مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

با باور های سمی خداحافظی کنیم

بیایید با باورهاى سمى خداحافظى کنیم:

ا. باور اینکه قربانى هستیم.

٢. باور به اینکه میتوانیم دیگران را تغییر دهیم.

٣. باور به اینکه اگر جاى فلانى بودم زندگى بهترى داشتم.

٤. انتظار داشتن از دیگران و باور به اینکه دیگران باید مطابق انتظار ما رفتار کنند.

٥. باور به اینکه براى رسیدن به کمال و احساس شادى حتماً به حضور فرد خاصى نیاز داریم.

٦. اینکه همیشه لازم است ثابت کنیم که ما درست میگوییم و حق با ماست.

٧. نگران بودن درباره ى اینکه دیگران در مورد ما چه فکرى میکنند.

«دکتر هلاکویی»

پدران دختر دار بخوانند

طرز رفتار مردها در مقابل فرزند دختر یا پسر، متفاوت است. ختربچه ها در یک برهه زمانی آرزو دارند پدر را فقط برای خود داشته باشند
پدران دختر دار بخوانید !
به جرات می توان گفت که همه مردها آرزو دارند روزی پدر شوند. دختر یا پسر بودن فرزند به واقع برای پدر و مادر تفاوتی ندارد. اما معمولا می شنویم که پدر علاقه شدید و خاصی به دخترش دارد و نگاه های سرشار از عشق او را همه از همان روزهای تولد می بینند.

آیا عکس العمل پدر نسبت به فرزند دختر یا پسرش متفاوت است؟
این مسئله در بین همه مردان یکسان نیست و در درجه اول به دوران کودکی خود او بر می گردد. برخی از مردان تصور می کنند که می توانند در آینده پدر خوبی برای یک دختر باشند و گروه دیگر خود را پدری ایده آل برای یک پسر می دانند. اما به آن معنا نیست پدر که منتشر تولد پسری است و پس از سونوگرافی متوجه شود به زودی صاحب دختری می شود نتواند پدر خوبی باشد.

طرز رفتار مردها در مقابل فرزند دختر یا پسر، متفاوت است. به همین دلیل است که هیچ یک از ما تا موقعی که بچه نداشته باشیم، نمی توانیم بفهمیم چه والدینی هستیم. اما به هر حال باید بدانیم که نوازش، ابراز محبت و گفتن کلمات محبت آمیز در رشد کودک بسیار مهم است.

علاقه شدید مردان به داشتن فرزند پسر، به رابطه آنها با جنس مونث بر می گردد. چنانکه می بینیم پدرانی که تمایل دارند فقط دختر داشته باشند. معمولا ترس از اینکه فرزندشان رقیب آنها شود، در وجودشان شکل گرفته است. اما باید گفت که این رفتارهای افراطی به ندرت دیده می شود.

نگاه ارزشمندانه به خانم ها و تاثیر آن در رابطه پدر و دختر
این مسئله یکی از نکات بسیار مهمی است که در این باره باید مدنظر داشت. امروزه خانم ها به تحصیلات عالیه می رسند، در شغل های مهمی مشغول به کار می شوند، در زندگی اجتماعی بسیار موفق هستند و... که این نکته می تواند تا حد زیادی نگرانی پدر و مادر را در مورد آینده دخترشان برطرف کند. اما نمی تواند تنها دلیل این علاقه شدید باشد. با این حال، تصوراتی هستند که در زندگی همه ما سایه افکنده است.

دختربچه ها شیرین تر و نازتر هستند و خود را بیشتر پیش پدر محبوب و لوس می کنند و در یک کلمه بسیار مورد علاقه پدر هستند. ناز و نوازش پدرانه نسبت به دختر برای همه آشناست و پدر سعی دارد تا نهایت عشقش را به پرنسس کوچولو ابراز کند. اما توجه داشته باشید. اگر محدودیت هایی برای کوچولوی نازنین که از 20-18 ماهگی سعی می کند ناز بیاورد، قائل نشویم، مشکلاتی در آینده پیش خواهدآمد. به عبارت دیگر، برای اینکه او را برای ارتباط با دیگر مردان در آینده آماده کنیم، از همین الان باید فاصله هایی را در نظر بگیریم.

اعمال محدودیت در این پیوند شیرین
پدر باید با صحبت و رفتارهای صحیح این مسئله را مدیریت کند. دختربچه ها در یک برهه زمانی آرزو دارند پدر را فقط برای خود داشته باشند. آنها حتی دوست دارند مادر را نیز از این رابطه دور نگه دارند؛ چرا که او را برای خود رقیب می دانند. در این شرایط پدر باید هوشمندانه بر این رفتارها کنترل داشته باشد و به او بگوید: «من تو را خیلی دوست دارم. اما همسر مادرت نیز هستم. تو نیز وقتی بزرگ شدی با مردی متناسب خودت ازدواج می کنی.»

نقش پدر در رشد شخصیت زنانه دختر
شناخت پدر از حالات زنانگی دختر یکی از مسائل بسیار مهم و حائز اهمیت است. به عنوان مثال، او باید به دخترش بگوید که زیباست، چه لباسی به او می آید، برای تولدش هدایای مثل عروسک، گردنبند و... بدهد. اگر دختر از طرف پدر احساس شناخت و توجه نکند و یا برعکس، به شیوه ای افراطی خانم ها را جنس برتر و ارزشمندتر بداند، در رشد شخصیت او در آینده و حتی پذیرش جنسیت خود دچار مشکلاتی می شود.


جایگاه مادر در رابطه پدر و دختری
تصورات دختربچه ها از زمان نوزادی تا 3 سالگی در مورد جنس مونث، عملا به خانم های اطرافشان بر می گردد. اما معمولا تنها مرد زندگی آنها پدر است. طبیعتا مادر در شکل گیری ارتباط پدر و دختر نقش دارد، چرا که رابطه با یکی از والدین در برقراری ارتباط با طرف دیگر نیز تاثیرگذار است. پدر، مادر و فرزند مثلث اساسی خانواده را می سازند. پدر نقشی جداکننده را در رابطه مادر و فرزندی دارد. مادر باید به همسرش اجازه دهد تا او نیز به کارهای بچه برسد، حتی اگر نتواند مانند خودش به همه چیز مسلط باشد. او باید به همسرش اعتماد کند، زیرا اوقاتی که فرزند با پدرش تنهاست، برای آنها بسیار مهم است.

خانواده های تک والد
در اکثر موارد جدایی ها، فرزند با مادر زندگی می کند. در این صورت، پیوند شدید مادر و دختر می تواند این خطر را در پی داشته باشد که او همیشه پیش مادرش بماند. دختر کوچولو می تواند نقش حامی را داشته باشد و همیشه وابسته به مادر است که این مسئله می تواند زمینه ساز مشکلاتی از قبیل عدم شناخت و اعتماد به نفس در این بچه ها باشد. بسیار مهم است که مفهوم پدر را در قالب کلمات به بچه بیاموزیم و بگذاریم تا وجود شخصی دیگر مانند دایی، پدربزرگ، همسر جدید مادر و... را به جای پدر در کنار خود حفظ کند. بچه به پدر و مادر نیاز دارد. آنها نقش های متفاوتی در زندگی او دارند و هیچ کدام نیز نمی تواند در غیاب دیگری، جای او پر کند.

ازدواج کردن حداقل 2 کیلو به وزن شما اضافه میکند

محققان آلمانی می‌گویند ازدواج می‌تواند اضافه وزن ۲ کیلویی به همراه داشته باشد.

بر اساس تحقیقی که روی ۱۰۲۲۶ فرد در ۹ کشور اروپایی انجام شده است، ازدواج کردن سبب افزایش سایز دور کمر شده و حداقل ۲ کیلو به وزن افراد اضافه می‌کند.

بر اساس آمار به طور نسبی اندیس توده بدنی مردان مجرد ۲۵.۷ است که بعد از ازدواج به ۲۶.۳ می‌رسد. این عدد در خانم‌های مجرد ۲۵.۱ است که به ۲۵.۶ بعد از ازدواج تغییر می‌کند. پیش از این در سال ۲۰۱۴ نیز تحقیقی انگلیسی همین موضوع را به اثبات رسانده بود.

در این تحقیق که روی هزار نفر انجام شد به اثبات رسید، افراد در سال اول بعد از زندگی مشترک ۲ کیلو و در ۴ سال نخست ۶ کیلو به وزنشان اضافه می‌شود. در حالی که ۵۴ درصد زوجها با هم چاق می‌شوند تنها ۱۸ درصد می‌گویند که به وزنشان اضافه نشده است.

فرای این مسئله متخصصان می‌گویند ازدواج کردن در کل برای سلامت خوب است زیرا افراد متاهل رفتارهای جنسی سالم‌تری دارند، به تغذیه خود اهمیت می‌دهند و برای مشکلاتشان بیشتر به پزشک مراجعه دارند. بر اساس تحقیقی که در مجله پزشکی Alcoholism: Clinical and Experimental Research منتشر شده است افراد متاهل در مصرف الکل زیاده روی نمی‌کنند و اکثرا به الکل آب می‌افزایند. بررسی محققان دانشگاه Harvard Medical school روی ۴۵ هزار نفر به مدت ۴ سال نشان داد افراد مجرد بیش از افراد متاهل دچار سکته‌های مغزی و قلبی می‌شوند.

وظایف شوهردرزمان بارداری همسر





تعیین وظیفه هریک از والدین در اوائل زندگی و خصوصا پس از بارداری ضرورت بالایی دارد.تعیین وظیفه هریک از والدین در اوائل زندگی و خصوصا پس از بارداری ضرورت بالایی دارد. البته عقیده ثابتی در این مورد وجود ندارد مثلا بعضی از زن و شوهرها سعی می کنند تا حد امکان در کارهای روزمره مستقل باشند و یا برعکس در خانواده ها ی دیگر زن و شوهر می خواهند همه چیز را به طور اشتراکی و با همکاری یکدیگر انجام دهند و شوهر سعی می کند در مورد خرید، آشپزی، نظافت و شستشوی ظروف و ... به زن کمک کند. نوع آخر هم زوج هایی هستند که هر کدام مسولیت مربوط به خود را انجام داده و در حالت های نیاز به دیگری کمک می کنند.هر یک از این سه نوع زندگی به توافق طرفین بستگی دارد و اجباری در انتخاب راه معین وجود ندارد. البته با به دنیا آمدن بچه و اضافه شدن یک فرد جدید به افراد خانواده برنامه زندگی تغییر می کند و با کمی حسن نیت، خوش بینی و در نظر گرفتن احساسات طرف مقابل می توان زندگی آرامی را پی ریزی نمود.تغییرات طبیعی احساسات زن در دوران بارداری مسئله بغرنجی را به وجود می آورد. در این موارد ممکن است شوهر به طور کلی گیج شود و نتواند دلیلی برای حالت های روحی گوناگون زن پیدا کند. مخصوصا اگر زن برای اولین بارد حامله شده باشد. در این موارد شوهر علاوه بر کارهای شخصی باید توجه بیشتری به زنش داشته باشد. البته با گذشت زمان زن و شوهر در می یابند که چطور یکدیگر را در ناملایمات و مشکلات زندگی یاری دهند.با گذشت زمان زن و شوهر یاد می گیرند که چطور با یکدیگر همکاری کنند و برای شروع این همکاری شوهر باید زن را در مراجعه به مطب پزشک خصوصا در اوایل بارداری همراهی نماید تا پزشک در حضور هر دو وضع جسمانی و مشکلات دوران بارداری را تشریح نماید. گاهی ممکن است خانم باردار به علت تغییر اندام و هیکل و به وجود آمدن محدودیت هایی در فعالیت و کار، نگران و ناراضی باشد، بنابراین لازم است تا شوهر حداکثر سعی خود را برای برطرف کردن این مشکلات انجام دهد.وظایف شوهر به طور خلاصه عبارتند از :


با ناراحتی های دوران بارداری زن مانند تهوع، درد کمر، تکرر ادرار و ... اظهار همدردی کرده و در صورت بروز علائم ناراحت کننده و خطرناک با پزشک تماس بگیرد.

زن را در رفتن به مطب پزشک همراهی کند و با پزشک آشنا شده و طرز برخورد و رفتار با خانم باردار را از نزدیک ببیندو به علاوه برنامه روزانه را طوری تنظیم کند که زن بتواند طبق برنامه ای که پزشک مشخص کرده است، به پزشک مراجعه کند.


اجرای دستورات پزشک در مورد رژیم غذایی و دارو را کنترل کند و در موارد لزوم به او یادآوری نماید.

اگر زن خسته است به او اصرار نکند که از فامیل و دوستان پذیرایی کند زیرا زن باردار به آرامش و استراحت و تفریح نیاز دارد.

تلفن پزشک، بیمارستان و آمبولانس را یادداشت کرده و در کنار تلفن قرار دهد.

با خانم باردار در مورد پیشرفت بارداری و نوزادی که قرار است به دنیا بیاید با خوشرویی صحبت کند و سعی کند که نگرانی ها را برطرف کند.

در بسیاری موارد برای انجام کارهای مربوط به بستری شدن زن در بیمارستان وقت کافی وجود دارد اما اگر درد شدید است،
ابتدا او را به اتاق زایمان برده و سپس کارهای مربوط به پذیرش را انجام دهد.

بعد از آماده شدن و معاینه خانم باردار توسط پزشک، شوهر می تواند زن را در اتاق درد ملاقات کند. حضور شوهر در کنار زن و یا حتی در بیمارستان برای خانم باردار بسیار اطمینان بخش و دلگرم کننده است.

کنار آمدن با بدقلق ها

کنار آمدن با بدقلق ها
برای همه ما پیش آمده که سروکارمان با افراد بدقلق بیفتد. این افراد اشکال مختلفی دارند.

بعضی از آنها اهل جر و بحث هستند و بعضی بددهن، یک دنده و لجباز، عصبانی یا دعوایی هستند.

چطور باید با چنین افرادی که اتفاقاً تعدادشان کم هم نیست کنار بیاییم؟

بیایید این طور به مساله نگاه کنیم که آدم های عصبانی داد می زنند که شنیده بشوند. آنها به دنبال احترام و عشق هستند. می خواهند احساس کنند که مهم هستند، فقط نمی دانند راه

درست کسب آنچه می خواهند کدام است. توصیه های زیر در مواجهه با چنین افرادی به کارتان می آید؛






۱) در بحبوحه بحران خونسرد باقی بمانید. بی حرکت بمانید و چیزی نگویید. بگذارید بحران سیر طبیعی خودش را بپیماید، حتی در آن زمان که شخص عصبانی سعی می کند شما را برانگیزاند تا شما هم در مقابل او فریاد بزنید اما ارزش ندارد.

۲) اجازه بدهید طرف هرچه می خواهد حرف بزند. او به زودی خسته خواهد شد. گاهی آنها فقط همین را می خواهند؛ اینکه کسی به آنها گوش بدهد که احساس کنند مهم هستند. همه دلشان می خواهد مهم باشند. فقط بعضی ها این حس را طوری بروز می دهند که نتیجه عکس می دهد.

۳) صادقانه از دیدگاه طرف مقابل به قضیه نگاه کنید. خود را به جای او بگذارید. هیچ وقت نگویید «تو اشتباه می کنی» . حتی با جدیت دنبال نقاط مشترک بگردید و بر آنها تاکید کنید.

۴) این عبارت تاثیر فوق العاده ای دارد؛ «بله، بله، دقیقاً می فهمم تو چه می گویی، منظورت این است که...» این کلمات به طرف مقابل نشان می دهد که حرف او را شنیده اید. معمولاً آنها فقط همین را می خواهند؛ می خواهند که برایشان ارزش قائل شویم. اگر سر بعضی چیزها توافق کنید آرام آرام عصبانیت و مقاومت طرف مقابل را در هم می شکنید.

۵) اگر گفت وگو دارد به بددهنی و بدزبانی کشیده می شود آن را متوقف کنید. دست هایتان را به علامت تسلیم بالا ببرید و قاطعانه اما با آرامش بگویید؛ «تو الان خیلی عصبانی هستی و چیزهایی می گویی که واقعاً آن طور فکر نمی کنی (از شک و تردید خودتان به او امتیاز بدهید) پس من به سهم خود معذرت می خواهم. بعداً وقتی آرام شدی با هم صحبت می کنیم.» بعد از اتاق بیرون بروید یا از طرف بخواهید اتاق را ترک کند.

۶) اگر شما اشتباه کرده اید سریع بپذیرید و مسوولت آن را به گردن بگیرید. بگویید؛ «حق کاملاً با توست، اشتباه از من بود و من برای جبران...» حتی اگر خودتان قانع نشده اید که اشتباه کرده اید حداقل از شک و تردید خود بهره مثبت بگیرید؛ «ممکن است من اشتباه کرده باشم. بیا دوباره موضوع را با هم مرور کنیم.» هیچ کس با چنین روشی مخالفت نمی کند.
این کلمات قدرت شگفت انگیزی دارند. به این ترتیب هم به نظر طرف مقابل احترام گذاشته اید و هم تنش موجود در فضا را کاهش می دهید. شاید خود شما هم از تغییر روحیه طرف تعجب کنید که می گوید؛ «بله، تو اشتباه می کنی اما چیز مهمی نیست، همه اشتباه می کنند.» اشتیاق شما برای اینکه نشان بدهید او درست می گفته و شما اشتباه می کردید باعث می شود فضای درگیری تلطیف بشود. اگر شجاعت این را داشته باشید که بپذیرید طرف مقابل بر حق بوده رضایت خاطر بیشتری هم احساس می کنید. معمولاً کسی که شما را به باد انتقاد می گیرد در مقابل چنین صحبتی متعجب می شود و از فکر درگیری می گذرد چون دیگر چیزی برای جر و بحث باقی نمی ماند.

۷) اگر کسی که هر روز با او سروکار دارید مثل همسر، رئیس یا همکارتان از آن دسته افراد منفی باف، دعوایی، جر و بحثی یا نظیر آن است از قدرت تجسم خلاق بهره بگیرید.
طرف مقابلتان را به صورت فرشته مهربانی تجسم کنید که انسان بودن را تجربه می کند. سعی کنید حداقل یک جنبه خوشایند در رفتار او بیابید و همیشه پیش از رویارویی با وی او را با همان ویژگی خوشایند تصور کنید.


درباره آدم های بدقلقی که در گذشته با آنها سروکار داشتید فکر کنید و ببینید با آنها چه رفتاری داشتید. آیا همیشه وسوسه می شدید به آنها بفهمانید اشتباه می کردند و سعی می کردید خودتان را ثابت کنید؟ آیا هیچ وقت توانسته اید از روی ظاهر آنها بفهمید واقعاً دلشان می خواهد کسی به حرف آنها گوش بدهد، آنها را دوست داشته باشد و به آنها احترام بگذارد؟ آیا تا به حال قدرت تجسم خلاق را امتحان کرده اید؟