مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

مهم ترین خصلت انسان


روزی شاگردی به استاد خویش گفت: استاد می خواهم یکی از مهمترین خصایص انسان ها را به من بیاموزی؟

استاد گفت: واقعا می خواهی آن را فراگیری؟

 شاگرد گفت: بله، با کمال میل.

استاد گفت: پس آماده شو با هم به جایی برویم.

 
شاگرد قبول کرد. استاد شاگرد جوانش را به پارکی که در آّن کودکان مشغول بازی بودند، برد.

 

استاد گفت: خوب به مکالمات بین کودکان گوش کن. مکالمات بین کودکان به این صورت بود:

الان نوبت من است که فرار کنم و تو باید دنبال من بدوی.

نخیر الان نوبت توست که دنبالم بدوی.

اصلا چرا من هیچ وقت نباید فرار کنم؟ و حرف هایی از این قبیل...

 استاد ادامه داد: همانطور که شنیدی تمام این کودکان طالب آن بودند که از دست دیگری فرار کنند.

انسان نیز این گونه است. او هیچگاه حاضر نیست با شرایط موجود روبرو شود و دائم در تلاش است از حقایق و واقعیات زندگی خود فرار کند و هرگز کاری برای بهبود زندگی خود انجام نمی دهد.

تو از من خواستی یکی از مهم ترین ویژگی های انسان را برای تو بگویم و من آن را در چند کلام خلاصه می کنم؛ «تلاش برای فرار از زندگی»!

گاهی بدجنس باشید

ا ما همراه باشید تا ببینید چطور می توانید مغرور و خودخواه باشید. دوستانتان را از دست بدهید، با همسرتان دعوا کنید و باز هم دوست داشتنی ترین فردی باشید که همه آنها می شناسند!


دانستنیها: انسان گونه ای اجتماعی است چون ما برای زنده ماندن به یکدیگر نیاز داریم و تمدن را که محصول نهایی تلاش مشترک صدها نسل از انسان ها و بسیار بیشتر از دستاوردهای زندگی یک فرد به تنهایی است، طی قرن ها به وجود آورده ایم.

همین زندگی اجتماعی و تمدن انسانی باعث شده همانقدر که در برابر خطرات محیطی یا جانداران دیگر مصون شده ایم، در برابر انسان های دیگری هم که در کنار ما زندگی می کنند، آسیب پذیر شویم. اخلاق، قانون و قراردادهای زندگی اجتماعی که بسیاری از آنها با منافع شخصی ما در تضاد هستند، به وجود آمده اند تا جامعه انسانی را حفظ کنند. ما آنها را کامل و کامل تر کرده ایم چون به تجربه ثابت شده گروه هایی که به شکلی مسالمت آمیز رفتار می کنند از جوامعی که دائم در بحث و جدل هستند موفق تر عمل می کنند.
حداقل من و شما تا همین لحظه اینطور فکر میکرده ایم؛ اما امروزه مجموعه ای از پژوهش های متعدد نشان می دهد رو کردن جنبه های تاریک روحتان همیشه هم بد نیست؛ مخصوصا زمانی که می خواهید به موفقیت های فردی دست پیدا کنید!


خودستایی، غرور و از کوره در رفتن تنها استراتژی موفقیت پدرخوانده ها نیستند بلکه می توانند از ما هم انسان هایی قوی تر، دقیق تر، خلاق تر، تندرست تر و حتی محبوب تر بسازند!
البته بدجنس بودن خیلی هم ساده نیست. باید دقیقا بدانید کی و کجا آن روی دیگرتان را به دیگران نشان بدهید. با ما همراه باشید تا ببینید چطور می توانید مغرور و خودخواه باشید. دوستانتان را از دست بدهید، با همسرتان دعوا کنید و باز هم دوست داشتنی ترین فردی باشید که همه آنها می شناسند!





شغل دلخواهتان را به دست بیاورید


در محیط کار مغرور باشید و در مصاحبه شغلی فروتنی به خرج ندهید
احتمالا می دانید که در بازار پرهیاهوی کار یکی از بهترین برگ های برنده شما برخورد اول تاثیرگذار روی کارفرمای آینده تان است؛ اما مطمئنا شگفت زده خواهید شد وقتی ببینید که این برخورد اول فوق العاده چطور ممکن است شکل بگیرد.

آزمونی که دکتر ویکتور بایرسکول از دانشگاه ییل ترتیب داد، نشان می دهد هنگام مصاحبه شغلی با از کوره در رفتن، بهتر از پذیرفتن مسوولیت اشتباه خود و تلاش برای جبران آن، می توانید مسوولیت پذیر و شایسته رتبه های بالاتر سازمانی به نظر بیایید.
او در این آزمون دو مصاحبه شغلی از پیش ضبط شده را به داوطلبان نشان داد که در آن متقاضی شغل جدید در مورد از دست دادن یک مشتری با ارزش در شغل قبلی خود صحبت می کند. نیمی از داوطلبان مصاحبه ای را مشاهده کردند که در آن فرد با عصبانیت رفتار کرده و به سرزنش همکارانش می پرداخت و گروه دوم فیلم دیگر را دیدند که در آن متقاضی متأسف بود و به دلیل از دست دادن مشتری ابراز ندامت می کرد.
نتیجه اینکه کاندیدایی که با عصبانیت برخورد کرد و گناه را گردن همکارانش انداخت، نه تنها از نظر شرکت کنندگان در آزمون صلاحیت کاری بیشتری داشت بلکه می توانست مشاغلی را به عهده بگیرد که به مسوولیت پذیری بالایی نیاز داشتند!

شاید از نظر بسیاری از ما پذیرفتن مسوولیت اشتباهاتی که مرتکب آن شده ایم، نشانه بلوغ فکری باشد اما همانطور که از نتایج این آزمون برمی آید به راحتی می تواند بد قضاوت شود و شانس پذیرفته شدن در شغل مورد علاقه مان را از ما بگیرد.
علاوه بر این در دنیای مردانه رقبای مغرور و جسور نسبت به دیگر متقاضیان کار باز هم شانس بیشتری دارند. مطالعه مشابهی که توسط Corinne Moss-Racusin، روانشناسی، اجتماعی دانشگاه روتگرز در نیوجرسی انجام شده، نشان می دهد اگر هنگام مصاحبه فروتنی به خرج بدهید، ضعیف به نظر می رسید و این اصلا مردانه نیست.
او می گوید: «مردان به دلیل قدرت و جسارتی که از خود نشان می دهند پاداش می گیرند، چون این دقیقا همان چیزی است که ما از جنس قوی تر انتظار داریم. در مقابل زمانی که از خودشان ضعف نشان می دهند (مخصوصا در محیط کار که کارایی آنها بسیار حائز اهمیت است) به شکل غیرمنصفانه ای نادیده گرفته خواهند شد.»

سلطه جوها بیشتر درآمد کسب می کنند

تیموتی جاج، استاد مدیریت دانشگاه نوتردام در ایندیانا می گوید: «مردان سلطه جو که چندان سازگاری با اطرافیان خود ندارند، ۱۸ درصد بیشتر از مردانی که تصویری خوب و سازگار از خودشان دارند، درآمد کسب می کنند. مردان اجتماعی و سازگار در جامعه پذیرفته تر هستند اما درآمد پایین تری دارند و با روند کندتری پله های ترقی را طی خواهند کرد.»
در زنان نیز این قضیه صادق است؛ با این تفاوت که درآمد زنانی که همکاری با آنها در محیط کار دشوار است، تنها ۵ درصد بیشتر از همکاران سازگار آنهاست.
فکر می کنید رئیستان سنگدل است؟ شاید حق با شما باشد! روانشناسان می گویند ۴ درصد از مدیران سنگدل به نظر می رسند و از همدلی در وجودشان خبری نیست. رابرت هیر که استاد روانشناسی است، می گوید: «مشاغلی وجود دارند که در آنها رفتارهای اجتماعی که نکوهش می شوند، می توانند سازنده و سودبخش باشند.» بد نیست بدادنید تعداد افرادی که چندان اهل همدلی نیستند در میان مدیران ۴ برابر بیشتر از افراد عادی است.

زمانی بنجامین فرانکلین گفته بود: «زود به تختخواب رفتن و زود از خواب برخاستن مرد را سلامت، ثروتمند و عاقل می کند.» اما مطالعه ای که در سال ۲۰۰۵/۱۳۸۴ توسط محققان دانشگاه هاروارد انجام شده نشان می دهد افرادی که دیرتر از خواب بیدار می شوند درست به اندازه انسان های سحرخیز حقوق می گیرند؛ با این تفاوت که تعداد فنجان های قهوه کمتری در طول روز می نوشند.

کارایی خود را به قیمت سلامتی تان بالا ببرید

خشمگین شدن شاید برای سلامت قلبتان چندان مناسب نباشد اما می تواند به شما قدرت استدلال تحلیلی بهتری بدهد. در سال ۲۰۰۷/۱۳۸۶ دکتر وسلی مونز که روانشناس دانشگاه کالیفرنیا در دیویس است، نشان داد برانگیختن خشم داوطلبان می تواند به آنها کمک کند در یک پرونده دادرسی شواهد را با سرعت و دقت بالا پیدا کنند یا نشان دهند که در میان نوشته های ارائه شده چه کسانی و کی دچار پیش داوری شده اند.
زندگینامه موسیقی دانان، هنرمندان و نویسندگان نشان میدهد این اندوه بوده که در بسیاری از موارد الهام بخش آنها برای خلق آثار تازه شده است؛ اما به نظر می رسد خشم نیز می تواند مؤثر باشد.
دکتر Matthiijs Baas از دانشگاه آمستردام که روی اثرات خلق و خو در خلاقیت کار کرده می گوید: «مطالعات من نشان می دهند خشم می تواند قدرت خلاقیت را در فرد تقویت کند. البته نتایج حاصل از آن موقت هستند و می دانید که خشمگین شدن آثار منفی متعددی روی جسم و روح شما دارد.»

چطور یک قرارداد فروش را نهایی کنید

شاید زمانی که پای میز معامله نشسته اید تظاهر به از کوره در رفتن یکی از بهترین کارهایی باشد که می توانید انجام بدهید. این را Hajo Adam کارشناس رفتار سازمانی دانشگاه نورث وسترن در ایلینویز می گوید که از گروهی از داوطلبان خواسته تا تلاش کنند از طریق گفت و گوی آنلاین قراردادهای تلفن همراه را بفروشند. آنها تصور می کردند دارند آن سوی خط با یک انسان دیگر بحث می کنند اما در حقیقت پاسخ هایی که دریافت می کردند به صورت تصادفی توسط یک نرم افزار انتخاب می شد.
هنگامی که این برنامه عصبانی به نظر می رسید و از جمله هایی مانند «این بحث اعصاب من را به هم ریخته، با ۱۱۵ دلار تمامش می کنم» استفاده می کرد، فروشنده داوطلب به سادگی نتیجه بحث را واگذار و شروع به امتیاز دادن می کرد اما زمانی که برنامه جمله های دوستانه ای مانند «این معامله دارد خیلی خوب پیش می رود، من ۱۱۵ دلار پیشنهاد می دهم» را به کار می گرفت، دیگر از امتیازهای تازه خبری نبود.
دکتر آدام می گوید: «یادتان باشد که این تاکتیک همیشه مؤثر نیست. برای اینکه خشم شما نتیجه بخش باشد نه تنها باید گاهی وقت ها از آن استفاده کنید بلکه باید با برنامه ریزی دقیق و بیانی صحیح همراه باشد. علاوه بر این باید بدانید از کوره در رفتن شما در فرهنگ های گوناگون تعابیر مختلفی دارد و اگر رقبای تجاری شما در غرب آن را ناشی از درگیری ذهنتان برای رسیدن به تصمیم نهایی می دانند، این رفتار در قاره آسیا به حساب اینکه کنترل خود را از دست داده اید گذاشته خواهد شد.» به عبارت دیگر نه تنها بد بودن ساده نیست بلکه یک نسخه جهانی برای کسب موفقیت با انجام رفتارهای نادرست نیز وجود ندارد!»
————————————————� �————–
روابط انسانی و خانواده


خویشتن داری را کنار بگذارید. با نشان دادن احساساتتان می توانید سال های بیشتری را در کنار همسر محبوب خود زندگی کنید.

فرزند پروری


حتما شما هم در کودکی بارها و بارها جمله آشنای «بهترین کار این است که راستش را بگویی» را از پدر و مادرتان شنیده اید. بهتر است بدانید آنها تلاش می کرده اند به شما بیاموزند صادق بودن باارزش است و می خواستند به شما کمک کنند تا در بزرگسالی بتوانید به عضوی موفق و قابل اعتماد از جامعه بشری تبدیل شوید.

کنگ لی، مدیر مؤسسه مطالعه کودک در دانشگاه تورنتو می گوید: «دروغ گفتن فرایند پیچیده ای است و نیاز به مهارت های شناختی دارد. فرد باید قادر به درک شرایط گوناگون اجتماعی باشد و بتواند عکس العمل صحیحی از خود نشان دهد. او باید بتواند حقیقت را پنهان کرده و دلایل قابل قبولی برای باورپذیر کردن دروغی که گفته است، پیدا کند. تمامی این مهارت ها نیازمند توانایی های شناختی است.»
پژوهش های لی نشان می دهند کودکانی که پیش از دیگر همسالان خود به این مهارت های شناختی دست پیدا کرده اند، اغلب در بزرگسالی انسان های موفق تری بوده اند. البته نه به این دلیل که بزرگسالانی متقلب و دروغگو از آب درآمده اند؛ بلکه به این علت که مغزی تواناتر و خلاق تر داشته اند.

راز داشتن یک زندگی مشترک طولانی

می دانستید که بخشیدن و فراموش کردن با اینکه زیبا و عاشقانه به نظر برسد، همیشه نتیجه بخش نیست؛ گاهی یکی از دو زوجی که به تازگی با یکدیگر ازدواج کرده اند، رفتار بد دیگری را می بخشد، فراموش می کند و مدتی بعد دوباره با همان رفتار نامناسب مواجه می شود.
تحقیقات دکتر جیمز مک نولتی از دانشگاه نشان می دهد در این مواقع خشمگین شدن و عصبانی باقی ماندن می تواند کارساز باشد.
فکر می کنید راز زندگی مشترکی که سال های سال به طول انجامیده تحمل و خویشتنداری زوج ها باشد؟ تحقیقات نشان می دهد همیشه اینطور نیست! ارنست هاربورگ که استاد روانشناسی و همه گیری شناسی دانشگاه میشیگان است و زندگی مشترک ۱۹۲ زوج را طی ۱۷ سال بررسی کرده، معتقد است اگر احساساتتان را بیان نکنید، رابطه خود و همسرتان را به کشتن خواهید داد و در نتیجه زندگی مشترکتان زودتر از موعد به پایان می رسد!
او که میزان خویشتنداری زوج ها یا میزان ابراز ناراحتی و خشم آنها را هنگام عصبانیت بررسی کرده، می گوید: «تا ۵۰ درصد احتمال داشت زوج هایی که هر دو خشمشان را سرکوب می کردند، ارتباط خود را طی این مطالعه ۱۷ ساله از دست بدهند؛ اما زمانی که حداقل یکی از آنها احساس خود را ابراز می کرد این میزان تقریبا نصف شده و تا ۲۵ درصد کاهش پیدا می کرد.» می بینید که می توانید با بیان دلخوری ها و مشکلات باعث شوید سال های بیشتری در کنار همسرتان زندگی کنید.


خوب فکر کنیم یا بد؟

مغز انسان شبکه پیچیده ای از ارتباطات است و باعث می شود وقتی داریم در مورد چیزی فکر می کنیم گستره فعالیت نورون ها به مفاهیم مرتبط دیگری کشیده شود. به همین دلیل شگفت انگیز زمانی که داریم جنبه های تاریک روحمان را نشان می دهیم کمتر درد می کشیم و استقامت بیشتری از خودمان نشان می دهیم.migna.ir

دندانتان درد می کند؟ شاید با شمردن اسکناس هایی که همراه دارید، بتوانید درد را کاهش دهید! آزمون های دکتر کتلین وهس، کارشناس روانشناسی مصرف کنندگان در دانشگاه مینه سوتا نشان می دهد داوطلبانی که پول می شمردند، کمتر از گروهی که مسوول شمارش کاغذهای سفید بودند، هنگام فرو کردن دست دیگرشان درون آب داغ درد کشیده اند. او می گوید: «علاقه ای که به پول داریم باعث می شود درد را کمتر احساس کنیم.»
پیشنهاد آخر هم اینکه خوب یا بد فکر کنید تا جسمتان استقامت بیشتری به خرج بدهد! این را کورت گری از آزمایشگاه اخلاق، آگاهی و ذهن مریلند می گوید که دریافته داوطلبان می توانند با تصور انجام یک کار مثبت برای زمان بیشتری وزنه ها را نگه دارند و زمانی که تصورات شیطنت آمیز داشته اند، باز هم استقامت آنها بیشتر از پیش شده است.

مــــــن همســــــــــر میخواهم نه مــــــــــادر!!!

«خسته شدم از بس که می‌خوای منو ترو خشک کنی، من بچه نیستم، می‌تونم کارامو خودم انجام بدم، این‌قدر باهوش هستم که بفهمم کی لباس گرم بپوشم کی لباس خنک، قرار ملاقات‌هام یادم نمیره، از تاریخ پرداخت قبض‌ها خبر دارم، کم‌کم دارم باور می‌کنم که یه پسر بچه ده ساله احمقم که اگه مامانم باهام نباشه عاجز و ناتوان می‌شم، خسته شدم از تو و مادری‌هات، من دلم همسر می‌خواد نه مادر!»

خدا می‌داند که چند وقت بود‌ می‌خواست این حرف‌ها را به همسرش بزند، همسری که زیادی مهربان است، خیلی نگران است، خیلی زحمت می‌کشد و آن‌قدر خوب است که هنوز این حرف‌ها از دهانش خارج نشده، احساس گناه تمام وجودش را می‌گیرد. آخر به چه کسی بگوید این آدم خیلی خوب، یک مادر همه چیز تمام است نه یک همسر.

این داستان زنانی است که وقتی ازدواج می‌کنند، به خیال این‌که توجه زیاد به شوهر، محبت را زیاد می‌کند، به جای همسر بودن، مادری کردن را انتخاب می‌کنند. برای همسرانی که مادرند می‌شود یک طومار از پیشنهادها و دلواپسی‌ها و مادرانه‌ای‌ها نوشت.

ـ شوهرجان، ناهارت رو خوردی؟
ـ شوهرجان، قبض برق رو پرداخت نکردی‌ها!
ـ دلت می‌خواد شام برات ماهی درست کنم؟ زرشک پلو چطور؟
ـ هوا سرده لباس گرم بپوش!
ـ حواست باشه بنزین ماشین تموم شده‌ها!
ـ ‌شوهرجان ...

غافل از این‌که این مرد همسر می‌خواهد نه مادر.
اگر یک «مادر دوم» می‌خواست اصلا چرا زن گرفت؟!

مادری کردن در حق مردان، شاید در ابتدا جواب دهد و پاداش‌های زیادی را نصیب خانم خانه کند، اما در درازمدت تمام این پاداش‌ها، یکی‌یکی‌ تلافی می‌شود زیرا مرد یک همراه می‌خواهد که شانه به شانه‌اش حرکت کند، نه یک همخانه که قرار است مدام بگوید چه چیزی برایش خوب است و چه چیزی بد.

مادری کردن در حق مردان، گاهی پایان غم‌انگیزی را رقم می‌زند. بسیاری از زنان به دلیل ذات مراقبت‌کننده‌ای که دارند به این‌سو کشیده می‌شوند، بعضی از زنان هم این الگوی رفتاری را از مادرانشان به ارث برده‌اند. اگر بعضی از این ویژگی‌ها در شما هم وجود دارد، این زنگ خطر را جدی بگیرید و هر چه زودتر دست به کار شوید:

زن خوب صرفا یک مادر خوب نیست

همه چیز از فکر شما آغاز می‌شود. تا زمانی که طرز تفکرتان را اصلاح نکنید، نمی‌توانید در رفتارهای بیرونی هم تغییری ایجاد کنید. اگر تصور شما از زن ایده‌آل کسی است که از همه ‌کس و همه‌ چیز مراقبت می‌کند، یعنی شما همه دنیا را فرزند خود می‌بینید. اگر گمان می‌کنید دیگران برای انجام کارها یا سختی کشیدن توانایی ندارند و در عوض شما می‌توانید آن کارها را انجام دهید یا شرایط سخت را تحمل کنید، دارید خودتان را قربانی این ذهنیت غلط می‌کنید.

مثل یک قاضی دوباره رفتارتان را قضاوت کنید

چند روزی را بدقت به کارها و رفتارهایتان دقت کنید و رفتارهای مادرانه را بازشناسی کنید؛ ببینید کدام یک از این رفتارها از شما انرژی و توان بیشتری می‌گیرد، دو یا سه تا از آنها را انتخاب کنید و به خودتان قول دهید که تکرارشان نکنید. یادتان باشد به محض این‌که این تصمیم را می‌گیرید اطرافیان بیش از پیش توقع انجام همان کارها را از شما خواهند داشت، صبور باشید و بر وسوسه مادری کردن لااقل در همین دو سه مورد غلبه کنید.

به همسرتان اعتماد کنید

وقتی شما برای مدتی طولانی همه چیز را کنترل کرده‌اید، اولین چیزی که به همسرتان تحمیل شده، حس ناتوانی و بی‌عرضگی است! بعضی از کارهایی را که قبلا خودتان انجام می‌داده‌اید به او بسپارید، مراقب باشید که وقتی یک مسئولیت را به او دادید مثل مادرها نپرسید «می‌تونی انجامش بدی؟ اگه سخته خودم برم دنبالش؛ مراقب باش فلان چیزش رو فراموش نکنی‌ها!» این همان مادری به سبک جدید است. به او اعتماد کنید و به خودتان یادآوری کنید که او مرد زندگی شماست. نگران نباشید لباس نازک در زمستان ممکن است سبب سرماخوردگی اش شود اما مادری‌های نا‌بجای شما سبب نابودی اعتماد به نفسش می شود.

به فعالیت‌های مورد علاقه‌تان بپردازید

وقتی سرویس دادن‌های ناتمام شما جمع می‌شود، شما می‌مانید و کلی وقت اضافه. حالا وقت آن می‌رسد که کمی به خودتان برسید. اگر قبلا از راه خدمت‌رسانی به دیگران مورد توجه قرار می‌گرفتید، بد نیست حالا یک کلاس جدید را تجربه کنید. به باشگاه بروید و ورزش کنید، کتاب بخوانید (بخصوص کتاب‌هایی که شما را در همین زمینه راهنمایی می‌کند)؛ وقتی خودتان را دوست داشته باشید و از توجه کردن به خودتان لذت ببرید، توجه کردن به دیگران مثل قبل مهم نخواهد بود.

مقاومت کردن دیگران شما را خسته نکند

طبیعی است که همسرتان در مقابل تغییرات شما کمی جبهه بگیرد یا قبول مسئولیت و تغییر رفتارتان برایش سخت باشد، بالاخره مادری کردن مزایایی هم برای مردان دارد، پس احتمال این‌که مدتی با لباس‌های نامرتب سرکار برود یا این‌که قرارهایش را فراموش کند، وجود دارد، اما بعد از مدتی یاد می‌گیرد ‌ شما را به چشم همسرش ببیند نه مادرش.

ذهن آگاهی: راه حل شگفت انگیز درمان اضطراب

داشتن ذهن آگاهی نوعی تمرین است که باعث می شود که شما در لحظه زندگی کنید.






چرا مضطرب بودن به نوعی اتلاف وقت است؟

زمانی که اضطراب بخش جدایی ناپذیر زندگی شما می شود تبدیل به ترس غیر منطقی در وجود شما خواهد شد.
اضطراب ها و نگرانی ها سعی می کنند که به شما بگویند که اتفاق بدی در حال رخ دادن است و ممکن است شما به اندازه کافی توانایی انجام کار را نداشته باشید و یا طرف مقابلتان افکار مبهمی درباره شما داشته باشد.
دنیای اضطراب دنیایی خیالی است اضطراب زاییده و محصول ترس‌های اغراق شده و غیر منطقی است برای انسانها ی اولیه ترس دائمی یک ضرورت همیشگی بوده است. زمانی که تنها افراد قوی تر می توانستند زنده بمانند ترس در خطر بودن همیشه همراه آنها بوده است و باعث شده که مدام حالت تدافعی خود را حفظ کنند همواره به دنبا غذا، سرپناه و آب باشند.
در دنیای امروزه نیازهای اولیه انسانها همواره تامین است و لازم نیست که همواره نگران تهدیدهایی باشیم که ممکن است از اطراف به ما آسیب وارد کنند. اما هنوز بخشی از مغز اسانها که میراث پیشینیان است همواره نگران و مضطرب از تهدیدات محیط اطراف است و این مسئله را در بسیاری از انسانهای امروز می توان دید.
این ترس غیر منطقی را مقاوم می نامند و ما باید با این ترس مقابله کنیک. ما هرگز نباید اجازه دهیم که این ترس ها و نگرانی های بی مورد باعث شوند که ما از رسیدن به اهدافمان باز بمانیم.
پس این ترس ها مضر و غیر منطقی هستند، اما فهمیدن اینکه این ترس ها چیستند و چگونه باید آنها را متوقف کرد دو چیز کاملا جدا از هم هستند. وجود اضطراب فعالیت های روزمرۀ ما را مختل می کند و زندگی ما را تحت تاثیرات منفی خود قرار می دهد به همین دلیل باید سریعا راه حلی برای متوقف کردن این احساسات یافت.
ذهن آگاهی را وارد کنید!
اگر چه تاکتیک های مختلفی برای متوقف کردن افکار منفی و اضطراب ها وجود دارند اما من می خواهم موثرترین و کار آمدترین راه حل را برای حل این مشکل ارائه کنم و ان هم ذهن آگاهی است. اگر به درستی از این تاکتیک استفاده کنید ذهن آگاهی به شما کمک می کند تا افکار پراکنده و مضطرب خود را کنار بگذارید. اما ذهن آگاهی چیست؟
ذهن آگاهی نوعی فعالیت خودآگاه است و تلاشی است برای انجام فعالیتی که مغز به طور طبیعی خلاف آن را انجام می دهد.
زمانی که مشغول کارهای روزانه خود هستیم ذهن ما شناور است و به هر چیز ممکنی فکر می کند، زمانی که ذهن آگاه هستید فعالانه در مقابل این پدیده می ایستید.
ذهن آگاهی به معنای ان است که شما تمام هوش و حواستان را روی لحظه ی حاضر و اتفاقی که اکنون در حال رخ دادن است قرار می دهید.
ذهن آگاهی هنگام کار کردن

زمانی که در حال انجام وظیفه ای هستید داشتن ذهن آگاهی به معنای این است که تمام هوش و حواستان متوجه کاری است که در حال انجام دادن آن هستید و خبری از انجام چند کار به صورت هم زمان و خیال پردازی نیست و تنها تلاش و تمرکز شما بر روی کار است که باید با موفقیت آن را به پایان برسانید.
زمانی که در حال شستن ظرف ها و یا جارو کردن خانه هستید توجه خود را بر روی ریتم کاری که انجام می دهید قرار دهید. به طور دقیق به صداهایی که در حین انجام کار تولید می شوند گوش دهید بوی صابون را استشمام کنید و یا روی حرکت ماهیچه های خود در حال انجام کار متمرکز شوید.
هدف شما بایستی این باشد که روی کاری که در حال حاضر آن را انجام می دهید متمرکز باشید
ذهن آگاهی در حال استراحت

زمانی که شما در حال استراحت هستید ذهن آگاهی به معنای این است که کاملا متوجه احساسات بدنی خود هستید. اغلب اوقات ما متوجه نمی شویم اما در حین استراحت نیز حس لامسه، بویایی، شنوایی و بینایی در حال انجام کار هستند.
هنگم ذهن آگاهی کاملا متوجه این احساسات هستیم.
حرارتی که ماهیچه های بدنتان دارد حس کنید. هوای خنک یا تمیز را تنفس کنید به رنگ آبی آسمان نگاه کنید. به صدای زوزۀ باد و پرندگان به دقت گوش دهید. و از همه مهم تر ذهن خود را آرام کنید. هدف ذهن آگاهی این است که ما را مجبور کند تا در لحظه زندگی کنیم بنابراین دیگر روزهای با ارزش خود را برسر نگرانی ها ی بی مورد تلف نمی کنیم.
اگر افکار منفی به ذهن ما نفوذ نکنند ترس و اضطراب نیز بر ما تحمیل نمی شود و سپس ما می توانیم در یک زمان مشخص تنها بر یک چیز تمرکز کنیم.
زمانی که شما از کاری که انجام می دهید اگاهی کامل دارید امکان ندارد که دچار اضطراب‌های بی مورد شوید.
ضرورت تمرین

مهارت ذهن آگاهی چیزی نیست که با ما به دنیا آمده باشد و در واقع یک ویژگی بالفطره و داتی نیست. مانند اکثر مهارت‌ها، این مهارت نیز برای توسعه یافتن و رشد کردن نیاز به تکرار و تمرین دارد. بهر حال تمرین ذهن آگاهی فوق العاده است زیرا هر زمانی که شما اراده کنید می توانید ان را انجام دهید. در ابتدای شروع تمرین احساس می کنید که ذهن شما مانند دیوانگان سرگردان است و تقلیل افکار سخت است، که البته این مسئله بسیار طبیعی و قابل انتظار است.
سعی کنید که ذهنتان را برای 10 تا 15 ثانیه متوقف کنید. به همه چیز به عنوان فرصتی برای ذهن آگاهی نگاه کنید. ذهن آگاهی را در حین راه رفتن، تمیز کردن دوش گرفتن و هر فعالیت دیگری انجام دهید. این کار باعث می شود تا بتوانید افکار منفی را برای مدت طولانی تری متوقف کنید .

اهمیت تناسب اعتقادی در ازدواج

همه چیز از همان مراسم نامزدی شروع شد.

بارها به مادرم گفته بودم که احساس می کنم این دختر تناسب اعتقادی لازم را با من ندارد و قید و بند چندانی در امور مختلف ندارد اما مادرم اصرار داشت که این مسایل مهم نیست و بعد از ازدواج، زن از مرد تبعیت می کند و ..

تا اینکه زمان نامزدی رسید.

ناباورانه دیدم که در مراسم، تمام اقوام خانم بدون حجاب در جمع حضور یافتند و این خانم هم با لباسی بسیار نامناسب در جمع همه اقوام من و خودش حاضر شد.

بدتر از همه اینکه در مراسم نامزدی که از نظر من فقط فرصتی برای شناخت بزرگترهای فامیل است، رقصهای مختلط انها شروع شد و من دیگر نمی دانستم باید چه کارکنم. فقط از ابروریزی ترسیدم و الا همان لحظه مجلس را ترک می کردم.

مراسم که تمام شد سریع به خانه آمدیم و دیگر جواب هیچ تماسی را از طرف وی ندادم. فردا صبح بدون اینکه بخواهم از کسی اجازه بگیرم با دختر خانم تماس گرفتم و همه چیز را تمام کردم…

قطعا در مورد معیارهای گوناگون ازدواج زیاد شنیده اید که هر کدام هم در جایگاه خودشان از اهمیت زیادی برخوردار هستند، اما در میان همه این معیارها تشابه مذهبی دختر و پسر و خانواده های آنها برای ازدواج و شروع یک زندگی موفق، بالاترین اهمیت را در تداوم زندگی مشترک افراد دارد.

عقاید دینی بخش مهمی از فرهنگ و ذهنیت یک فرد را تشکیل می دهد که از شیوه زندگی و فعالیت های روزمره تا تربیت فرزندان و نوع روابط و معاشرت ها تحت تأثیر آن قرار می گیرد. بنابراین بیراه نیست اگر بگوییم تناسب اعتقادی در ازدواج، اولین و مهم ترین عامل تفاهم است.

امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرمایند: ملاک شما در ازدواج زیبایی و ثروت نباشد، چرا که زیبایی و ثروت ممکن است از بین برود؛ بلکه ملاکتان دین و ایمان شخص باشد.

زیبایی صورت یا زیبایی سیرت، مساله این است!

زیبایی صورت یا زیبایی سیرت، مساله این است!قطعا منظور حضرت این نیست که شما به چهره ی همسر توجه نداشته باشید، بلکه منظور آن است که ملاک اولیه برای انتخاب همسر باید تنها دین و اعتقاداتش باشد، هر چند که زیبایی ظاهری و دل نشینی چهره هم به عنوان ملاک ثانویه باید مورد توجه قرار گیرد.

عقاید دینی و فرهنگی بخش مهمی از شخصیت و ذهنیت یک فرد را تشکیل می دهند که از شیوه زندگی و فعالیت های روزمره تا تربیت فرزندان و نوع روابط و معاشرت ها را تحت تأثیر قرار می دهند؛ بنابراین بیراه نیست اگر بگوییم که تناسب اعتقادی در ازدواج، اولین و مهم ترین عامل تفاهم است.

گاه مشاهده می شود جاذبه های جوانی موجب می شود که دختر و پسر به هم گرایش پیداکرده و باهم ازدواج کنند ولی پس از مدتی جاذبه های جوانی کمرنگ و اعتقادات دینی پررنگ تر می شوند و اختلافات آغاز می شوند. این اختلافات در مورد انجام فرایض و مراسم دینی، مسافرت، گردش و مواردی مشابه آن دیده می شود. دختر و پسری که با اختلاف در نوع اعتقادات ازدواج می کنند حتی اگر قبل از ازدواج به این توافق رسیده باشند که به مسائل مربوط به مذهب، کاری نداشته باشند، پس از کاهش احساسات پرشور جوانی، در زمینه های مختلف اختلاف نظر و احتمالاً ناسازگاری خواهند داشت.

باید توجه داشت که در هنگام خواستگاری و در زمان صحبت کردن درباره مسائل اعتقادی و در طول روند شناخت اعتقادات و سلایق فرهنگی، دو طرف باید از کلی گویی و شناخت های سرسری پرهیز کنند ؛ چراکه نه فقط خود اعتقادات، بلکه میزان و درجه اعتقادات افراد هم با هم متفاوت است و خود این تفاوت هم می تواند باعث مشکلات و اختلافات آتی گردد.

به امید تغییر ازدواج نکنید

آنچه ذکر ان بسیار مهم به نظر می رسد، پرهیز جدی از ازدواج به شرط و به امید تغییر است.

مرد یا زنی که به شرط یا به امید تغییر ازدواج می کنند، باید بدانند که این امید و این شرط می تواند بی پایه، واهی باشد و این گونه تغییرات اگر هم پیدا شود ممکن است زودگذر و یا موقتی باشد. لذا تا می توانید در مسائل اعتقادی و اصلا به امید و یا شرط تغییر باکسی ازدواج نکنید.

خانواده سالم خانواده ایست که زیر بنای آن بر اساس تناسب، درک متقابل و هم فکری و هم رأیی ساخته می شود نه با گمان و احتمال.

ایجاد خلل در تربیت فرزندان

دین قسمت مهم فرهنگ و ذهنیت و شیوه زندگی هر فرد است و روابط و معاشرت و بویژه تربیت فرزندان را تحت تاثیر خود قرار می دهد.

دختر و پسری که با اختلاف در نوع اعتقادات ازدواج می کنند، حتی اگر قبل از ازدواج به این توافق رسیده باشند که به مسائل مربوط به مذهب کاری ندارند، پس از کاهش احساسات پرشور جوانی، در زمینه های مختلف اختلاف نظر و احتمالا ناسازگاری خواهند داشت. تصور کنید در چنین خانواده ای پای یک کودک نیز به میان بیاید. تربیت و پرورش کودک یکی از زمینه های مهم برای ناسازگاری های دائم زن و شوهر خواهد بود.

به طور معمول، فرزندان چنین ازدواج هایی نه عقیده پدر را قبول می کنند و نه عقیده مادر، بلکه برخلاف قوانین جامعه و بشریت حرکت می کنند.

این فرزندان علاوه بر این که هرگز نمی توانند اعتقاد ثابت و درستی پیدا کنند از نظر شخصیتی هم دچار دوگانگی و تزلزل می شوند.

گستره اختلاف در سطح ایمان و اعتقاد دینی

شاید شگفت انگیز باشد اما تشابه مذهبی روی تک تک معیارهای افراد برای ازدواج سایه می اندازد و اعتقادات مذهبی هر فرد و خانواده اش، علایق، طرز فکر، آداب، سنت و حتی دیدگاه های افراد در مورد خانواده های یکدیگر و… را نیز شامل می شود.

مراسم و آداب و سنت ها در افراد مذهبی و غیرمذهبی یا به طور کلی در افرادی که تفاوت خیلی زیادی در سطح اعتقاد و مذهب با یکدیگر دارند، متفاوت است.

حد و مرزها و شوخی های افراد با یکدیگر، نحوه تعامل آقایان و خانم ها و حتی تعیین سن ازدواج و چگونگی ازدواج مثل سنتی یا مدرن بودن آن، در افراد با سطح فرهنگی و مذهبی مختلف، متفاوت است.

در مواردی ممکن است دو نفر به دلیل علاقه ای که بین آنها به وجود آمده، از این اختلاف فرهنگی و مذهبی چشم پوشی کنند و در ابتدا خود را با شرایط دیگری و خانواده او سازگار سازند یا حتی یکی به خاطر دیگری از خانواده خود به طور کامل طرد شود یا خود او از آنها کناره گیری کند، اما زمانی که کمی از شور و شوق اولیه زندگی مشترک کاسته می شود و زندگی به روال عادی خود برمی گردد، به طور معمول این افراد نمی توانند خود را همرنگ دیگری کنند و در مواردی هم که یک نفر از خانواده خود دور یا طرد شده است، دائم با دیدن کوچک ترین خطایی، طرف مقابل را به بی لیاقتی در برابر از خودگذشتی خود متهم می کند.

باثبات ترین ازدواج ها، بیشترین تشابهات و تناسبات را دارند و از تشابه مذهبی هم می توان به عنوان مهم ترین عامل تفاهم و درختی نام برد که شاخه ها و تبعات آن روی همه معیارهای دیگر سایه انداخته است.

چرا تناسب اعتقادی اهمیت دارد؟

به طور کلی زوج هایی که اعتقادات مذهبی دارند به دلیل پایبند بودن به اصول اخلاقی کمتر دچار تنش می شوند و روابط پایدارتری دارند.

عمل به آموزه های دینی مثل گذشت، وفاداری و تعهد، تلاش در حفظ حیثیت خانوادگی، اعتقاد به حلال و حرام در معاشرت ها و امور اقتصادی خانواده، احترام به یکدیگر و حفظ حریم ها موجب تحکیم رابطه زوج ها می شود.

هم خوانی عقاید مذهبی افراد در انتخاب همسر، هم کفو بودن، پاکی و عفت از مولفه های مهم در دوام زندگی مشترک محسوب می شود.

اما این بدان معنا نیست که مثلا اگر مردی اعتقادات مذهبی قوی ندارد در هنگام انتخاب همسر در صدد انتخاب زنی مقید باشد. چرا که همین عدم تناسب اعتقادی خود ایجاد کننده تنش های آتی است.

منظور ما از وجود تناسب اعتقادی این است که درجه اعتقادات و تقید زوجین نسبت به مسایل دینی و عقیدتی مشابه و بسیار نزدیک به هم باشد. مثلا اگر مردی مقید به نماز اول وقت، روزه، حلال و حرام و … است همسری با همین حد از اعتقادات را بیابد.

از طرف دیگر اگر مردی مقید به این اصول نیست و این دست مسایل هیچگاه از مسایل مطرح در زندگی وی نبوده است، همسری را برگزیند که افق فکری وی شبیه به خودش باشد.

بنابراین، تناسب اعتقادی مهم ترین تناسبی است که باید برای تشکیل خانواده مدنظر قرار گیرد و اصولا پیشوایان دینی آنجا که بحث تناسب و کفویت همسران را مطرح کرده اند، هم شانی و هماهنگی دینی را مد نظر قرار داده اند. اما با این وجود جوانانی هستند که ضمن درک اهمیت هم شانی دینی، به منظور هدایت و رشد و ارتقای سطح دینی طرف مقابل و یا ایجاد تعلق خاطر، می خواهند با فردی ازدواج کنند که از این نظر از آن ها به مراتب پایین تر است و از همین جاست که مشکلات آغاز می گردد.