باشد بطور اختصار در مورد آنها صحبت کنم
ج: ساعتهای متمادی در باره آن صحبت می کنم
د: بدون دغدغه و ترس آن را با همه درمیان می گذارم و هیچ دلیلی برای پنهان کردن گذشته خود نمی بینم
الف: از عنوان کردن موضع خودداری می کنم چون نمیتوانم حدس بزنم که طرف مقابل پس ازآگاه شدن از جریان چه عکس العملی از خود بروز خواهد داد
ب: ممکن است اگر نیاز باشد بطور اختصار در مورد آنها صحبت کنم
ج: ساعتهای متمادی در باره آن صحبت می کنم
د: بدون دغدغه و ترس آن را با همه درمیان می گذارم و هیچ دلیلی برای پنهان کردن گذشته خود نمی بینم
الف: از عنوان کردن موضع خودداری می کنم چون نمیتوانم حدس بزنم که طرف مقابل پس ازآگاه شدن از جریان چه عکس العملی از خود بروز خواهد داد
ب: ممکن است اگر نیاز باشد بطور اختصار در مورد آنها صحبت کنم
ج: ساعتهای متمادی در باره آن صحبت می کنم
د: بدون دغدغه و ترس آن را با همه درمیان می گذارم و هیچ دلیلی برای پنهان کردن گذشته خود نمی بینم
الف: از عنوان کردن موضع خودداری می کنم چون نمیتوانم حدس بزنم که طرف مقابل پس ازآگاه شدن از جریان چه عکس العملی از خود بروز خواهد داد
ب: ممکن است اگر نیاز باشد بطور اختصار در مورد آنها صحبت کنم
ج: ساعتهای متمادی در باره آن صحبت می کنم
د: بدون دغدغه و ترس آن را با همه درمیان می گذارم و هیچ دلیلی برای پنهان کردن گذشته خود نمی بینم
الف: از عنوان کردن موضع خودداری می کنم چون نمیتوانم حدس بزنم که طرف مقابل پس ازآگاه شدن از جریان چه عکس العملی از خود بروز خواهد داد
ب: ممکن است اگر نیاز باشد بطور اختصار در مورد آنها صحبت کنم
ج: ساعتهای متمادی در باره آن صحبت می کنم
د: بدون دغدغه و ترس درباره آن به همه می گویم
الف: از عنوان کردن موضع خودداری می کنم چون نمیتوانم حدس بزنم که طرف مقابل پس ازآگاه شدن از جریان چه عکس العملی از خود بروز خواهد داد
ب: ممکن است اگر نیاز باشد بطور اختصار در مورد آنها صحبت کنم
ج: ساعتهای متمادی در باره آن صحبت می کنم
د: بدون دغدغه و ترس درباره آن به همه می گویم
الف: در باره این جریان با کسی صحبت نمی کنم چون نمی دانم عکسی العمل طرف مقابلم پس از آگاه شدن از آن چه خواهد بود
ب: ممکن است اندکی در باره این جریان صحبت کنم ولی زمانی این کار را خواهم کرد که احساس کنم در انتها با او به تفاهم خواهم رسید
ج: ساعتهای متوالی در این باره صحبت می کنم
د: بدون هیچگونه ترس و واهمه درباره این جریان صحبت می کنم.هیچ دلیلی وجود ندارد که از بیان آنچه باور دارم شرمنده باشم
حالا برای هر جواب الف ۱ نمره ، هر جواب ب ۲ نمره، جواب ج ۳ نمره و جواب د ۴ نمره به خودتان بدهید
نمرات ۱۰ الی ۱۷نشان می دهد که شخصیت شما بسته است.
از ارتباط نزدیک با دیگران خرسند می شوید اما از اینکه کسی بخواهد از زندگی خصوصی و اطلاعات فردی شما آگاه شود ناراحت می شوید مگر اینکه با آن شخص ارتباط صمیمانه و نزدیکی داشته و بطور کامل به او اعتماد کنید. این کار خوبی است که شما اسرار زندگی خود را به کسی نمی گویید ولی پنهان کردن همه عواطف و عقیده هایتان زیاد خوب نیست. شما می توانید گاهی اوقات در شرایط نامساعد از افراد دیگر و عقایدشان بهره مند شوید و یا از اینکه آدمهای مطلع به شما مشورت دهند سود ببرید. داشتن شخصیت مخفی و مرموز چندان خوب به نظر نمی رسد و اطرافیانتان برای اینکه بیشتر شما را بشناسند نیاز به برقرای ارتباط با شما دارند.
رد و بدل کردن اطلاعات در یک حد عادی و نرمال بسیار خوب است . شما می توانید از بروز دادن ایده ها و گفتگوهای ساده و کوچک شروع کرده تا با دیگران بتوانید وارد صحبت شوید و ارتباطی صمیمی و خوب را بدست آوردید. برای شروع می توانید با اعضای خانواده و یا دوستان نزدیکتان وارد صحبت شوید.
نمره ۱۸ الی ۲۸شما آدمی میانه رو هستید.
یعنی در عین اینکه اسرار زندگی خصوصیتان را برای خود حفظ می کنید، می دانید که چگونه می بایست ارتباط صمیمی و خوبی با دیگران داشته باشید و چگونه از ایده ها و هدفهایتان با آنها صحبت کنید و از این طریق به خودتان و دیگران فرصت ایجاد دوستی و صمیمیت را می دهید.
نمره های ۲۹ الی ۴۰شما بسیار آزاد و بی محابا در مورد زندگی شخصی و مسائل خصوصی خودتان با اطرافیانتان به صحبت می پردازید.
شما می بایست کمی بیشتر احتیاط کنید. این کار خوب نیست که شما اینگونه بی پروا اطلاعات شخصی و با ارزش زندگی خودتان را به دیگران بگویید. در بعضی اوقات این کار شما نشانه ای از بی امنیتی و داشتن احساس گناهکار بودن و نیاز داشتن بیش از اندازه به اینکه از جانب دیگران پذیرفته شوید. اگر گاهی مواقع احساس می کنید که دیگران عکس العمل مناسبی به صحبت های شما بروز نمی دهند و حتی در بعضی موارد معذب می شوند باید پی ببرید که شما بیش از اندازه آنها را به حریم خصوصی تان وارد کرده اید
همانطور که اطلاع دارید یکی از عواملی که باعث می شود وفادار بودن مشکل شود کم شدن عشق و محبت در بین زن و شوهر است. در اینجا برای بیشتر کردن پای بندی و وفاداری به زندگی مشترک را افزایش دهیم از شما می خواهیم که به توصیه های زیر عمل نمایید.
خاطرات دوران گذشته را به بوته فراموشی بسپارید:
این روزها بخاطر اهمیت دادن به جوانها و واگذار کردن حق انتخاب همسر به پسرها و دخترها ، امکان دارد که آنها قبل از ازدواج کردن انتخابهای دیگری برای ازدواج داشته اند که به دلایلی منجر به ازدواج نشده است. خاطره های باقی مانده از گذشته از حافظه انسان جدا نمی شود اما در بعضی مواقع ممکن است این خاطره ها موجب آزار انسان شود یا اینکه موجب شود که ذهن او از جاده اصلی زندگی منحرف شود. ارتباط این خاطره ها با وفادار بودن به زندگی مشترک به اینگونه است که هرزمان شما به دلایلی از زندگی مشترک خود دلخور و ناراجت هستید بطور ناخودآگاه به گذشته برگشته و خاطارت گذشته را با خود مرور می کنید و امکان دارد که زندگی حال حاضرتان را با گذشته مقایسه نمایید و این مقایسه کردن ممکن است کم کم برای شما مشکل بیافریند. به خاطر داشته باشید که زندگی کردن با بهترین مرد و یا بهترین زن دنیا هم ممکن است مشکلاتی غیرقابل پیش بینی بهمراه داشته باشد بنابراین می شود گفت که مشکلات از زندگی جدا نشدنی هستند و شما نباید خود را فریب دهید که اگر با کس دیگری زندگی می کردید دیگر مشکلی در زندگی نداشتید. ضمنا باید بدانید که وفادار بودن یک واکنش خارجی نسیت بلکه زن و شوهر می بایست در فکر و خیال خود هم نسبت به یکدیگر وفادار باشند.
برای اینکه قادر باشید در فکر و اندیشه خودتان هم به همسر خود با وفا باشید می بایست از همان روزهای آغازین زندگی یعنی زمانی که به مرحله جدیدی از زندگی که همان زندگی زناشوی می باشد وارد شدید، دیگه به گذشته خود برنگشته و نگاه نیاندازید زیرا شما دیگر انتخاب خود را انجام داده اید و ازدواج کرده اید بنابراین دیگر دلیلی برای بازگشت به گذشته و مرور کردن آن وجود ندارد. میبایست با خود اینگونه قرار بگذارید که دیگر هیچوقت بغیر از همسر خود به کس دیگری فکر نکنید چون اگر این کار را بکنید خودتان را می آزارید. پس بیایید کوشش کنید که روزهای زندگی با همسرتن را لبریز از خاطرات جالب و دوست داشتنی نموده و کاری کنید که خاطره های گذشته کم کم کمرنگ شده و حضور این روزهای خوب زندگی موجب به فراموشی سپرده شدن آن روزهای گذشته شود.
وفادار بودن و پای بندی دائمی:
اگر در زندگی اوضاع طبیعی و خوب پیش برود و شما هم خوب بوده باشید، شما کار مشکلی نکرده اید. هنر شما در زندگی زمانی نمایان می شود که در زندگی مشکلات و سختیها نمایان بشوند. در اکثر مواقع زمانی وفاداری و پای بند بودن به زندگی در خطر است که سختیها و مشکلات بروز می کنند. البته این مسئله توجیهی برای بی وفایی و خیانت کردن همسران نیست. فراموش نکیند که پای بندی به زندگی لازمه زندگی زناشویی است و عمل نکردن به آن هیچگونه توجیهی نمی پذیرد.
وفادار بودن در زمان خشمگین بودن:
هیچگاه دو نفر نمی توانند در کنار یکدیگر کنند بدون اینکه اختلاف عقیده و برخورد داشته باشند. بنابراین ممکن است لحظاتی باشد که شما از همسر خود خشمگین و عصبانی هستیند. ولی اینها دلیلی برای ندیده گرفتن وفاداری تان در مورد او نمی شود. شما می بایست در اینگونه موارد کنترل خود را با انجام دادن کاری بدست بگیرید و عجولانه تصمیم گیری نکنید.
پایبندی در زمان حضور نداشتن همسر:
پای بند بودن به زندگی مشترک و همسر خود یکی از ویژه گیهایی است که نمی بایست از زمان وقوع عقد به بعد به فراموشی سپرده شود. و این پای بندی می بایست چه در زمان حاضر بودن و یا حضور نداشتن همسر و یا هر کس دیگری رعایت شود. اگر همسرتان در کنارتان نبود و شما به او وفادار بودید کار خارق العاده ای نکرده اید و تنها به وظیفه زناشویی خود عمل نموده اید.
وفاداری در زمانی که از همسر شما خطایی سر زده است:
هر کسی امکان دارد که در زندگی مرتکب خطایی بشود اما هیچگاه تاوان آن نباید خیانت به او باشد. شما می بایست سعی کنید که اشتباهات خود و همسر خود را از بین ببرید نه اینکه اشتباه را با اشتباهی دیگر تلافی کنید که با این کار زندگی مشترک تان تحت تاثیر این خطاها قرار بگیرد. بلکه می بایست وفاداری شما به زندگی و طرف مقابلتان دائمی بوده و بدون هیچ قید و شرطی باشد.
جلب نمودن پای بندی همسرتان:
همانطور که وفادار بودن در زندگی مشترک یک اصل است، جلب کردن وفاداری طرف مقابل نیز باید یکی از وظیفه های ما باشد. بسیاری از افرادی که از راه وفادار بودن منحرف گشته و خیانت می کنند رفتارهای طرف مقابلشان را مستمسک قرار داده و بدینوسیله می خواهند خود و دیگران را توجیح کنند . با اینکه هیچگاه اینگونه توجیحات مورد قبول واقع نمی شوند ولی با در نظر گرفتن بعضی نکته هاو انجام آنها ،می شود به پای بندی دو جانبه در زندگی مشترک کمک نمائیم.
پای بندی:
اگر شما به همسرتان و زندگی زناشویی وفادار باشید هرگز به طرف مقابل اجازه نخواهید داد که وفاداری به شما را از خاطر ببرد.
یکرنگی: یکی از نشانه های وفاداری، یکرنگی و صداقت است و اگر شما صداقت را در زندگی رعایت نکنید نمی توانید به او وفادار باشید.
حل کردن مشکلات:
اگر مشکلی میان شما و همسرتان بوجود بیاد می بایست آن را حل کنید. از خاطر بردن مشکلات آنها را حل نمی کند ولی اگر شما اقدام به رفع مشکلات نمایید مسلما زندگی شما روز به روز بهتر خواهدشد.
بموقع گذشت و عفو کردن:
بدون عفو کردن، زندگی معنایی نخواهد داشت و فاقد ارزش است. بنابراین می بایست همسران در برابر همدیگر گذشت داشته و از خطاهای یکدیگر بگذرند ولی این گذشت می بایست به موقع و به اندازه باشد. اگر شما از تمام مشکلات خود بگذرید، آنها بدون آنکه رفع شوند در جای خود باقی مانده و ممکن است که در آینده به مشکلات شدیدتری مبدل گردند. همینطور هم اگر گذشت نداشته و چیزی را ندیده نگذارید و با خشم و کینه ورزی با مسائل مقابله کنید هرگز قادر نخواهید بود زندگی توام با موفقیت داشته باشید.
از بین بردن یکنواختی و تولید هیجان و شور در زندگی:
زندگی مشترک و عشق را شادی و هیجان شیرینی می بخشد و شما و طرف مقابلتان همیشه به شور و شوق در زندگی احتیاج دارید. پس بیایید هر از چند گاهی شیوه یکنواخت و تکراری زندگی تان را عوض کرده و نگذارید که روزمرگی به زندگی شما راه یابد. هر انسانی در لحظات تکراری زندگی در جستجوی هیجان و شور و شوق می باشد. بنابراین با همسرتان به تجربه کردن هیجان در زندگی مشترک باشید تا از روزمرگی زندگی نجات یابید.
متمرکز شدن بر روی عشق:
هیچگاه فراموش نکنید که یکی از دلایلی که با همسرتان ازدواج کردید این بود که عاشق یکدیگر بودید. پس می بایست عاشق بودن را همیشه یک امر لازم در زندگی مشترک خود بدانید. هرگز اینگونه نیاندیشید که از بین رفتن عشق در طی زندگی مشترک یک امر طبیعی است و عشق در طول زندگی جای خود را با عادت عوض می کند. بلکه می بایست بدانید که عشق مانند گلدان گلی است که نیاز به توجه مداوم دارد و اگر آنرا به بوته فراموشی بسپارید و بر روی مشکلات و مسائل روزمره زندگی متمرکز شوید طبیعتا عشق از بین خواهد رفت ولی اگر شما در تمامی مرحله های زندگی خود به آن توجه کرده و عشق را دخالت دهید و همواره با کمک طرف مقابلتان سعی در عمیق کردن و شکوفا کردن عشق داشته باشید، مطمئنا هیچگاه این عشق در زندگی شما دچار یکنواختی نمی شود.
دوستی:
بعضی اوقات زن و شوهر در زندگی زناشویی برای هم فقط یک همخانه بحساب می آیند که به سعی می کند به وظیفه های خود عمل کند. اما این را بدانید که آنهایی موفق هستند که با هم دوست بوده و با درک متقابل و صمیمیت به راحتی با یکدیگر صحبت و همدلی می کنند.
اعتمادبه نفس داشتن و به خود رسیدن:
بعضی اوقات زن و شوهر چنان درگیر مشکلات زندگی روزمره می گردند که دیگر خودشان را از یاد می برند. اگر این اشخاص را هر زمان ببینید یا دارند کار می کنند یا اینکه خسته و بی رمق از کار زیاد هیچگاه به سرو وضع ظاهرشان رسیدگی نمی کنند و همیشه آشفته و افسرده به نظر می رسند. این کار در زندگی مشترک صحیح نیست . شما میبایست به روح و جسم خود رسیدگی کرده و سلامت جسم و روح و زیبایی ظاهر می بایست برای شما دارای اهمیت باشد تا همسرتان نیز از زندگی با شما احساس رضایت کند. این کار موجب می شود که شما اعتماد به نفس پیدا کرده و بتوانید عزت نفس خود را محفوظ نگاه داشته و همسرتان را مجذوب خود نمائید.
کسب رضایتمندی همسر:
شما می بایست همیشه آگاه باشید که آیا همسرتان از اینکه با شما پیمان زناشویی بسته است احساس خرسندی می کند یا نه؟ گاهی اوقات اینطور به نظر می رسید که شما به همه وظایف یک زندگی مشترک عمل می کنید و تمام سعی تان رادر بدست آوردن رضایتمندی او انجام داده اید ولی زمانی که به پای درد دل و حرفهای همسرتان می نشینید و به نکاتی را که او در زندگی اهمیت می دهد پی می برید آنگاه شاید متوجه شوید که چطور تاکنون به خواسته های او بها نمی داده اید و ناخواسته موجب نارضایتی او می شده اید. بنابراین بهتر است که در شناخت هرچه بیشتر همسرتان کوشا باشید و دریابید که او چگونه شاد و خرسند می شود و چه مسائلی موجب دلسردی و کدورت او می گردد. شما می بایست نکات مورد توجه و حساسیت همسرتان را یافته و آنها را در همه لحاظ چه گفتاری و چه رفتاری در نظر بگیرید. این امر با گفت و شنود دوستانه با همسرتان مقدر می شود و بدین ترتیب شما می توانید موجبات رضایت و آرامش خاطر او را فراهم آورید.
اکنون برای دانستن مقدار وفاداری و پای بندی همسرتان به شما به سئوالهای زیر پاسخ صحیح بدهید:
۱-واکنشها و رفتارهای همسرتان در مراسم جشن تولد شما:
الف- صبح بهنگام صرف صبحانه به شما تبریک گفته و هدیه اش را به شما تقدیم می کند
ب- بعد از ظهر از محل کارش با شما تماس می گیرد و تولدتان را به شما تبریک می گوید
ج- روز تولد شما را یاد میبرد.
۲-رفتار و واکنشهای همسرتان در مواقعی که شما بیمار هستید:
الف- زمانی که شما بیمار می شوید او به سرکار نرفته و به پرستار از شما می پردازد
ب- با مادر شما تماس گرفته و از او می خواهد که برای مراقبت از شما بیاید
ج- توجهی به شما نمی کند و به محل کارش می رود و بعداز بازگشت از کار هم از شما توقع مهیا کردن شام خوبیرا دارد.
۳-در زمان تعطیلات همسرتان چگونه برنامه ریزی می کند:
الف- ابتدا با شما مشورت می کند تا سفری خوب در پیش رو داشته باشید
ب- با پافشاری و اصرار شما به اتقاق به پارک می روید
ج- ایام تعطیلات را با دوستان خودش و به تنهایی خوش می گذراند
۴-همسرتان اوقات فراقت را چگونه برنامه ریزی می کند:
الف- ترجیح می دهد اوقات فراقت را در کنار شما به خوردن غذا گذرانده و خستگی خودش را در کند.
ب- اوقات فراقتش را در اتاق کار سپری کرده و بهنگام گرسنگی به نزدتان می آید.
ج- ترجیح می دهد درخانه نبوده و وقتش را با دوستانش سپری کند۴
۵-واکنش همسرتان زمان خوردن دستپخت شما چیست:
الف- بهرصورت از زحمت شما تشکر و قدردانی می کند
ب- پس از خوردن غذا بدون ابراز تشکر و قدردانی به دنبال کار خودش می رود
ج- بیشتر اوقات غذایش را بیرون از خانه صرف می کند و یا اینکه پس از خوردن غذا اصلا تشکر نمی کند.
۶-نظر وعقیده همسرتان در رابطه باشما چیست:
الف- مرتبا به شما اعتماد به نفس داده و از شما تعریف می کند
ب- درباره سرو وضع و آراستگی شما بی تفاوت است
ج- مرتبا از شما ایراد گرفته و موجب از بین رفتن اعتماد به نفس شما می شود.
۷-زمانی که با یکدیگر به جایی می روید:
الف- به شما اصرار می کند که خودش شما را برده و به مقصد برساند
ب- اگر شما اصرار نمایید بعد از غرغر کردن بسیار شما را به مقصد می رساند
ج- به هیچوجه از کارهایی که شما در طول روز می کنید خبر ندارد.
۸-در ارتباط با مسائل مادی و مالی:
الف- شما از درآمد و مقدار پس انداز او در حسابهای بانکی اش مطلع هستید
ب- تا حدودی از مسائل مادی او اطلاع دارید و به زور شما لب به سخن گفتن می گشاید
ج- به هیچوجه به شما اجازه نمی دهد که در امور مالی او دخالت کیند و شما کاملا از اینگونه مسائل بی خبر
هستید.
۹-در مواقعی که فشار کار و زندگی بر روی دوش شما سنگینی می کند
الف- خرید خانه را بعهده می گیرد و همچنین مقداری از امور منزل و نظافت آن را با کمال میل می پذیرد
ب- بعد از اینکه شما لب به گله و شکایت از فشار کار گشادید، بخشی از کار شما را انجام می دهد
ج- به شما توجهی نکرده و هیچگونه مسئولیتی را بعهده نگرفته و باری از شانه های شما برنمیدارد.
۱۰-روابط خانوادگی او چگونه است:
الف- با مادر شما و خانواده تان مهربان و خوشرو برخورد می کند
ب- با ترشرویی و اخم در مهمانی های خانواده شما شرکت می کند.
ج- اصلا حاضر به برقراری ارتباط با خانواده شما نیست و از رفت و آمد با آنهاسرباز می زند.
کلید تست:
الف- ۳ نمره ب- ۲ نمره ج- ۱ نمره
براساس جوابهایی که داده اید به خودتان امتیاز داده و آنها را جمع نموده و نتیجه براساس زیر خواهد بود:
امتیاز ۱۰الی ۱۵ : می بایست در جهت تغییر دادن زندگی خود اقدام نمایید وگرنه این زندگی پایدار نبوده و به زودی فرو پاشیده می شود.
امتیاز ۱۵ الی ۲۵: شما می توانید به آینده با همسرتان امیدوار باشید و با مقداری محبت ، توجه و سیاست به بهتر نمودن اخلاق رفتارتان بپردازید . بنابراین تردید نکنید و دست به کار شوید.
امتیاز ۲۵ الی ۳۰: می بایست به شما تبریک بگوییم چون همسر شما بسیار همسر خوبی است پس با ابراز عشق و محبت هرچه بیشتر به تداوم این عشق زیبا بکوشید.
۱-فرض کنید صبح شده و شما خواب ماندید و دیر شده است. موقع خارج شدن از خانه، همسایه شما در حال دعوا است . آیا شما ایستاده و کنجکاو می شوید که بدانید چه اتفاقی افتاده است؟
بله ( ۱۰) خیر( ۰)
۲-به دیدار دوستی رفته اید او برای پذیرایی از شما از اتاق خارج می شود . بر روی صفحه لپ تاپ او صفحه ای گشوده است . عکس کسی در آن توجه شما را جلب می کند. آیا شما به آن عکس نگاه می کنید؟
بله ( ۱۰) خیر (۰)
۳-در تاکسی و یا اتوبوس نشسته اید و کسی در کنار شما در حال خواندن کتابی است. شما در این حال چکار می کنید؟
- آیا مستقیما به چیزی که او در حال خواندن آن است نگاه می کنید و بهمراه او شما هم مطالعه می کنید(۱۰)
- هر چند وقت یکبار یواشکی نگاهی می کنید تا بفهمید او چه می خواند؟ (۵ )
- کاملا برای شما بی اهمیت است و نگاه نمی کنید ( ۰)
۴-اگر شما متوجه شوید که یکی از آشنایان و یا دوستانتان مسئله ای را از شما مخفی می کند شما چکار می کنید؟
- به هر طریقی شده تلاش می کنید تا بفهمید او چه چیزی را از شما پنهان میکند.(۱۰)
- اگر کسی حرفی در مورد آن مسئله بزند شما نسبت به آن کنجکاو می شوید(۵)
- اسرار دیگران و مسائل خصوصی آنها به خودشان مربوط است و شما تلاشی در وارد شدن به محدوده شخصی آنها نمی کنید.(۰)
۵-اگر در خیابان و یا یک جای عمومی که همه رفت و آمد می کنند زد و خورد و یا تصادفی اتفاق بیفتد شما برای اینکه بفهمید چه شده نزدیک می روید. بله (۱۰) خیر (۰)
۶-اگر به سینما بروید و بطور تصادفی یکی از آشنایان و یا دوستانتان را با کسی که نمی شناسید در آنجا ببینید، کنجکاوی می کنید که بفهمید آن شخص غریبه کیست؟ بله (۱۰) خیر( ۰)
۷-آیا اکثر مواقع زمانی که دوستان و یا آشنایانتان چیزی می خرند شما سعی در مطلع شدن از قیمت و مکان خرید آن کالا می کنید؟ بله ( ۱۰) خیر(۰)
۸-آیا تاکنون کیف دیگران را بدون اینکه از آنها بپرسید گشته اید؟ بله ( ۱۰) خیر( ۰)
۹-آیا اگر شما رمز کامپیوتر و یا موبایل دوستان و یا آشنایانتان را بدانید سعی در یافتن اطلاعات آنها می کنید؟ بله ( ۱۰) خیر(۰)
۱۰-اگر زمانی که در حال صحبت تلفنی با یکی از دوستانتان هستید و او از شما می خواهد که منتظر شوید تا او بتواند به کسی که پشت خط است جواب بدهد. زمانی که مجددا با شما شروع به صحبت می کند آیا شما از او در مورد اینکه با چه کسی پشت خط صحبت کرده سوال می کنید؟
بله (۱۰ ) خیر(۰)
اکنون چگونه به خودم امتیاز بدهم؟
نمره هایی را که تاکنون به خود داده اید جمع کنید:
- اگر جمع نمرات شما از ۰ الی ۳۰ باشد : شما از دخالت در امور شخصی دیگران
خوشتان نمی آید و به نظر شما امور شخصی دیگران برای شما مجذوب کننده نیست و
یا اینکه بقدری به محدوه شخصی آنها بها می دهید که بخودتان اجازه ورود به
آن را نمی دهید. ممکن است بقدری سرگرم کار و زندگی خودتان هستید که وقت و
حوصله کنجکاوی کردن در اموردیگران را پیدا نمی کنید
- اگر جمع نمرات شما از ۳۵ الی ۷۰ باشد: شما شخصی فضول هستید ولی سعی می کنید تا زیاد در امور شخصی دیگران وارد نشوید. ولی بعضی مواقع بقدری این حس فضولی زیاد است که شما نمی توانید خودداری کنید و گهگاهی به زندگی دیگران وارد می شوید و سرکت می کشید ولی این کار شما دائمی نیست . ولی متوجه باشید که زیاده روی در این امر ممکن است موجب بروز مشکل و دردسر برای شما بکند
- اگر مجموع نمرات شما از ۷۵ الی ۱۰۰ باشد: شما شیفته فضولی و سرک کشیدن در امور شخصی دیگران هستید و دوست دارید که در مورد دیگران همه چیز را بدانید و برای رسیدن به این منظور به هرکاری دست می زنید.
شما از آن گونه مردم هستید که دائم مواظب مردم هستند و حتی بعضی اوقات نیز مستقیما از آنها درباره مسائل شخص شان پرس و جو می کنند. اگر تاکنون شما را بعنوان شخصی فضول در میان آشنایان و دوستانتان معرفی نکرده اند و به این عنوان شهرت پیدا نکرده اید ممکن است که چنین لقب و نامی را به شما داده باشند بدون آنکه خودتان بدانید.
هدف از پژوهش پیش رو مشخص کردن ساختار انگیزش افرد مبتلا به اختلال جسمی شکلی در مقایسه با افرادی که به این اختلال دچار نیستند. برای این منظور، از میان مراجعه کننده گان به بیمارستان عرفان و یک کلینیک شخصی، تعداد سی نفر از مبتلایان به اختلال جسمی شکلی به گونه ای در دسترس باشند انتخاب شدند و با تعداد سی نفر کسانی که مبتلا نبودند همتا شدند و از نظر سطح سبک انگیزشی، سنجیده شدند. نتیجه های به دست امده از تحلیل واریانس نمره های دو گروه مشخص کرد که کسانی که مبتلا به اختلال جسمی شکلی، ساختار انگیزش ناسازگارانه ای را دارا هستند.
میزان توزیع بیماری ها در جهان در حال تغییر می باشد. این تغییرات، از اوایل دهه ی ۹۰ میلادی شروع شده و تاکنون نیز رو به شتاب گرفتن می باشد. سمت و سوی اصلی این تغییرات، از مریضی های مسری عفونی و سوء تغذیه به سوی مریضی های غیر مسری و اختلالات روان شناختی مانند، اختلال های جسمانی می باشد. اختلال جسمی شکلی، گروه گسترده ای از بیماری ها می باشد که علایم و نشانه های جسم جزء مهم آن می باشد. این اختلالات، کنش های متقابلی را در بر می گیرد در آنان مغز، به شیوه هایی که هنوز مشخص نشده، هشدار های متفاوتی را صادر می کند و تاثیر این هشدارها بر هشیاری شخص، به القا کردن مشکلات جسمانی جدی می انجامد. علاوه بر آن، تغییرات جزئی و یا همچنان ناشناخته در نوروشیمی و نورولوژیی امکان دارد از مکانیزم های شناخته نشده ی روانی یا مغزی به وجود آید که باعث ایجاد بیماری می شود. متخصصان، در تلاش جهت تایید کردن اختلال جسمی، به انجام معاینات و یا آزمایشات هزینه بر پزشکی و یا حتی جراحی متوسل می شوند و زمانی این احتمال را بیان می کنند که دلیل مشکل، امکان دارد که جنبه ی روانی داشته باشد، با پرخاش و عصبانیت بیماران مواجه خواهند شد. (هالجین و ویتبورن، ۲۰۰۳). در متون بازنگری شده ی چاپ چهارم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی، پنج مورد از اختلالات شبه جسمانی به عنوان اختلال جسمانی کردن، اختلالات تبدیلی خود بیمار انگارانه، اختلالات بدریختی بدن و یا اختلالات درد معرفی شده اند (کاپلان و سادوک، ۲۰۰۳).
این اختلالات، از سایر اختلالات روانی مانند افسردگی اساسی، اختلالات شخصیتی، اختلالات اضطراب فوبیا همراه بوده است. اطلاعات به دست امده از داده های پژوهش تالی و همکاران (۲۰۰۹) که بر روی تعداد ۱۰۱ نفر از بیماران اختلالات جسمی شکلی صورت گرفته است، مشخص کرد که این اشخاص، از سطوح بالاتری از اختلالات روان پزشکی، به خصوص افسردگی (۳۵/۶%) و اختلالات اضطرابی (۲۹/۷%) را دارا می باشند. پژوهش ها، مشخص می کند که اختلا جسمی شکل در خانم های جوان و با سطح سواد و تحصیلات پایین بیشتر مشاهده ممی شود. بنر (۲۰۰۸) در پژوهشی، بدین منظور که تفاوت های جنسیتی را در شیوع اختلالات جسمانی شکل بررسی کند، متوجه شد که میزان شیوع اختلالات جسمانی شکل در بین نمونه های غربال شده ۲۳/۹% و میزان شیوع این اختلال در زنان کمی بیشتر (۲۴/۲%) از مردان (۲۳/۷%) می باشد. بنا بر گزارش او درد کمر، شایعترین درد گزارش شده در میان مردان و سردرد، شایع ترین علائم گزارش شده در زنها می باشد.
در دهه های اخیر که نگرشی متفاوت در روانشناسی ایجاد شده است و به مهم بودن نقش اهداف در سلامت روانی تاکید شده است، قادریم دیدی جدید به اختلالات جسمانی شکل داشته باشیم. با توجه به عقیده ی امونر و همکاران (۲۰۰۳ از شرواورز، ۲۰۰۷) هدف های شخص، نقشی اساسی در برداشت و ارزیابی او از رویدادها ایفا خواهد کرد. با توجه به نظریه ی کوکس و کلینگر (۲۰۰۴) رفتار، تجربیات و اعمال شناختی بشر با محوریت تعقیب تشویق کننده ها و هدف ها، سازمان پیدا می کند بر اساس این نظریه عامل های بسیار متعدد در به وجود آمدن اختلالات موثر هستند که نهایتا به یک نقطه ی مشترک ختم خواهند شد که انگیزش برای رسیدن به اهداف می باشد. بر اساس عقیده کوکس و کلینگر پروسه ی انتخاب و روش پیگیری اهداف، ساختار انگیزش نامیده می شود. آنان مشخص کردند که دو نوع مکانیزم انگیزشی وجود دارد: ناسازگارانه و سازگارانه. اشخاصی که مکانیزم انگیزش آنان ناسازگرانه می باشد، در پی این می باشند که هیجانات خودشان را از طرق ناسالم برانگیزانند، در نتیجه به آشفتگی و اختلال دچار می شوند و کسانی که مکانیزم انگیزشی آنان سازگارانه می باشد، انرژی خودشان را صرف پی گیری محرکات سالم می نمایند، معمولا به دنبال هدف های مثبت می باشند، تعهد زیادی نسبت به اهداف خود دارند و می خواهند که از رسیدن به هدفهایشان لذت زیادی ببرند، اگر در دستیابی به اهدافشان موفق نشوند ناراحت خواهند شد و در برابر موفقیت هایشان خوش بین می باشند و تعارض حداقلی در میان اهدافشان را دارا هستند.. کسانی که مکانیزم انگیزشی آنان ناسازگارانه می باشد، معمولا در پی هدف های اجتنابی می باشند و بر این اعتقادند که دستیابی به هدفها لذت کمی برای آنان خواهد داشت، اگر در پی دستیابی به هدفها، به موفقیت دست پیدا نکنند کمی ناراحت می شوند، عاری از تفکر در مورد موفقیت یا عدم موفقیت در شیوه هدف، به ادامه دادن ان می پردازند و در میان هدفهایشان تعارضات بالایی دارند. داده های پژوهشی، مشخص می کند که تعارض میان هدفها، به دو صورت تاثیرات خود را به جای خواهد گذاشت؛ نخست اینکه به عنوان عاملی آسیب زننده با کاهش سلامت روانی و افزایش نشانه های آسیب روانی همراه می باشد و ثانیا اینکه به عنوان عاملی انگیزشی، موجب کاهش انگیزه ی مراجعان در پروسه ی درمان می شود ( امونز، ۱۹۹۹).
نخستین مطالعه ای که تاثیر تعارض ها میان هدفها را مشخص کرد توسط پالیز و لیتل (۱۹۸۳) صورت گرفت. این مطالعه، مشخص کرد که میان تعارض هدف ها و داشتن رضایت از زندگی ارتباط مستقیمی وجود دارد. امونز و کینگ (۱۹۸۸) طی دو پژوهش نمنونه ای از دانشجویان دانشگاه در رابطه با بررسیی ارتباط میان تعارض هدف ها و بهزیستی انجام دادند؛ این تحقیقات مشخص کرد که میان تعارض های هدف ها و اختلالات روان شناختی و جسمی، ارتباط مستقیمی وجود دارد. این پژوهش ها، همچنین مشخص کرد که تعارضها، با سطح های بالای عواطف منفی، شکایت روان تنی و افسردگی ارتباط وجود دارد.
به صورت خلاصه، می توانیم بگوییم که هدف ها از دوو راه در به وجود امدن اختلالات روانی و رفتاری و از جمله اختلالات جسمی، نقش آفرینی می کنند؛ ابتدا، به وسیله ی مکانیزم های ناسالم و خصوصیاتی که با تشویق و از هم گسیخته شدن رفتار، صورت می گیرد و به اختلال در رفتارهای هدفمند می انجامد. این پروسه موجب می شود پیوستگی و تداوم سوگیری شده و به سوی دستیابی به هدف با مشکل مواجه می شود و ثانیا، تعارض ها میان هدف ها است که به عنوان یک مکانیزم ناسالم موجب به وجود آمدن فشار های روانی دو برابر می شود. پژوهش حاضر با هدف کلی مقایسه کردن مکانیزم انگیزش در کسانی که مبتلا به اختلال جسمی شکل با کسانی که این اختلال را ندارند صورت گرفته است.
جامعه ی آماری، نمونه و روش نمونه گیری
با نظر به موضوع پژوهش، جامعه مو رد نظر، کسانی بودند که جهت درمان اختلال جسمی شکل به بیمارستان عرفان و کلینیک خصوصی مراجعه نموده بودند. در این جامعه، به شکل در دسترس ۳۰ نفر از مبتلایان به اختلال جسمی شکل انتخاب و با ۳۰ نفر کسانی که مبتلا نبودند همتا سازی شدند. از ۳۰ نفر بیمار به اختلال جسمی شکل تعداد ۱۲ نفر اختلال تبدیلی، تعداد ۹ نفر اختلال جسمانی سازی و تعداد ۹ نفر به اختلال درد، تشیخص داده شدند.
تنظیم پرسشنامهی هدفها و علاقه های شخصی (PCI): تنظیم پرسشنامه های هدف ها و علاقه های شخصی یا به اختصار PCI، نمونه اصلاحی و خلاصه شده پرسشنامه سبک انگیزش (MSQ) می باشد و همانند (MSQ) قسمتی از ان فرد نگر می باشد چون برنامه ها و هدف های جاری هر شخص را در ۱۲ قسمت مختلف سنجش و مورد پژوهش قرار می دهد (کوکس و کلینگر، ۲۰۰۴). در PCI از افراد مورد آزمون خواسته می شود در رابطه با هدف هایشان در هر کدام از حیطه های زندگی تفکر کنند وو پس از ان نظراتشان را در رابطه با چگونگی دستیابی به هدف هایشان را در ۱۰ بخش نمره گذاری نمایند. حیطه های زندگی در پرسشنامه ی PCI شامل: خانه و مسائل مربوط به آن؛ حرفه، شغل موقعیت اقتصادی و مالی؛ رابطه هایشان با خانواده بستگان و ههمسر؛ رابطه هایشان با آشنایان و دوستان؛ صمیمیت، عشق، و رابطه جنسی؛ اصلاح و تغییر و رشد شخصیتی؛ تحصیلات؛ بهداشت روان و سلامت پزشکی؛ استعمال مواد تخدیری (سیگار و …)؛ معنویت؛ سرگرمی و اوقات فراغت و هدف های دیگر. کوکس و کلینگر (۲۰۰۴) بر این اعتقاد هستند که با توجه به این که حیطه های بالا، حیطه های مشترک در زندگی بسیاری از افراد می باشد؛ بنابراین برای نمونه مهمترین حیطه ها انتخاب شده اند؛ اضافه بر آن، قسمتی از پرسشنامه قانون نگر می باشد. به این صورتت که گروه بندی هدف ها، به یاری ۱۰ واژه ی کلیدی، نوع فعالیت ها و داشتن امکان مقایسه ی میان فردی را ممکن می سازد. در طی این پژوهش، قسمت دوم این پرسشنامه تحت توجه قرار میگیرد.
میزان اهمیتی که در pci، وجود دارد اهمیت اهداف آزمودنی را تعیین می کند و این مسئله که تا چه اندازه، اهداف برای آزمودنی اهمیت دارد که خواستار دستیابی و یا انجام آن است؛ میزان احتمالی که اهداف تحقق یابند، عقیده آزمودنی را در رابطه با احتمال تحقق اهدافش در نتیجه تلاش را اندازه گیری می کند؛ میزان کنترلی که روی سیر تحقق، احساس کنترل سوال شونده را برای تحقق اهدافش اندازه گیری می کند؛ میزان درک به این مسئله که چه کاری باید انجام دهد؛ آگاهی و دانش شخص را از روش دستیابی به هدفهایش، می سنجد؛ خشنود بودن (به دلیل دستیابی به اهداف)، شادی پرسش شونده را از جهت تحقق هداف، می سنجد؛ سرخوردگی ( به دلیل دست نیافتن به اهداف) ناراحتی و غم فرد مورد آزمون را از جهت ناکامی در رسیدن به اهدافش، می سنجد؛ تعهد (وابستگی قلبی) به خواسته؛ اراده مراجع در تحقق اهدافش را می سنجد و طول زمان دستیابی به اهدف، عقیده آزمودنی را در رابطه با طول زمان احتمالی مورد نیاز جهت تحقق اهدافش اندازه گیری می کند. مقدار آزادی در انتخاب اهداف، تعیین می کند که ایا پرسش شونده اهدافش را انتخاب کرده استت یا کسانی دیگری این هدف را برای او انتخاب کرده اند؟ و در آخر میزان مهم بودنن آن برای اهداف دیگر همسویی اهداف شخص و یا میزان تعارضات اهداف را می سنجد. شواهد، مشخص کننده ی آن می باشد که pciپایایی و اعتبار مناسب را داراست (کوکس و کلینگر، ۲۰۰۴). کوکس و کلینگر (۲۰۰۴) ثابت بودن درونی ۱۰ مقیاس pci را به روش آلفای کرونباخ بر روی نمونه ی دانشجویی ۱۸۲ نفری و سلیمانیان (۲۰۰۵) بر روی نمونه دانشجویان ۱۵۸ نفری محاسبه نموده است.
از تعداد ۶۰ نفر مورد آزمون شرکت کننده در این تحقیق، تعداد ۳۰ نفر آنها مبتلا به اختلال جسمانی شکل و تعداد ۳۰ نفر مبتلا نبودند. از تعداد ۳۰ نفر بیمار مبتلا به اختلالات جسمانی شکل، تعداد ۱۲ نفر اختلال تبدیلی، ۹ نفر مبتلا به اختلال درد مشخص نشده و ۹ نفر اختلال جسمانی سازی تشخیص داده شدند. متغیرهای سن، جنس، میزان تحصیلات و وضعیت خانوادگی (تاهل و تجرد) در زمان تشکیل دو گروه کنترل شدند.
جدول ۱: داده های شناختی جمعیت گروه نمونه
جدول ۲: نتیجه های چهارگانه f در رابطه با تحلیل واریانس چند متغیره
آنگونه که از جدول بالا نتیجه گیری می شود، میزان مشخصه های آماری f با میزان ۷۱۷/۱۱ در هر چهار مشخصه در سطح معنادار می باشد؛ به این صورت که احتمال ۹۵% می توان به این نیتجه رسید که ساختار انگیزش اشخاص مبتلا به اختلال جسمانی شکل و اشخاص غیر مبتلا تفاوت دارد. آزمون تعقیبی lsd در جدول ۳ مشخص می کند که به غیر از مولفه های طول مدت زمان دست یابی به هدف که تفاوت معنی داری میان دو گروه وجود ندارد در دیگر مولفه ها، تفاوت معنی داری میان افراد مبتلا به اختلال جسمانی شکل و اشخاص غیر متبلا وجود دارد.
اصلی ترین هدف پژوهش پیش رو، اندازه گیری و مقایسه مکانیزم انگیزش در اشخاص مبتلا به اختلال جسمانی شکل با اشخاص غیر مبتلا بود. با توجه به نتایجی که به دست آمده، مشخص می شوند که در سبب شناسی و پدید آمدن اختلال جسمانی شکل، نقش مکانیزم انگیزش اهمیت بسزایی را دارا می باشد.
جدول ۳: نتیجه های آزمون تعقیبی lsd
در نتیجه یافته های به دست امده، اشخاص مبتلا به اختلال جسمانی شکل، مکانیزم انگیزشی ناسازگارانه را دارا می باشند. این اشخاص نسبت به افراد غیر مبتلا، برای هدفهای خود اهمیت قائل بوده و برای دستیابی به اهداف خود کمتر امیدوار هستند، آگاهی و کنترل کمتری نسبت به اهداف خود را دارا هستند، حداقل خوشنودی از دست یابی به هدف یا حداقل ناخشنودی از عدم دستیابی به هدف را دارا می باشند، حداقل تعهد به هدفها و تعارضات هدفها از ویژگی های سایر این افراد است. آنان در انتخاب هدف های خود، از آزادی کمتری نسبت به کسانی که مبتلا نیسیتد را دارا می باشند و برای اجرای برنامه ها و هدفهای خود بسیار منفعل عمل می کنند و از آنجایی که در زندگی با ناکامی ها و استرس های زیادی رو به رو بوده اند به درماندگی آموخته شده دچارند و بر این باورند که کوشش کردن برای دستیابی به هدفهایشان نتیجه ای ندارد. این اشخاص،در راه دستیابی به هدفهای خود در زمان مواجه شدن با مانع ها هدفهای خنود را رها می کنند و پیوستگی و استمرار برای تحقق آنها را ندارند. به طور معمول تعقیب هدف، یک نقطه شروعی دارد؛ یعنی وقتی که شخص، مشوقی را انتخاب می کند، یک تعهد درونی برای تلاش برای دستیابی به آن هدف را در خود ایجاد می کند (هک هاوزن، گول ویتسر، ۱۹۸۷).
داشتن تعهد برای دستیابی به یک هدف، هم از جهت عواقب چشم پوشی و رها کرد هدف و هم از جهت تغیرات بی شماری که تعهد برای یک هدف بوجود می آورد، از اهمیت بالایی برخوردار است؛ نخست اینکه، تعهد برای یک هدف، تاثیرات اولیه ی موانع آنی را تغییر می دهد؛ بدین معنی که پیش از اینکه شخص به یک هدف متعهد شود، موانع موجب می شود آن هدف، جذابیتش را از دست بدهد ولی پس از تعهد موانع، نه اینکه موجب تقویت هدف خواهد شد بلکه باعث می شود تعهد نیز عمیق تر گردد (گلینگرف ۱۹۷۵)؛ ثانیا اینکه تعهد، باعث تغییر در کارکرد ذهن می شود.
پیش از تعهد، فرد به طور مرتب گزینه های متفاوتی را برای انتخاب خود می سنجد؛ به عبارتی، مجموعه ی ذهن وی در یک وضعی ارزش یابی قرار می گیرد ولی پس از تعهد، شخص دچار ذهن ابزاری می شود که مشخصه ی آن جانب داری از یک هدف ویژه و تمرکز بر روش های دستیابی به آن هدف است؛ ثالثا اینکه با شروع تعهد، یک پروسه ی مخفی در ذهن به وجود می آید که شخص را به هر مشخصه ای که در تعقیب هدف در ارتباط باشد حساس می سازد (گول ویتسر، هک هاوزن و اشتفر، ۱۹۹۰).
در طی این پژوهش روشن شد که اشخاص مبتلا به اختلالات جسمانی شکل، تعهد کمی نسبت به هدفهای خود در مقایسه برا افرادی که به این اختلال دچار نیستند را دارا هستند. بارزترین خصوصیت فرایند عمل؛ به این معنی که «استمرار و پیوستگی، تا زمان دستیابی به هدف مورد نظر، در اشخاص مبتلا مشاهده نمی شود. بارزترین مشخصه فرایند عمل «استمرار و پیوستگی» در جهت دستیابی به هدف از مرحله ی انتخاب، به وجود امدن وابستگی هیجانی به هدف دستیابی تا مرحله ی نهایی آن؛ به این معنی که امتحان نتیجه های به دست آمده می باشد (باقری، ۲۰۱۰).
نتایج به دست آمده در این پژوهش، با پژوهش های کوکس و کلینگر (۲۰۰۴) و من و همکاران (۱۹۹۸) همخوانی دارد؛ به عنوان نمونه، من و همکاران (۱۹۹۸) مشخص کرده اند که اشخاص معتاد به الکل در مقایسه با اشخاصی که به الکل معتاد نیستند مکانیزم انگیزشی متفاوتی را دارا هستند، آنان بیشتر دارای هدفهای اجتنابی بوده اند، تعهد پایینی نسبت به هدفهایشان دارند و بر این اعتقاد هستند که کنترل کمی بر روی هدفهایشان دارند. پژوهش روبرسون (۱۹۹۰) هم مشخص کرده است که اشخاصی که از شغل خود رضایت دارند در مقایسه با افراد ناراضی مکانیز انگیزیشی متفاوتی را دارا هستند. پژوهشهای نیوکامب و هارلو (۱۹۸۶) هم در میان جوانان و نوجوانان همبستگی معناداری میان اعتیاد و نداشتن هدف و سمت و سو در زندگی نشان داده است. سایر تحقیقات، مشخص کرده است اشخاص معتاد، احساس کمتری نسبت به نیاز به مشوق ها دارند، از تعهد پایینی برای حرکت در جهت دستیابی به اهداف برخورداند و این احساس در انها وجود دارد که توان رسیدن به اهدافشان را ندارند.
طبق یافته های به دست آمده از این پژوهش، مشخص شد که مکانیزم انگیزش افراد مبتلا به اختلالات جسمانی شکل با اشخاص غیر مبتلا از لحاظ طول زمای که این اشخاص جهت دستیبابی به هدفهای خود پیش بینی کرده بودند تفاوت ندارد و از این لحاظ هر دو گروه در وضعیت مشابهی به سر می برند. بر طبق عقیده کوکس و کلینگر (۲۰۰۳) اشخاصی که حداقل امید را برای تحقق هدف و حداقل خشنودی از دستیابی به هدف و یا حداقل احساس غم نسبت به عدم تحقق هدف، حداقل تعهد جهت دستیابی به هدف، احساس کنترل کم نسبت به هدف و حداقل آگاهی را در رابطه با هدفهای خود دارا هستند، مکانیز انگیزش ناسازگارانه را دارا هستند.
از سوی دیگر، خصوصیات سایر اشخاص دارای مکانیزم انگیزشی ناسازگارانه، این می باشد که اشخاص به جای هدفهای گرایشی، از اهداف اجتنابی برخوردارند (تلاش می کنند که از پیامدهای منفی دوری کنندِ) می باشند. در نتیجه، بر طبق نظر کوکس و کلینگر، دست یافته های این تحقیق را می توان به این صورت تبیین کرد که هدفهای هر شخص با شخص دیگر تفاوت دارد. امکان دارد شخصی نیل به مدارج بالای علمی را به عنوان هدف برای خود انتخاب کند و شخص دیگر، ترک اعتیادش را. این دو هدفها، مستلزم صرف زمان و وقت بسیاری است. اشخاص مبتلا امکان دارد بیشتر هدفهای اجتنابی را پی گیری کنند و بیشتر در پی راحت شدن یا فرار از هدفهای منفی آزار دهنده باشند؛ مانند سعی برای بیمار نشدن، کوشش برای اخراج نشدن یا کوشش جهت خلاصی از محرک های منفی مثل ازدواج ناموفق. اشخاص مبتلا، به همان اندازه که زمان مورد انتظار جهت دستیابی به هدفهای اجتنابی خویش را پیش بینی می کنند که اشخاص غیر مبتلا این وقت را برای هدف های گرایشی مد نظر قرار می دهند.
پژوهش های الیوت و جرج (۲۰۰۲) مشخص کرد مراجع کنندگانی که هدفهای احتنابی زیادی را در پروسه ی درمان پی می گیرند، در مقابل مراجع کنندگانی که هدفهای اجتنابی کمتری را در پروسه ی درمان دارا هستند تغییر بسیار کمی در احساس خرسندی از زندگی شان بروز می دهند. اضافه بر این، مردم به لحاظ تصوراتشان درباره ی عینی پی گیری هدفهایشان با هم تفاوت دارند. بعضی وقت ها تنها به نتیجه ی پایانی فکر می کنند؛ بدین معنی که زمانی که به اهدافشان دست پیدا می کنند چه احساسی را دارا خواهند بود، مانند در فکر فرو رفتن برای رسیدن به یک شغل پر درآمد ولی اگر تصور کنند چه مرحله هایی برای دستیابی به هدف نیاز دارند، به احتمال بالایی در دستیابی به هدفهایشان موفق تر می شوند و احتمالا به مسائل و مشکلات پیش روی خود توجه مضاعفی نشان خواهند داد، به خصوص اگر هدفها برای شخص از ارزش زیادی برخوردار باشد (کوستز و همکاران، ۲۰۰۲).