وقتی با همسرمان زیر یک سقف می رویم ، در بهترین شرایط باز هم از یکدیگر رفتارهایی می بینیم که دلچسب نیست پس باید راه انتقاد کردن را بلد باشیم.


همزمان با افزایش میزان انتقاد در خانواده ، شادکامی جای خود را به تلخ کامی داده ، روابط محبت آمیز به خصومت و دشمنی تبدیل می شود . انتقاد اگر در جای خود و با روش صحیح و مناسب انجام شود ، یک شیوه تربیتی کارآمد و موثر خواهد بود . ولی انتقاد با روش نادرست و تحریک آمیز ، به یک ضد تربیت مبدل می شود.


طرح موضوع « تغافل» هرگز به این معنا نیست که از ایرادها و عیوب همسر خود ، همیشه چشم بپوشیم ، بلکه تغافل در برخی ازموارد ، معنا پیدا می کند و در سایر موارد باید با شیوه صحیح و سنجیده ای ، به اصلاح رفتار وی پرداخت. تغافل به این معنی است که فوراً اشتباه همسرتان را به رویش نیاورید. به عبارت دیگر، درمواردی می توان اشتباه همسر را دید، ولی به گونه ای واکنش نشان داد که گویی شما چیزی ندیده اید.


همسرانی که به جای انتقاد سازنده ، با تعریف نابجای خود ، مشکل را پیچیده تر می کنند ، خود نیز در حلقه هایی از مشکلات جدید گرفتار می شوند و همسرشان را دچار آفت خود بزرگ بینی می کنند.

از مهمترین خصوصیت انتقاد سازنده می توان موارد ذیل را برشمرد :

**انتقاد سازنده ، همیشه با بیان یکی از جنبه های مثبت طرف مقابل آغاز شده و با جلب اطمینان وی ،

موضوع اصلی مورد انتقاد طرح می شود. چنین عملی موجب می شود که شنونده مقاومت کمتری را در پذیرش انتقاد از خود نشان دهد.

**انتقاد سازنده ، در قالب جملات و عبارات غیر مستقیم مطرح می شود و جنبه محکومیت و آمرانه و تحریک آمیز ندارد ؛ مثلا با این عناوین می توان انتقاد را به عملی سازنده مبدل نمود :« آیا بهتر نبود ؟» ،« آیا صلاح می دانی ؟» و…

**انتقاد سازنده ، در خلوت و در غیاب دیگران نسبت به همسر باید انجام شود. در غیر این صورت شنونده انتقاد ، امنیت روحی خود را در معرض تهدید و مخاطره می بیند و در صدد مقابله به مثل برخواهد آمد.

**در هر نشست انتقادی ، طرح بیش از یک موضوع ، جایز نیست. اگر از همه جهات همسرمان را مورد انتقاد قرار دهیم ، او را علیه خود برانگیخته ایم و نتیجه ای عاید ما نخواهد شد.

**چنانچه در مراحل اولیه ، به صورت ایماء و اشاره انجام شود ، رعایت ادب و دوستی نیز برتفاهم زن و شوهر می افزاید.