مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

چطور بهترین همسر دنیا باشیم؟


دوستان توصیه میکنم این 8 مورد که تجربه ی 8 زن هست رو بخونید .

بدون شک، روزهایی در زندگی‌تان بوده که حس کنید بهترین همسر دنیا برای شوهرتان هستید و به این نتیجه برسید که از با هم بودن و صحبت کردن لذت می‌برید. اما چه مشکلی پیش می‌آید که باعث می‌شود این لحظات دوام پیدا نکند؟ مسلماً شادی و تلخکامی هر دو در زندگی وجود دارد، اما چگونه می‌توان شادی‌ها را افزایش داد و از تلخ‌کامی‌ها کاست؟


در این نوشته، تجربه ۸ زن موفقی که توانسته‌اند سال‌ها در کنار همسرانشان به خوبی و خوشی زندگی کنند، ذکر شده و در کنار این تجربه‌ها به توصیه‌های چند روان‌شناس نیز اشاره شده است.

توصیه های مشاوران

تیلور، روان درمانگر، معتقد است دوست داشتن به معنای همیشه خوب بودن نیست، بلکه مواقعی پیش می‌آید که نه گفتن هم باعث تحکیم روابط زناشویی می‌شود. او معتقد است این کار شاید اوایل باعث رنجش همسرتان شود، ولی به مرور، همسرتان صداقت شما را تحسین خواهد کرد. ماری پاندر، خانواده درمانگر، معتقد است این فکر غلطی است که باید اول به بچه‌ها رسیدگی کرد، بعد به همسر. البته مراقبت از بچه‌ها جزو ملزومات زندگی است، اما این کار هرگز نباید باعث شود که عشق شما به همسرتان کم شود. در واقع، بهترین چیز ممکن برای فرزندان داشتن پدر و مادری است که همدیگر را عمیقاً دوست دارند. وی همچنین می‌گوید هیچ وقت با عصبانیت وارد منزل نشوید، چرا که در این حالت تنها چیزی که منتقل می‌کنید اضطراب است.

1_ پیشنهاد خوب

موقع تهیه کارت‌های عروسی، به همسرم پیشنهاد دادم که بخشی از کارت را برای نظرها و نصیحت‌های مهمانان خالی بگذارد. خواندن این موارد بعد از گذشت سال‌ها همیشه برایم لذت‌بخش بود. در یکی از آنها نوشته بود: به مشکل حمله کنید، نه به همدیگر. من و همسرم سعی کردیم این توصیه را تا حدودی در زندگی روزمره‌مان به کار ببندیم. وقتی در موضوعی اختلاف نظر پیدا می‌کردیم، سعی می‌کردیم تمرکزمان بیشتر روی مشکل باشد تا ضعف‌های شخصی خودمان.

2_ صریح بودن

خواهرم وکیل است، همیشه توصیه‌ای به من کرده که زندگی‌ام را در این پنج سال بدون مشکل کرده. می‌گوید دوست داشتن به معنای خواستن به صورت ذهنی نیست. بنابراین، اگر کدورتی پیش آمد، محکم و صریح بپرس منظورت از این حرف چیست، چرا که در بسیاری از موارد، ریشه دردسرهای بزرگ دریافت‌های غلط زن و شوهر از همدیگر است.

3_ قناعت

عمه‌ام همیشه به من توصیه می‌کند که ساده زیست باشم و به همسرم برای خریدن وسایلی که چندان لازم نیست فشار نیاورم. طی سال‌هایی که از مدت زندگی‌مان می‌گذرد هرگز چیزی که بالاتر از توان مالی همسرم باشد نخواسته‌ام و همیشه قناعت و صرفه‌جویی را سرلوحه کارهایم قرار داده‌ام. در واقع، یاد گرفته‌ام که ساده زیستی و قناعت از رموز مهم زندگی است.

4_ فراموش کردن

مادرم که ۵۵ سال از ازدواجش می‌گذرد، همیشه توصیه می‌کند عادات بد همسرت را روی یک تکه کاغذ بنویس و سعی کن آنها را فراموش کنی، چرا که هیچکدام از ما بی‌عیب و نقص نیستیم. می‌گوید وقتی تعهد بزرگی را قبول می‌کنید، نباید بگذارید چیزهای کم اهمیت آن را لوث کند. در واقع، او ما را با اهمیت زندگی و ازدواج آشنا کرد .

5_ داشتن خلوت

بهترین دوستم می‌گوید سعی کن اوقاتی برای خلوت کردن با خودت داشته باشی. گاهی در زندگی چیزهایی پیش می‌آید که اگر به جای خلوتی پناه ببرید و در مورد آن فکر کنید، مشکل حل می‌شود. راه‌حلی که من و همسرم آن را به کار می‌گیریم این است که وقتی حرفمان می‌شود، یکی از ما به اتاق مجاور می‌رود و بعد از چند لحظه که آرامش حکمفرما شد، برمی‌گردیم و مشکل را حل می‌کنیم.

6_ خندیدن

موقع ازدواج، پدرم به ما گفت سعی کنید همیشه بخندید و زندگی را خیلی جدی نگیرید، چون به قول شاعر، «زندگی سخت می‌گیرد بر مردمان سخت‌کوش». بعد از چهار سال، پی بردم که این جمله یکی از راهبردهای زندگی زناشویی ما شده. در واقع، من و همسرم با جوک گفتن، حتی لابه‌لای بحث‌های جدی، لحظات شادی برای هم به وجود می‌آوریم. راستی، اگر شخصی به مشکلش بخندد، موفق‌تر نیست؟

7_ تفاوتها

موقع ازدواج، عاقد به من و همسرم توصیه کرد شما به تنهایی کامل و بی‌عیب نیستند و مکمل همدیگرید. طبیعتاً اختلاف نظر بین شما وجود دارد. پس سعی کنید نظر همدیگر را بپذیرید و به آن احترام بگذارید. این توصیه باعث شد که من این اعتقاد را که همیشه باید بین ما توافق وجود داشته باشد رها کنم. من و همسرم یاد گرفته‌ایم که تفاوت‌ها هم بخشی از زندگی است و همین‌هاست که ما را خاص می‌کند.

8_ زمان بندی

مادرم وقتی اختلاف ما را در مورد دیدن برنامه‌های تلویزیون دید، پیشنهاد کرد که هفته‌ای سه شب انتخاب تماشای برنامه به عهده من باشد و شب‌های دیگر به عهده همسرم. الان وقتی همسرم آن شبی که حق انتخاب دارد برنامه دلخواهش را می‌بیند عصبانی نمی‌شوم.

همسرم با زنان دیگر چت می‌کند!

نینی سایت: شاید شما هم نمونه‌های مشابهی را شنیده یا دیده باشید؛ شوهری که با نامزد سابقش در شبکه‌های اجتماعی ارتباط دارد یا مردی که با زنان دیگر ارتباط‌های مجازی از طریق شبکه‌های تلفنی و در حد چت خصوصی دارد. برخی از مردان نام این رابطه‌ها را که البته به دور از چشم همسرشان شکل می‌دهند، دوستی‌های اجتماعی می‌گذارند و اصلا به آن‌ها به دیده خیانت به همسرشان نگاه نمی‌کنند. زنان نیز بعد از کشف رابطه‌های همسران‌شان در مقابل این رفتار آن‌ها درمانده می‌شوند و نمی‌دانند که چه نامی برای آن بگذارند و گاهی آن را به نوعی خیانت جزئی تعبیر می‌کنند چون از نظر آن‌ها هنوز خیانت با تمام ابعاد و فجایعش اتفاق نیفتاده و زندگی آن‌ها روال سابق را دارد.


قسمت اول این مطلب به موارد پیشگیری از ایجاد چنین وضعی اختصاص دارد. همان طور که همه پزشکان معتقدند پیشگیری همیشه راحت‌تر و کم هزینه‌تر از درمان است و این موضوع هم از این قاعده مستثنا نیست. با این تفاوت که شما این بار اگر پیشگیری نکنید، هزینه درمان این مشکل در زندگی‌تان را با فشارهای روحی و خردشدن خود می‌پردازید. پس پیشگیری را بسیار جدی بگیرید!
وقتی موضوع خیانت‌های جزئی شوهران را با دکتر محمد رضابیگی، روانشناس بالینی مطرح کردیم ایشان درباره این موارد توضیح داد:‌لازم است در ابتدا این نکته را خدمت‌تان عرض کنم که چیزی به نام خیانت جزئی وجود ندارد. ماهیت خیانت یکسان است. تفاوت فقط بر سر زمان شروع اولین خیانت و پایداری شرایط منجر به خیانت است.
او در تکمیل این موضوع گفت: زمانی که فرد از خط قرمز عبور کرد، خیانت صورت گرفته است. حال اگر شرایطی که منجر به این عمل شده تغییر کند، ممکن است جلوی ادامه کار گرفته شود وگرنه به شکل‌های مختلف و گسترده‌تر اتفاق خواهد افتاد و تا فروپاشی کامل ارتباط زوجین پیش خواهد رفت.
دکتر رضابیگی درباره علت‌های این نوع رابطه‌ها توسط مردان اظهار داشت: معمولا نیازهایی که یک فرد در یک رابطه پنهانی سعی در تامین آن‌ها دارد عبارتند از: دوستی، تفاهم، دوست داشته شدن، هیجان، احساس آزادی و استقلال، نیازهای جنسی، رقابت، انتقام جویی، احساس امنیت، مورد پذیرش واقع شدن، احساس جوانی کردن، تنوع‌طلبی و... که تقریبا تمام این موارد از عدم اعتماد به نفس و عدم پایداری در روابط همسران نشات می‌گیرد. محمد رضابیگی، روانشناس بالینی، با بیان اینکه رابطه پنهانی شوهران پایان زندگی زوجین نیست، به این موضوع اشاره کرد که این مساله نیز مانند هر مشکلی در زندگی زوج‌ها دارای راه‌حل‌هایی است: هر خیانتی بسته به نوع آن و شرایط زوجین باید به صورت مجزا مورد بررسی قرار گیرد تا راه‌حل‌های درست برطرف شدن آن پیدا شود، ولی چند توصیه به عنوان راه‌حل‌هایی برای پیشگیری از ایجاد چنین مشکلاتی وجود دارد که می‌تواند مورد استفاده تمام زوجین، خصوصا خانم‌ها قرار گیرد که به طور خلاصه اشاره‌ای به آن‌ها ‌می‌کنم:


- رابطه همسران مثل هر چیز زنده و پویایی باید مرتبا بازنگری و رسیدگی شود. یک خانم اگر به رابطه‌اش مثل یک «گل» نگاه کند، سعی می‌کند شرایط حفظ آن را مثل همان روز اول رعایت کند چون می‌داند که یک گل تا چه حد حساس و آسیب‌پذیر است و اگر شرایط مختلفش مانند میزان نور، آب، درجه حرارت و... تغییر کند ممکن است به سرعت پلاسیده و خشک شود. هر زنی می‌داند که در ابتدای آشنایی با همسرش چه خصوصیاتی در وجودش باعث علاقه شوهرش به او شده است، پس باید بکوشد این خصوصیات را حفظ و تقویت کند. البته ازدواج‌هایی که از ابتدا پایه و اساس اشتباهی داشته‌اند بحث جداگانه‌ای می‌طلبند.
- اگر گاهی اختلاف نظر و سلیقه باعث کدورت یا خدای نکرده قهر می‌شود، برای انتقام‌گیری نیازهای طرف مقابل را هدف قرار ندهید. مثلا همانطور که یک انسان در زمان قهر به آب و غذا نیاز دارد به روابط جنسی هم نیاز دارد، پس نپختن شام یا قطع روابط زناشویی را وسیله انتقام قرار ندهید.
- روش‌های تشویق و تشکر و انتقاد و پیشنهاد صحیح را از مشاورتان بخواهید و آن‌ها را تمرین کنید.
- بدانید رابطه زن و شوهری به معنای این نیست که هیچ‌کس حق نداشته باشد برای خودش حریم خصوصی داشته یا زمانی از روز را تنها باشد. ساعت‌هایی را برای تنهایی یکدیگر اختصاص دهید و به آن احترام بگذارید.
- مبنا را بر اعتماد متقابل بر همدیگر قرار دهید نه بر بی‌اعتمادی و هر شکی را بدون اثبات و دلیل مبدل به یقین نکنید. (موبایل همسرتان را چک نکنید!)
- در روابط خود تنوع ایجاد کنید و اجازه ندهید همه چیز گرد روزمرگی به خود بگیرد. مخصوصا در روابط جنسی خود، از نوع لباس گرفته تا پوزیشن‌های جنسی به دنبال تنوع باشید.
- عبارت‌های «دوستت دارم» و «از تو ممنونم» را هیچ وقت فراموش نکنید و آن‌ها را در ارتباط با همسرتان مدام به کار ببرید.
- همسرتان را با دیگران مقایسه نکنید.
- خط قرمزها را حتی در بحث‌ها و مشاجره‌ها رعایت کنید. مثلا گاهی فرد برای عصبی کردن همسرش در دعوا حرف‌هایی را می‌زند که هیچگاه حاضر به انجامش نیست اما با بازگویی آن‌ها قبح مساله برای هر دو نفر ریخته می‌شود.
- نظر شوهرتان را در خصوص زنان دیگر با واکنش تند پاسخ ندهید بلکه از منظور اصلی او به نفع تقویت رابطه خودتان استفاده کنید.
*توصیه‌ها در این زمینه بی‌شمارند اما خلاصه تمام آن‌ها در دو کلمه است: «علاقه» و «اعتماد». پس مرتبا در حفظ و تقویت آن‌ها کوشا باشید.

5 شرط اصلی یک ازدواج موفق



اگر به دنبال تضمینی برای ازدواج موفق هستید، این ۵ شرط را به خاطر بسپارید.


شروع هر ازدواجی با هزاران آرزوی خیر و امید به خوشبختی است. اما آیا واقعا هر ازدواجی به خوشبختی منجر می شود؟ آنهایی که امروز در دادگاه های خانواده رفت و آمد می کنند همان همایی نیستند که یک روز با عشق و امید سر سفره عقد نشستند؟
خطر سردی و جدایی هر زندگی مشترکی را تهدید می کند. اگر به دنبال تضمینی برای ازدواج موفق هستید، این ۵شرط را به خاطر بسپارید.

بازی و تفریح در هر سنی

زوج هایی که با هم بازی می کنند، زوج هایی که قسمتی از زمان هر روزشان را برای با هم تنها بودن کنار می گذارند با هم می مانند با هر لبخند مشترک و تبادل کلامی خوشایند، ارتباط شان را تازه می کنند. به این ترتیب، شانس پایداری ازدواج خوب تان در شکلی مناسب را بالا ببرید.

قدر شناس باشید

قدرشناسی و سپاسگزار بودن یک شرط مهم برای زنده نگه داشتن عشق است. قدرشناسی با احترام توام است و به طرف مقابل احساس دیده شدن، در نظر آمدن و ارزشمندی می دهد. اگر همکاری همدیگر را بدیهی فرض کنید، نمی توانید به طرف مقابل تان نشان دهید که ارزش کارهای او را می دانید. برای آنکه پایه های زندگی تان را مستحکم تر بنا کنید باید قدرشناس، دلسوز و غمخوار باشید.

چسب زندگی زناشویی

رابطه جنسی خوب برای ساختن یک ازدواج خوب کافی نیست اما اگر رابطه جنسی کم یا غایب باشد، احتمال آنکه ارتباط شما شکننده شود و رو به فروپاشی برود، بیشتر و بیشتر خواهد بود. رابطه جنسی، چسب زندگی زناشویی است که اگر کم قوت باشد یا حذف شود می تواند زندگی شما را هزارپاره کند. سردی عاطفی و طلاق احساسی همیشه با کم بودن یا بی کیفیت بودنرابطه جنسی همراه است.

تجربه های مشترک

تازگی و تجربه های جدید، رابطه را محکم می کنند. یک بازی جدید، قدم زدن در مکانی متفاوت، آزمودن یک روش جدید برای ورزش کردن با هم، یک کار داوطلبانه عام المنفعه مشترک، با هم درس خواندن و با هم هدفی مثل خرید خانه یا ماشین یا حتی سفر رفتن در نظر گرفتن باعث می شود شور و اشتیاق به رابطه تان بیاید. در زندگی که من و تویی وجود داشته باشد و تجربه های فردی بر تجربه ها و اهداف مشترک غلبه کند، هیچ دلیلی برای ادامه رابطه باقی نمی ماند.

زخمها را رها نکنید

کینه ها، دلخوری ها و ناراحتی های ابراز نشده و حرف های گفته نشده می توانند رابطه شما را به شدت تهدید کنند. اگر به دنبال آن هستید که رابطه ای استوار داشته باشید، از همین حالا تلنبار نشدن حرف ها و احساسات را تمرین کنید. کار سختی است چون اغلب گفتن این حرف ها باعث ناراحتی و اختلاف می شود اما نگفتن آنها اگرچه در ظاهر اوضاع را آرام می کند اما مدتی بعد می تواند تبدیل به یک زخم کاری و غیرقابل درمان در رابطه تان شود. زوج های موفق آنهایی هستند که ماهرانه در مورد مسائل حساس حرف می زنند و ناراحتی های غیرعمدی را التیام می بخشند. آنها به گونه ای اثرگذار درباره تفاوت هایشان صحبت می کنند، به دغدغه های یکدیگر واکنش نشان می دهند، به راه حل های «برد – برد» می اندیشند، و مهارت بخشیدن پس از ناراحتی ها را همواره تجربه می کنند. پس حرف بزنید، با یکدیگر همدلی کنید و روش ابراز احساسات قلبی و افکار خود را با همسرتان پیدا کنید.

وجود همسرتان را عادی تلقی نکنید

اگر همسر شما برای تان عادی شود، صددرصد تضمین می کنم که در روابط شما اثری معکوس می گذارد. هرگز و هیچوقت کسی را ملاقات نکرده ام که بخواهد عادی تلقی شود و به طور کلی عده قلیلی با این شکل تلقی در درازمدت کنار می آیند.
به وضوح یکی از غیر محترمانه ترین و نابود کننده ترین رفتارهایی که با همسر خود (یا هر کس دیگری) می توانیم داشته باشیم، عادی و پیش پا افتاده تلقی کردن اوست. این کار مانند این است که به او بگوییم: «وظیفه تو است که زندگی را آسان تر کنی و من باید از تو توقع داشته باشم».
وجود همسر و کار وی برای ما به انحاء مختلف عادی فرض می شود. به چند نمونه توجه کنید؛ ما نقش های خود را از نقش های آنان مهم تر فرض می کنیم. تصور می کنیم مهم ترین سهم را در زندگی داریم و شریک ما «خوش شانس ترین افراد» است. بسیاری از ما ادای کلمات «لطفاً» و «متشکرم» را فراموش کرده ایم و برخی از ما اصلاً چنین کاری نمی کنیم. ما فکر نمی کنیم که خودمان چقدر خوش شانس هستیم یا زندگی بدون همسرمان چقدر برایمان ناراحت کننده و دشوار است. گاهی از همسر خود متوقع می شویم و رفتارمان با او کاملاً با رفتار ما با دوستمان تفاوت دارد. گاهی به جای همسرمان حرف می زنیم، و گاهی در باره او در حضور دیگران، به شیوه ای غیر محترمانه صحبت می کنیم. عده ای از ما تصور می کنیم که می دانیم همسرمان در چه مورد فکر می کند، در نتیجه برای او تصمیم می گیریم. سپس بنا به اشتباهی معمول، توقعات بروز می کنند: خانه ای تمیز یا غذایی گرم، یا مبلغی برای پرداخت قبوض، یا چمن های باغچه که باید کوتاه شود؛ بالاخره آنان همسر ما هستند. آنها باید این کارها را انجام دهند. در حالی که فقط عده کمی از ما حقیقتاً به حرف های همسرمان گوش فرا می دهیم یا در احساسات و هیجانات او شریک می شویم، البته مگر آنکه سخن او با آنچه برای ما جالب است همخوانی داشته باشد. می توان همینطور به موارد مختلف اشاره کرد اما مطمئنم نکته را دریافته اید.
تعجبی ندارد که بسیاری از ازدواج ها به طلاق منجر می شوند و بقیه نیز سخت و کسالت آور هستند و چندان رضایت بخش نیستند. این مطلب امری بسیار بدیهی است، اما ما بنا به دلایلی به اشتباه خود ادامه می دهیم و شریک زندگی خود را بی ارزش می انگاریم.
نقطه مقابل این قضیه نیز صادق است؛ تقریباً هیچ چیز به اندازه احساس تقدیر و با ارزش بودن به فرد حس خوبی نمی دهد. به یاد بیاورید نخستین دفعه ای که همسرتان یا افراد مهم دیگر را ملاقات کردید چه احساس خوبی داشتید. عامل اصلی که در این احساس عشق و محبت دخیل بود، قدرشناسی حقیقی شما از یکدیگر بود. از جملاتی شبیه به این استفاده می کردید «خوشحالم که صدایت را می شنوم»، «از تماس تلفنی تو متشکرم» شما تشکر خود را به طریقی بیان می کردید (از یک تعریف ساده گرفته تا یک هدیه کوچک، کارت یا ظاهری مهربان). از هر فرصتی برای بیان تشکر خود بهره می بردید و عشق خود را امری بدیهی و عادی تلقی نمی کردید.
بسیاری از افراد معتقدند که از دست دادن حس قدرشناسی نسبت به یکدیگر در زندگی زناشویی امری اجتناب ناپذیر است؛ اما اینطور نیست! شما بر قدرشناسی و تشکر صد درصد کنترل دارید. اگر تصمیم بگیرید که تشکر و قدرشناسی خود را ابراز نمایید، چنین خواهید کرد. هر چه بیشتر به این کار مبادرت ورزید بیشتر متوجه موارد قابل سپاسگزاری و تشکر خواهید شد و این عادتی بسیار ارضاء کننده است.
همسر من از قدرشناس ترین افرادی است که تاکنون شناخته ام. او مرتباً به من ابراز علاقه می کند و می گوید چقدر خوش شانس است که با من ازدواج کرده است. من نیز سعی می کنم یادم باشد همین مطلب را به او بگویم چون دقیقاً این احساس را دارم. هر بار که او قدرشناسی خود را نسبت به من ابراز می دارد، عشق من نسبت به او افزایش می یابد و او نیز به من اطمینان می دهد که متقابلاً همین احساس را دارد. ما این کار را برای دریافت عشق نمی کنیم بلکه انجام این کار از این روست که از با هم بودن به عنوان دوست یا شریک زندگی احساس خوشحالی می کنیم.
مثلاً هنگامی که برای اجرای سخنرانی مدتی از خانه دور هستم، او پیامی زیبا برای من می فرستد که بسیار سپاسگزار است که من این چنین سخت برای خانواده تلاش می کنم. همزمان با آن من نیز پیامی برای او ارسال می کنم، که من نیز خیلی متشکرم که او می خواهد و می تواند در غیاب من در خانه با بچه ها باشد و از لحاظ عاطفی عشق مورد نیاز آنها را که سزاوار آن هستند بر آنها نثار کند. هر دو نفر ما صادقانه حس می کنیم در یک جبهه هستیم و دیگری متقابلاً فداکاری می کند. سپس هنگامی که او در خارج از خانه و من در خانه هستم، شکل تعریف متفاوت می شود. او از من ممنون است که می خواهم و قادرم در خانه باشم و در مقابل من نیز از او متشکرم که با وجود دور بودن از خانه، به نحوی سهمی در خانواده ایفا می نماید.
من و همسرم بیش از ۱۵ سال است که با یکدیگر زندگی می کنیم و یکدیگر را بیش از پیش دوست می داریم. من مطمئنم این تصمیم که هیچوقت برای هم عادی و پیش پا افتاده نشویم یکی از دلایل مهم محقق شدن عشق ماست. مطمئن هستم با تجربه کردن این روش از قدرت آن مبهوت می مانید. فراموش کنید که چه «می گیرید»، صرفاً بر این تمرکز کنید که چه «می دهید». من معتقدم اگر مصمم شوید که شریک خود را بی ارزش تلقی نکنید، او نیز متقابلاً همین کار را خواهد کرد. سپاسگزاری حس خوبی به فرد می دهد. آن را امتحان کنید و مطمئن باشید از آن نتیجه می گیرید.

رازهای رابطه با مردان

۱) مردان قـادرنــد زندگی خود را از رابطه شان جدا سازنداغــلب آقایان میدانند که چگونه خود را از لحاظ احساسی
و عـاطـفی برای هر کدام از این دو مقوله در موقعیت هـای جداگانه مـهیا سازند. این گونه بنظر نمی رسد که ایــن دو
موضوع را به یکدیگر پیوند داده و به آنها به عنوان دو بخش مجزا بنگرند. اگر اکـنون بــاید روی کار خـود تـمـرکـز کـنـــند،
صـد در صد هوش و حواس خود را به آن معطوف ساخته و سعی میکنند کار خود را به نحو احسن انجام دهند. اگر باید برای مشکل یکی از دوستان خود چاره اندیشی کرده و آن مشکل را حل کنند، باز تمام جان و جسمشان را برای حل مسئله دوستشان خواهند گذاشت، تا آن حد که دلمشغولیهای دیگر خود را(اعم از عشق و خانواده) کنار میگذارند. اگر هم باید حواس خود را متمرکز عشق و عاشقی کنند، مجددا آنها همه صد در صد وجود خود را به آن اختصاص داده و ممکن است بسیار رمانتیک گردند.
در مورد زنان این موضوع فرق میکند؛ به مجرد آنکه مردی را در زندگی خود پذیرفتند، رابطه شان تقریبا همه زندگی آنها میگردد. برای خانمها دشوار است که این دو مقوله را از یکدیگر تفکیک کنند. یک زن مرد زندگی خود را در تمام دقایق روز در خاطر خود دارد، افکار وی آکنده میباشد از تصویر مرد خود به هنگام کار، در میان جلسه، و حتی در هنگام تفریح و سرگرمیهایش.
۲) آقایان معمولا تودار بوده و تمایلی به صحبت، توضیح و شرح در مورد مسایل روزمره را ندارند
اما این بدین مفهوم نیست که خطایی از شما سرزده است و یا علت آن شما میباشید، و آن یقینا بدین مفهوم نیست که مرد شما، شما را دوست ندارد. وی تنها میخواهد در مورد موضوعاتی سخن به میان نیاورد. اگر احساس میکنید که مردتان با حالت نامهربانانه، غیر رمانتیک و سرد پاسخ شما را میدهد، بهتر است بدانید که آقایان یک مخزن اسرار در وجود خود دارند که گهگاهی باید به سراغ آن رفته و به آن پناه ببرند مخزن اسراری برای تنهایی خود، برای حل و فصل مسایل شخصی خود، برای تجدید قوا، برای پرداختن به خیالپردازیها و حتی رویاهای خود. و هیچ فرد دیگری اجازه داخل شدن به آن را ندارد حتی شریک زندگی وی.
۳) ارزش فردی یک مرد از حس کفایت، شایستگی و موفقیت وی سرچشمه میگیرد نه فقط از رابطه وی
اگر مردی احساس کند در دفتر کارش کار خود را بدرستی انجام نمیدهد، و یا نتوانسته آنگونه که باید و شاید برای دوست خود مفید بوده و به وی کمک کند، و یا در اتمام رسانیدن یک وظیفه و تکلیف در داخل و خارخ منزل ناموفق بوده است، رفتار مهرآمیزی نسبت به خود نخواهد داشت حتی نسبت به شما. برای همین بسیار اهمیت دارد که در مواقعی که احساس میکنید مردتان بنظر سرد، نامهربان، بی اعتنا به شما بوده و یا نسبت به مسایل بی اهمیت میباشد، نتیجه گیری شتابزده نکنید. خلاصه آنکه نتیجه گیری و فرضیات شما ممکن است غلط و گمراه کننده باشد. هیچگاه فردیت و شان و منزلت خود را پس از وارد شدن به رابطه ای به فراموشی نسپارید.
به یاد داشته باشید که شما نیازی به کنار گذاردن هر آنچه که هستید و فراموش کردن ماهیت خود برای دستیابی به عشق یک مرد نمیباشید. یکی از مهمترین اسرار کلیدی برای حفظ یک رابطه دراز مدت و عاشقانه با یک مرد حقیقتا این میباشد که:
برای همان چیزی که هستید خود را دوست بدارید و به خود احترام بگذارید.
هنگامی که برای خود احترام قائل باشید و خود را دوست بدارید مرد شما نیز به شما احترام خواهد گذاشت و شما را دوست خواهد داشت.