مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

حقیقت دوست داشتن



۱. حقیقت اول: دوست داشتن صفر و یک نیست. نمیشود بگویید فلانی را دوست دارم فلانی را ندارم. دوست داشتن یک طیف است. باید گفت خواستگار اولم را از خواستگار دومم بیشتر دوست دارم. اهمیت این موضوع در انتخاب شریک است.


۲. حقیقت دوم: دوست داشتن در اختیار انسان نیست. شما نمیتوانید تصمیم بگیرید کسی را که دوست دارید، دوست نداشته باشید و برعکس. این موضوع در شروع و بخصوص پایان رابطه اهمیت دارد.


۳. حقیقت سوم: این باور که بعد از ازدواج علاقه و دوست داشتن به وجود میاد، غلط، بیپایه و خطرناک است.


۴. حقیقت چهارم: دوست داشتن بی انتظار دیگران از معدود لذتهای دنیاست که هم فوریست و هم تا دراز مدت باقی میماند. امتحانش کنید.


۵. حقیقت پنجم: دوست داشتن بیش از دوست داشته شدن حال آدم را خوب میکند. این در انتخاب شریک بسیار مهم است.


۶. حقیقت ششم: هیچوقت نمیشود که در یک رابطه دو نفر به یک اندازه هم را دوست داشته باشند. نگران این اختلاف نباشید، مگر اینکه زیاد باشد.


۷. حقیقت هفتم: به تعداد آدمهای دنیا، انواع دوست داشتن داریم. در ابتدای رابطه از خودتان و شریکتان بپرسید منظور من از دوستت دارم چیست؟

در این موارد، به کسی توضیحی ندهید

خیلی از انتخاب‌های ما در زندگی، از کاری که می‌خواهیم انجام دهیم گرفته تا آدمهایی که با آنها رفت‌وآمد می‌کنیم، نظرات متفاوتی را در اطرافیانمان ایجاد می‌کند. به نظر می‌رسد که اعضای خانواده، دوستان و حتی آنهایی که کاملاً با ما غریبه هستند، درمورد همه کارهایی که انجام می‌دهیم، چه کوچک و چه بزرگ، نظر می‌دهند.
گاهی اوقات تا جایی پیش می‌روند که از شما برای تصمیماتی که گرفته‌اید یا انتخاب‌هایی که داشته‌اید توضیح می‌خواهند. ممکن است احساس کنید که باید به آنها پاسخ دهید اما واقعیت این است که خیلی چیزهای مربوط به شما به دیگران هیچ ارتباطی ندارد و شما درمورد ۱۵ مسئله زیر، هیچ توضیحی به کسی بدهکار نیستید؛ هرچند خودتان فکر می‌کنید که هستید.



۱ بخاطر شرایط زندگی‌تان به کسی توضیحی بدهکار نیستید.
چه تنها زندگی کنید، چه با همسر سابقتان، چه با والدین و چه در این هتل و آن هتل، اگر از بیست سال به بالا داشته باشید، نیازی نیست که به کسی توضیحی درمورد شرایط زندگی‌تان بدهید. اگر خودتان آگاهی کامل از وضعیت زندگی خودتان داشته باشید، به این معنی است که برای خودتان دلایلی دارید که به هیچ کس دیگری هم ارتباط ندارد.





۲ بخاطر اولویت‌های زندگی‌تان به کسی توضیحی بدهکار نیستید.

درمورد چیزهایی که باعث آرامش و شادی در زندگی شما و عزیزانتان می‌شود، ایده‌هایی دارید که باید اولویت اصلی شما باشد. ازآنجا که همه ما افرادی خاص هستیم که ارزش‌ها، آرزوها و تمایلات متفاوت داریم، ممکن است اولویت‌های اصلی شما با دیگران متفاوت باشد. برای اینکه چه چیزی را اولویت زندگی خودتان قرار داده‌اید به کسی توضیحی بدهکار نیستید. این مسئله شخصی خودتان است نه دیگران.





۳اگر پشیمان نیستید، هیچ عذرخواهی به کسی بدهکار نیستید.

اگر از عملتان پشیمان نیستید، هنوز فکر می‌کنید که کسی بخاطر چیزی اشتباه می‌کند، نیازی به عذرخواهی کردن ندارید. خیلی‌ها عادت دارند که خیلی زود معذرت‌خواهی می‌کنند و سعی می‌کنند زخم‌هایی را التیام ببخشند که هنوز آمادگی خوب شدن ندارند. اینکار فقط آن زخم را عمیق‌تر کرده و مشکلات بیشتری ایجاد می‌کند. اگر از کاری متاسف نیستید، نیازی به عذرخواهی نیست.





۴ بخاطر نیاز به زمانی برای تنها بودن به کسی توضیحی بدهکار نیستید.

وقتی می‌خواهید برنامه‌هایی را بخاطر اینکه نیاز به زمانی برای تنها بودن دارید، کنسل کنید، ممکن است نگران باشید که در نظر دیگران بی‌ادب یا گستاخ دیده شوید. اما باید بدانید که تنها وقت گذراندن مسئله‌ای کاملاً طبیعی و لازم است که بیشتر آدم‌ها باید تجربه کنند. با اعتماد به نفس وقت تنهایی تان را بگذرانید و به فکر دیگران کار نداشته باشید.





۵ برای اعتقادات شخصی دیگران، موافقتی بدهکار نیستید.
اینکه کسی اعتقادات شخصی خود را با شور و هیجان بیان می‌کند به این معنی نیست که مجبورید آنجا بنشینید و همه نظراتش را تایید کنید. اگر با او هم‌عقیده نیستید، در حق خودتان و آن فرد انصاف نیست که از نظرات خودتان بگذرید و تظاهر کنید که با او موفق هستید. محترمانه نشان دادن عدم موافقتتان خیلی بهتر از این است که به موافق بودن تظاهر کنید.





۶ به هر چیزی که دیگران می‌گویند، پاسخ مثبت بدهکار نیستید.

هر زمان که لازم است حق دارید “نه” بگویید. درواقع موفق‌ترین افراد دنیا کسانی هستند که هنر “نه” گفتن به هر چیزی که اولویت زندگی‌شان نیست را یاد گرفته‌اند. مهربانی دیگران را درک کنید و برای آن قدرشناس باشید اما از اینکه مودبانه چیزی را که شما را از رسیدن به اهداف و اولویت‌هایتان دور می‌کند رد کنید، واهمه نداشته باشید.





۷ بخاطر وضعیت ظاهری‌تان، به کسی توضیحی بدهکار نیستید.

ممکن است لاغر، چاق، قدبلند یا کوتاه باشید. ممکن است ظاهری زیبا یا خیلی ساده داشته باشید. نیازی نیست که بخاطر ظاهرتان به کسی توضیح دهید. وضعیت ظاهری شما مسئله مربوط به خودتان است و نشاندهنده ارزش فردی شما نیست.





۸ بخاطر علایق غذایی‌تان به کسی توضیحی بدهکار نیستید.

خیلی از غذاها هستند که اصلاً دوست ندارید و این به علایق چشایی و مسائل سلامتی برمی‌گردد. نیازی نیست که به کسی توضیح دهید که چرا یکسری غذای خاص را دوست دارید. انتخاب‌های غذایی شما مسئله‌ای مربوط به خودتان است. اگر کسی به شما فشار بیاورد که چرا یک غذا خاص را می‌خورید (یا نمی‌خورید)، توجه نکنید و فقط بگویید که چون به آن غذا علاقه دارید (یا ندارید).





۹ بخاطر زندگی جنسی‌تان به کسی توضیحی بدهکار نیستید.

فقط در همین حد که مربوط به داشتن رابطه شرعی با همسر قانونی تان که به این رابطه رضایت دارد باشد، نیازی نیست به کسی توضیح دهید که چرا، چطور، کجا و با چه کسی رابطه‌جنسی برقرار می‌‌کنید.





۱۰ بخاطر انتخاب‌هایی که در زندگی شخصی و کاری‌تان دارید، به کسی توضیحی بدهکار نیستید.

گاهی‌اوقات شرایط زندگی مجبورمان می‌کند که بین کار و زندگی شخصی انتخاب کنید. این تصمیم همیشه هم آسان نیست و ممکن است در آخر کار مجبور شوید یکی از آنها را انتخاب کنید، نه به این خاطر که توجهی به زندگی شخصی و زندگی اجتماعی‌تان ندارید، بلکه به این دلیل که کارتان طوری است که امنیت آینده‌تان را به خطر می‌اندازد. در هر حالت، برای اینکه کارتان را به زندگی شخصی‌تان ترجیح داده‌اید (یا برعکس) به کسی توضیحی بدهکار نیستید. مهم این است که خودتان به تصمیمی که گرفته‌اید مطمئن باشید.





۱۱ بخاطر اعتقادات مذهبی یا سیاسی‌تان به کسی توضیحی بدهکار نیستید.

چه دموکرات باشید، چه آزادیخواه، مسیحی یا مسلمان و یا هر دین الهی دیگر، فقط انتخاب شخصی خودتان است. برای آنچه که هستید و چیزی که به آن اعتقاد دارید، توضیحی به کسی بدهکار نیستید. اگر کسی نمی‌تواند شما را آنطور که هستید بپذیرد، مشکل اوست نه شما.





۱۲ بخاطر مجرد ماندنتان به کسی توضیحی بدهکار نیستید.

چه بخاطر تصمیم خودتان مجرد مانده باشید و چه دست تقدیر، این مسئله به هیچکس جز خودتان ارتباط ندارد. مجرد بودن یک اختلال شخصیتی نیست. دست خودتان است که ازدواج بکنید یا نکنید. از این گذشته، مجرد یا متاهل بودن یکی از آن برچسب‌های اجتماعی است که نباید چندان اهمیت داشته باشد.





۱۳ فقط به خاطر اینکه کسی از شما خوشش آمده، قرارملاقات عاشقانه به او بدهکار نیستید.

ممکن است یکی خیلی مهربان و خوش‌ظاهر باشد و حتی کمی هم به او علاقه داشته باشید، اما فقط به این خاطر که او از شما خواسته است، لازم نیست رابطه‌ای را با او شروع کنید. اگر تمایلی به آن ندارید، به هیچ عنوان جلو نروید. البته باید توضیحی برای رد کردن پیشنهاد او پیدا کنید اما سعی کنید این توضیح کوتاه و در چارچوب تصمیمتان باشد.





۱۴ بخاطر تصمیم ازدواجتان به کسی توضیحی بدهکار نیستید.

اینکه تصمیم بگیرید ازدواج کنید و بچه‌دار شوید یا مجرد بمانید و بچه نداشته باشید، تصمیم شخصی خودتان است. حتی مادرتان که آرزوی نوه‌دار شدن دارد، باید درک کند که ازدواج تصمیمی شخصی است و شاید برای همه مناسب نباشد. هرچقدر هم که برایش سخت باشد، او باید به تصمیم شما احترام بگذارد.





۱۵ بخاطر انتخاب روابطتان به کسی توضیحی بدهکار نیستید.

گاهی‌اوقات مردم نظرات نامناسبی درمورد روابط عاشقانه شما می‌دهند که واقعاً هیچ ارتباطی با آنها ندارد. ممکن است بارها و بارها نظراتی مثل (شما اصلاً به هم نمی‌آیید، یا باید کس دیگری را برای خودت پیدا کنی) بشنوید. اما برای انتخاب‌هایی که برای روابط خود دارید، فقط باید به خودتان پاسخگو باشید. زندگی خودتان را بکنید و هیچوقت بخاطر حرف افراد دیگر در رابطه‌ای نمانید یا بیرون نیایید. اگر لازم است اشتباه بکنید، اما سعی کنید همیشه از اشتباهاتتان درس بگیرید.

مثلث عشق با حجاب تکمیل میشود .

img_20160607_220634.jpg


اگر خانواده ای خانه و اتومبیل شخصی نداشته باشد، اگر مال و منالش را دزد بزند، اگر سلامتی یکی از اعضای خانواده به خطر بیفتد، باز هم خانواده باقی خواهد ماند. اما اگر در خانواده ای عشق و محبت جاری نباشد، نمی شود اسمش را خانواده گذاشت. برای اینکه عشق در خانواده ما جریان پررنگ تری پیدا کند، راهکارهای زیادی وجود دارد که یکی از مهم ترین آنها مقید بودن اعضای خانواده به خصوص زن و شوهر به عفاف و حجاب است.

زن وشوهر

اساس خانواده عشق است. عشق اعتماد می آورد، موجب ایثار می شود، در زمان بحران خانواده را پشت هم نگه می دارد و باعث شادکامی اعضای خانواده می شود. اینکه عفاف و حجاب چگونه می تواند به تحکیم عشق در خانواده کمک کند و ما چطور می توانیم فرزندانمان را به عفاف و حجاب علاقمند کنیم، موضوعی است که در این مقاله درباره آن صحبت می کنیم.

- مثلث عشق
یکی از اصول تفاهم، داشتن تعریف مشخص از مفاهیمی است که می خواهیم درباره آن صحبت کنیم. عشق در مکاتب فلسفی و عرفانی تعاریف زیادی دارد ولی از آنجا که ما می خواهیم درباره عشق از یک منظر ملموس تر و عینی تر صحبت کنیم تعریف استرنبرگ را که از منظر روانشناسی به عشق پرداخته است انتخاب می کنیم.
در تعریف دکتر استرنبرگ عشق شامل سه جنبه می شود: صمیمیت، تعهد و شهوت. اگر در رابطه بین زن و شوهر صمیمیت و تعهد باشد ولی بعد جنسی نباشد، یک جایی از کار می لنگد. همینطور اگر بعد شهوانی باشد ولی تعهد و یا صمیمیتی نباشند حتماً اشکالی در کار است. با این تعریف، عشق به رابطه زن و شوهرهایی پا می گذارد که هر سه جنبه را با هم داشته باشند.

- از عفاف و حجاب تا عاشقی
نشان دادن زیبایی های خود به دیگران برای دختر نوجوان شما لذت بخش است. اگر می خواهید این لذت زودگذر را از او بگیرید، باید لذتی بزرگتر را جایگزین آن کنید

انسان ها از هر کجای دنیا و هر مذهب و مکتبی که باشند، دوست دارند همسری داشته باشند که اهل عفاف باشد. برای ما مسلمان ها که عفاف و حجاب را لازم و ملزوم هم می دانیم این مسئله اهمیت بیشتری هم دارد. در کنار دلایل مذهبی که اعم همه دلایل است، این قضیه از نگاه روانشناسی هم قابل بررسی است. به طور کلی، عفاف و حجاب از مسیرهای روانشناختی متعددی می تواند به تقویت مثلث عشق بین زن و شوهرها کمک کند:

1- ضلع صمیمیت
عفاف و حجاب تأثیر زیادی در صمیمیت بین زوجین دارد، چون که موجب می شود:
*اعتماد آنها نسبت به هم بیشتر شود. عفاف و حجاب همسرتان، خیال شما را از خیانت راحت می کند.
*حمایت آنها از هم بیشتر شود. هیچ آدم سالمی پشت همسری را که قابل اعتماد است خالی نمی کند.
*محبت شان بیشتر می شود. وقتی اعتماد و حمایت باشد، عواطف هم بیشتر می شوند.

2- ضلع تعهد
عفاف و حجاب تعهد زناشویی را به دو طریق بیشتر می کند:
*آگاهی آنها را نسبت به اهدافشان افزایش می دهد. همسرانی که عفیف و محجوبند، به اهدافی که برای زندگی مشترکشان تعیین کرده اند بیشتر پای بند می مانند.
*مانع لغزش های ناخودآگاهشان می شود. خیلی از خیانت های زناشویی به صورت ناخودآگاه برای افراد اتفاق می افتند. عفاف و حجاب، خودآگاهی افراد را در چنین موقعیت هایی افزایش می دهد.

3- ضلع شهوت
درباره تأثیر عفاف و حجاب بر این مسئله همین بس که به تأثیر آن بر کاهش تنوع گرایی در رابطه جنسی اشاره کنیم. روشن است که اگر زن و شوهری این موارد را داشته باشند، عشق را تجربه خواهند کرد و فرزندانی خواهند پروراند که این تجربه مثبت را در زندگی مشترک آینده شان تکرار می کنند.
- چگونه فرزندان را به عفاف و حجاب علاقمند کنیم؟

همه پدر و مادرها دوست دارند از بهترین داشته هایشان به فرزندانشان بدهند. یکی از داشته های مهم شما به عنوان والدین، سرمایه بزرگ عفاف و حجاب است که همانطور که گفتیم تأثیر زیادی روی تحکیم خانواده دارد. برای علاقمند کردن فرزندانتان به این مسئله سرنوشت ساز چند نکته را در نظر بگیرید:
وقت شناس باشید

مهم است که فرزندتان از همان طفولیت به صورت تدریجی و عینی با حجاب آشنا بشود. بچه ها در این سن، هنوز وارد مرحله ای نشده اند که مفاهیم انتزاعی را بفهمند. پس باید دریچه های دیگری را برای آموزش دادن به آنها پیدا کنید. یکی از مهم ترین این دریچه ها قصه و بازی هستند.

به او حق انتخاب بدهید.
اگر دختر کوچولوی شما دوست دارد که بیرون از خانه روسری بپوشد و یا چادر به سر کند، از این انتخاب او استقبال کنید و وقتی خسته شد و آنها را به شما داد او را با عباراتی مثل « خودت باید بیاوری»، «گفتم سرت نکن » و غیره سرزنش نکنید. به تمایلات کودکانه او احترام بگذارید. اگر هم دخترتان نوجوان است به هیچ وجه او را به داشتن حجاب مطلوب خودتان مجبور نکنید. مرزهای حجاب را برای او مشخص کنید و در این چارچوب به او اجازه بدهید آنطور که دوست دارد بپوشد.

از در بهشت وارد شوید.
آگاهی آنها را نسبت به اهدافشان افزایش می دهد. همسرانی که عفیف و محجوبند، به اهدافی که برای زندگی مشترکشان تعیین کرده اند بیشتر پای بند می مانند.

با بچه های کوچک درباره جهنم و خشم خدا صحبت نکنید برای مثال نگویید که «اگر روسری سر نکنی خدا تو را دوست نخواهد داشت و یا تو را در آتش می اندازد». به جای آن بگویید که « خدا همیشه تو را خیلی دوست دارد، تو هم او را دوست داری؟» و چون همه بچه ها به این سؤال پاسخ مثبت می دهند به او بگویید که «فکر می کنی چه جوری می توانی به خدا نشان بدهی که دوستش داری؟» و وقتی او نظراتش را می گوید شما هم به مسئله حجاب اشاره کنید: « یکی از راه هایی که خدا می فهمد تو دوستش داری این است که وقتی از خانه می رویم بیرون روسری سرت کنی».

حجاب را جذاب کنید.
نشان دادن زیبایی های خود به دیگران برای دختر نوجوان شما لذت بخش است. اگر می خواهید این لذت زودگذر را از او بگیرید، باید لذتی بزرگتر را جایگزین آن کنید. برای مثال با دخترتان طوری رفتار کنید که پوشیدن روسری برای او خاطرات خوبی به همراه داشته باشد.
خودتان عفاف و حجاب داشته باشید

در مقوله عفاف و حجاب، معمولاً به پسرها توجه کمتری می شود در حالی که آنها نیمی از ماجرا هستند. به همان اندازه که به دخترتان در این زمینه توجه می کنید به پسرتان هم توجه کنید و سعی کنید برای هر دوی آنها الگوهای خوبی باشید.

به هیجاناتشان اجازه برون ریزی بدهید.
فرزندان شما چه دختر و چه پسر به خصوص در سن نوجوانی نیاز دارند تا هیجاناتشان را بروز بدهند. نمی شود از نوجوانی که به او فرصت درستی برای تخلیه هیجانی نمی دهیم انتظار داشته باشیم که به عفاف و حجاب پایبند باشد.

به او احترام بگذارید.
وقتی به فرزندتان احترام می گذارید او احساس می کند ارزشمند است و این احساس در آینده مانع از آن می شود که او به تمایلات زودگذر تن بدهد.

به او فرصت بدهید.
همه آدم ها در دوران نوجوانی یک جور سردرگمی هویتی را تجربه می کنند. در این دوران سرنوشت ساز با فرزند نوجوانتان مدارا کنید، او را نصیحت نکنید زیرا تأثیر بلندمدتی ندارد و ضمن اینکه از دور مراقب او هستید، به او اجازه بدهید خودش را پیدا کند.

زنها عاشق این مردها نمی شوند

با همه چیز موافقید؟

درست است که زن ها تایید شدن را دوست دارند، اما آنها با مردهایی که هیچ عقیده ای ندارند و بدون چانه زدن همه حرف هایشان را قبول می کنند هم میانه ای ندارند. آنها دوست دارند در جریان صحبت کردن، به جای تکان دادن سر و بله گفتن، فعال باشید و با بیان عقاید تان،نشان دهید که در مورد موضوعاتی که دغدغه اوست، فکر کرده اید و نظری خاص دارید. قرار نیست با حرف های او مخالفت کنید، بلکه تنها نباید مثل یک عروسک کوکی، به جای مشارکت در بحث و بیان عقاید تان، سر خود را تکان دهید.شما در دورهنامزدی برای نشان دادن مواضع تان فرصت خواهید داشت و شاید بعد از شکل گیری ارتباط، ببینید که همسر آینده تان هم مواضعی شبیه شما دارد اما اگر بخواهید در همان جلسه اول، ریز تا درشت اعتقادات تان را برایش آشکار کنید، قطعا او را از دست می دهید

ظاهر تان کار دست تان می دهد؟

بی توجهی یا توجه بیش از حد به ظاهر، می تواند اولین قرار را به آخرین ملاقات تبدیل کند. لباس های کهنه، نامرتب و بیگانه با هم، درست به اندازه لباس هایی که بیش از اندازه و بدون توجه به موقعیت آراسته هستند، می توانند یک زن را از شما دور کنند. مهم نیست که لباس میلیونی به تن کرده باشید یا با هزینه کمی،برای این ملاقات سرنوشت ساز آماده شده باشید. تنها چیزی که اهمیت دارد، این است که شرایط را درک کنید. با دختری که می خواهید از او خواستگاری کنید کجا قرار گذاشته اید؟ یک رستوران گران قیمت، یک کافی شاپ ساده؟ یا قرار است با او در حضور خانواده اش صحبت کنید؟ اگر شما می خواهید با همسر احتمالی آینده تان به کافی شاپ بروید،یک کت و شلوار مشکی با کفش های ورنی و پیراهن سفید، هرگز شما را دلنشین تر نمی کند و اگر می خواهید در حضور خانواده اش با او حرف بزنید، یک تی شرت و شلوار جین، حتی در گرمای تابستان هم لباس مناسبی برای تان نخواهد بود؛ پس به زمان و مکان توجه کنید و نه زیاد اشرافی باشید و نه زیاد خاکی.

زیاد حرف می زنید؟

این اشتباه، یکی از رایج ترین اشتباهات مردها در اولین ملاقات است. برخی از مردها گمان می کنند اگر بی وقفه در مورد خودشان توضیح دهند و درمورد شرایط و آرزوهای طرف مقابل شان سؤال کنند، او را زودتر می شناسند و زودتر به نتیجه می رسند. آنها بدون آنکه فرد مقابل شان بخواهد، ریز تا درشت زندگی شان را بیان می کنند و مثل بچه های رؤیایی،در مورد اینکه می خواهند زندگی آینده شان چطور باشد، حرف می زنند. اگر نمی خواهید یک زن را در اولین دیدار از خودتان برانید، اجازه دهید شرایطی که در آن قرار دارید، موضوع صحبت ها را ایجاد کند و بدون مکث کردن، کلمات تان را روی سرش آوار نکنید. مهم نیست حرف های شما چقدر جالب باشد، مهم این است که تنها کسی نباشید که در این قرار حرف می زند.

او را نمی بینید؟

بعضی مردها می گویند چون مثل دیگران رند و اهل حرف زدن نیستند، نمی توانند دل هیچ زنی را به دست بیاورند. آنها معتقدند به دلیل خوبی و حجب و حیای شان همیشه تنها می مانند. اما زن ها نظر دیگری درباره آنها دارند. زن ها با مردهای رند میانه خوبی ندارنداما خیلی زود عاشق مردهای اجتماعی ای می شوند که آداب برقراری ارتباط را خوب می دانند. اگر شما در اولین قرار، چشم های تان را به کفش تان می دوزید و با صدایی که به سختی شنیده می شود، جملات کوتاه تان را بیان می کنید، نباید انتظار داشته باشیدکه یک زن عاشق شما شود. یکی از اتفاقاتی که می تواند شما را از اولین ملاقات پیروز بیرون بیاورد، برقراری درست ارتباط کلامی است. همسر احتمالی آینده شما که در مقابل شما نشسته، باید توجه شما را احساس کند و نگاه، بهترین ابزار نشان دادن این توجه است.

دلتان نمی آید خداحافظی کنید؟

شاید از نظر شما او گزینه ایده آلی باشد اما حتی به این بهانه هم نباید قرار را از آنچه باید، طولانی تر کنید. یکی از قانون های مهم در قرار اول، مختصر و مفید بودن آن است. شما می توانید شام یا ناهار را با هم بخورید یا در یک کافی شاپعصرانه میل کنید، اما اگر بعد از این قرار هم از او دعوت کنید که با شما به سینما بیاید یا چند ساعت بیشتر برای تان وقت بگذارد، احتمالا این گزینه را هم از دست خواهید داد و باز هم مجرد خواهید ماند.

از تجربه های قبلی، زیاد حرف می زنید؟

شاید گمان کنید بیان تجربه های شکست خورده قبلی و ظلم هایی که در حق تان شده، می تواند شما را بهتر نشان دهد، اما واقعیت این است که زن ها دوست دارند تجربه های تلخ و شیرین قبلی تان را در یک چمدان بگذارید و از کوه پرتشان کنید. آنها می خواهند هیچ پیش زمینه خوب یا بد عاطفی ای در ذهن شما نباشد و با کسی وارد رابطه شوندکه ذهنش جای هیچ چیز دیگری نیست. حتی اگر پیش از این بارها به خواستگاری رفته اید یا تجربه نامزدی شکست خورده ای را در کارنامه دارید، صحبت از این موضوعات را به بعد موکول کنید و هیچ فرشته یا دیوی را در قرار اول معرفی نکنید و از او هم نخواهید در مورد تجربه های قبلی اش برای تان چیزی بگوید.

نمی دانید کجای کارید؟

یادتان نرود که قرار اول، تنها قرار اول است. حاصل این چند ساعت، تنها یک آشنایی اولیه و سطحی خواهد بود و اگر این روز را با موفقیت سپری کنید، در ماه های نامزدی فرصتی برای شناخت بیشتر پیدا خواهید کرد اما اگر زنی احساس کند از همان قرار اول، احساسات تان را درگیر کرده اید و روی این آشنایی بیشتر از آنچه باید حساب کرد ه اید،از شما فاصله خواهد گرفت. پس بیش از اندازه دست و دلباز نباشید و برای اولین ملاقات، رستوران های گران قیمت را انتخاب نکنید. هدیه دادن در اولین قرار، یکی از رایج ترین اشتباهاتی است که باعث تنهایی این دسته از مردها می شود. پس حتی خرید گل و شیرینی را هم به جلسه خواستگاری رسمی موکول کنید و در این ملاقات، تنها با روی خوش سراغش بروید.

زیاد خشک یا خیلی شوخ هستید؟

بیش از حد جدی بودن شما در قرار اول به اندازه صمیمیت بیش از حد و شوخ طبعی نابجا می تواند دردسرساز باشد. یادتان نرود که شما تنها یک خواستگار هستید و هیچ دوستی دیرینه یا رابطه صمیمانه ای با او ندارید. پس به حریم خصوصی اش وارد نشوید، با احترام حرف بزنیدو بیش از حد شوخی نکنید. زن ها، مردهای شادی که همیشه حرف بامزه ای برای گفتن دارند را دوست دارند، اما اگر بخواهید در شوخی کردن افراط کنید و مثل یک کمدین او را بخندانید، قطعا به هیچ نتیجه ای نمی رسید زیاد خشک یا خیلی شوخ نباشید.

یادم تو را فراموش...





فراموش کردن گذشته تان، چه ترک یک رابطه اعتیاد آور باشد یا غم از دست دادن یکی از عزیزان، یکی از سخت ترین کارهاست . با اینکه ممکن است بدانید که این رابطه چقدر برایتان دردناک است و برای سلامتی خودتان هم که شده باید آن را کنار بگذارید، اما هنوز برای گفتن «خداحافظ» مشکل دارید. آسان نیست، اما راه های عملی برای فراموش کردن گذشته تان وجود دارد.
قبل از اینکه بخواهید از رابطه خود خداحافظی کنید، لازم است که با خاطرات و تجربیاتتان روبه رو شوید. اگــــــر با اشتباهات خود دست و پنجه نرم می کنید، باید مسئولیت اعمالتان را بپذیرید.

6 قدمی که برای فراموش کردن گذشته وجود دارد شامل موارد زیر است:

۱ - درمورد افکار و خاطراتتان بنویسید، نقاشی بکشید و درموردشان حرف بزنید. برای فراموش کردن گذشته تان باید به خاطراتتان احترام بگذارید.

2 - با دور ریختن احساسات و عواطف مربوط به خاطرات دردناکتان ، آنها را فراموش کنید. خواهید دید که بعد از آن چقدر احساس آرامش می کنید.

۳ - درصورت امکان به عقب برگردید و با کسانیکه در آن خاطرات دخیل بوده اند حرف بزنید. برای فراموش کردن گذشته تان باید به عقب برگردید.

۴ - احساسات واقعیتان را با کسی در میان بگذارید. اگر صلاح است به آنها اعتراف کنید. برای فراموش کردن گذشته تان باید احساساتتان را بروز دهید. اگر باید با اشتباهاتتان کنار بیایید، باید تقصیر یا گناهتان را گردن بگیرید.

۵ - معذرت خواهی کرده و طلب بخشش کنید. برای فراموش کردن گذشته تان باید آسیب پذیر باشید.

۶ - برای کنترل پرخوری ها، اعتیاد یا آسیب رساندن به خودتان به خاطر گذشته دردناکتان کمک بگیرید. برای فراموش کردن گذشته باید غرور را کنار بگذارید.

فراموش کردن عزیزان، چه همسرتان باشد که از او طلاق گرفته اید، چه فرزندتان باشد که فوت کرده، چه خواهر یا برادرتان باشد که از شما دور شده یا هر کس دیگری، بسیار مشکل است. فراموش کردن گذشته نیاز به تلاش و انرژی بسیار دارد. مطمئن باشید که بعد از این گذشته دردناک نه تنها می توانید به زندگیتان ادامه دهید بلکه عاقل تر، آرام تر، و متمرکز تر خواهید بود.


فراموش کردن گذشته یعنی چه؟

فراموش کردن گذشته یعنی قبول کنید که برای تغییر گذشته کاری از دستتان برنمی آید:

در مواجهه با شکستتان شما هرچه از دستتان برمی آمده، کرده اید. باید بدانید که تا جاییکه می توانسته اید خوب، مهربان و مؤثر بوده اید. اگر قرار بود به عقب برگردید مطمئناً نمی توانستید کاری بیش از آن انجام دهید. پس باید گذشته را فراموش کنید.

فراموش کردن گذشته یعنی خود را برای اشتباهاتتان ببخشید:

فکر کردن دوباره به آنچه که می توانستید یا باید انجام می دادید هیچ اثری ندارد. اگر با اشتباهاتتان درگیر هستید یا شکست خورده اید ، سعی کنید خودتان را ببخشید.

فراموش کردن گذشته یعنی افکارتان را بشناسید:

اگر می بینید که مدام درگیر گذشته هستید، با ملایمت افکارتان را به زمان حال برگردانید. سعی کنید این عادت را کنار بگذارید که مدام به اشتباهات گذشته تان فکر کنید.

فراموش کردن گذشته یعنی به ذات زمان اعتماد کنید:

زمان می گذرد و شما هم باید از گذشته بگذرید. زخم هایتان به مرور التیام می یابند و فقط جای آن بر جا می ماند.

فراموش کردن گذشته یعنی ارتباطات جدید ایجاد کنید:

لازم نیست که حتماً یک گروه دوست تازه پیدا کنید. می توانید یک دوستی جدید را با یکی از همکارانتان شروع کنید یا یکی از همسایه ها را برای شام به خانه تان دعوت کنید. اگر درمورد شکست هایتان با کسی حرف بزنید راحت تر می توانید با آنها کنار بیایید.

فراموش کردن گذشته یعنی در مکالماتتان به دنبال تعادل باشید:

خیلی مهم است که دردها و ناراحتی هایتان را با دیگران قسمت کنید اما به همان اندازه مهم است که به زندگی دیگران هم علاقه نشان دهید.

فراموش کردن گذشته یعنی یک دنیای تازه را تجربه کنید:

شروع به تحصیل در یک رشته تازه کنید یا یک سرگرمی جدید پیدا کنید. برای فراموش کردن گذشته باید به دنبال جهت های تازه باشید.

فراموش کردن گذشته یعنی زمانتان را در اختیار دیگران قرار دهید:

فرصت های بیشمار تازه ای وجود دارد که به شما کمک می کند با گذشته تان خداحافظی کنید. از منطقه امنتان بیرون بیایید. وقتتان را با کسانی بگذرانید که شادتان می کنند و از بودن با آنها لذت می برید.

وقتی می خواهید یک رابطه را فراموش کنید باید به طور جدی فکر کنید که آیا عاقلانه است که باز با آن فرد وقت بگذرانید یا باید همه چیز را به طور کل فراموش کنید. شاید هنوز عاشق او باشید یا از شما سوء استفاده کرده باشد و در افکار و احساساتتان سردرگم شده باشید. ایجاد یک وقفه، عاقلانه ترین راه ممکن است. از این طریق می توانید راحت تر فراموش کنید.