مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

شاد باشید، حتی اگر زندگی خوب پیش نمی‌رود

«شاد بودن به این معنی نیست که همه چیز در ایده آل‌ترین حالت ممکن باشد. به این معنی است که تصمیم گرفته‌اید فراتر از نقص‌های زندگی را ببینید.»


۷ دلیل برای اینکه شاد باشید، حتی اگر زندگی خوب پیش نمی‌رود .jpg


بااینکه بارانی تن نکرده بودم و چتر هم نداشتم، در یک صبح بارانی هفته گذشته حدود ۱۵ دقیقه به حرف‌هایش گوش دادم.


این پسر با پیراهن جلو دکمه‌دار رنگی که تن کرده بود و کلاه خنده‌داری هم که روی سرش گذاشته بود، روز فوق‌العاده‌ای برای من ساخت. او در کافه‌ای کار می‌کرد که من قهوه‌ام را از آنجا می‌گیرم. او همیشه به نظر شاد می‌رسد.


اوایل فکر می‌کردم که یک لبخند نمایشی روی صورتش است و سعی می‌کند از شرایط سختش بهترین را بسازد. مطمئناً نمی‌توانست «واقعاً» از کار کردن در چنین جایی اینقدر لذت ببرد.


بعد فهمیدم که مهمترین چیز را درمورد او نفهمیده بودم: او «واقعاً» از کارش لذت می‌برد، به همین خاطر شاد به نظر می‌رسید.
شاید هر کسی دوست داشته باشد که مثل او باشد.




زندگی من همیشه آنطور که دوست دارم پیش نمی‌رود. خیلی روزها را به تنهایی در اتاق نشیمنم به نوشتن می‌گذرانم درحالیکه می‌توانستم در یک دفترکار ساحلی کنار دوستانم کار کنم. ماشینم یک تویوتا قدیمی است و واقعاً ترجیح می‌دهم ماشینی داشته باشم که حداقل شیشه‌هایش دستی بالا و پایین نشود و ضبطش به جای نوار کاست، CD پخش کند.


اما اگر پول بیشتری داشتم، محل‌کارم جای دیگری بود یا ماشینی با مدل بالاتر سوار می‌شدم، زندگی‌ام آنقدرها فرق نمی‌کرد. فقط بسته‌بندی آنهاست که فرق می‌کند، هدیه داخلش یکی است.


احساسی که نسبت به خودم دارم، اینکه چقدر علاقه‌مند به آشنایی با آدم‌ها و تجربیات جدید هستم، چند وقت یکبار پیش می‌آید که بی‌دلیل لبخند بزنم، هیچکدام به موقعیت زندگی‌ام بستگی ندارند. آن پسر پیراهن‌رنگی این را خیلی خوب می‌داند. حدسم این است که این ۷ دلیل که برایتان می‌نویسم را هم خیلی خوب می‌داند:


۱. لذت بردن از زمان حال عادتی است که نیاز به تمرین دارد.
اگر برای شاد بودن همیشه نگاهتان به سمت فردا باشد، این احتمال وجود دارد که وقتی به چیزی که می‌خواستید رسیدید، باز همین دیدگاه را داشته باشید. همانطور که عجیب به نظر می‌رسد، توانایی تشخیص و قدردانی از چیزی که جلو رویتان است هیچ ارتباطی با چیزهایی که اکنون صاحب آنها هستید، ندارد. بیشتر به ارزیابی شما از چیزهای خوبی که در هر لحظه در زندگی‌تان است بستگی دارد.


خواستن چیزهایی که دارید را تمرین کنید و وقتی چیزی که می‌خواهید را به دست آورید، شیرینی بیشتری احساس خواهید کرد. به اطرافتان نگاه کنید - چه چیزهایی می‌بینید که می‌توانید از آنها لذت ببرید؟


۲. پیدا کردن دلیل برای شاد بودن در لحظه‌، به نفع آینده‌تان است.
دکتر داچر کلتنر، استاد دانشگاه کالیفرنیا، ادعا می‌کند که می‌تواند آینده هر فرد را با قضاوت درمورد قدرت لبخند آنها پیش‌بینی کند. این محقق بر روی عکس‌های سالانه ۱۱۱ دانشجوی زن که بین سال‌های ۱۹۵۸ و ۱۹۶۰ گرفته شده بود تحقیق کرد.


نتایج این تحقیق نشان داد که زنانی که احساسات مثبت‌تری را در این عکس‌ها نشان داده بودند، از نظر ذهنی متمرکزتر بوده، ازدواج‌های موفق‌تری داشته و از سلامت بهتری برخوردار شده‌اند.


در این مقاله تحقیقی می‌خوانیم:
«باتوجه به اینکه احساسات مثبت فکر را باز می‌کند، احساسات منفی آن را باریک کرده و جلو پیشرفت را می‌گیرد… یافته‌های دکتر کلتنر و همکارانش ازجمله اولین تحقیقاتی است که نشان می‌دهد تفاوت در میزان ابراز احساسات افراد می‌تواند در طول زندگی‌شان ثابت بوده و گویای موفقیت فردی و اجتماعی آنها باشد.»


۳. شاد بودن می‌تواند سلامتتان را ارتقا دهد و سلامتی چیزی است که فرصت‌های بسیاری را در زندگی سر راهتان قرار می‌دهد.
سلامتی همان چیزی است که خیلی‌ها نادیده می‌گیرند تا زمانی که به خطر می‌افتد.
دکتر کریستوفر پیترسون، استاد دانشگاه میشیگان، که بیش از بیست سال درمورد ارتباط خوش‌بینی و سلامتی تحقیق کرده است، نشان می‌دهد که افراد خوش‌بین و مثبت‌اندیش سیستم ایمنی قوی‌تری نسبت به افراد منفی‌گرا دارند. این می‌تواند بخاطر میل به مراقبت کردن بیشتر از خودشان باشد.


همین الان تصمیم بگیرید که شاد باشید و مطمئن باشید با این تصمیم روزهای بیشتری برای شاد بودن و لذت بردن از سلامتی‌تان خواهید داشت.


۴. شادی مداوم و طولانی‌مدت به توانایی شما برای توجه به جزئیات بستگی دارد؛ از همین الان می‌توانید این توانایی‌تان را به کار بگیرید.
حتی وقتی همه چیزهایی که می‌خواهید را به دست بیاورید، باز دستخوش بالا و پایین‌های زندگی خواهید شد. اگر یاد نگیرید از خوشی‌های کوچک لذت ببرید، سلامت شما وابسته به وضعیت زندگی‌تان خواهد شد. آنوقت هر زمان که اتفاق ناخوشایندی برایتان بیفتد، شدیداً احساس ناخوشنودی خواهید کرد.


به چیزهایی فکر کنید که شما را سرشار از لذت می‌کنند - وقت گذراندن با حیوان خانگی‌تان، گوش دادن به صدای باران، دویدن در ساحل و … همین الان روی این کارها متمرکز شوید و بگذارید همین خوشی‌های کوچک روزتان را روشن و درخشان کنند. به این روش، با وجود تغییراتی که در زندگی‌تان پیش می‌آیند، انواع و اقسام لذت‌های کوچک و ساده‌ای خواهید داشت که کمکتان می‌کنند شادتر باشید.


۵. هر روز فرصتی تازه است که بهتر از دیروز باشد؛ این کار اعتمادبه‌نفس شما و در نتیجه شادی‌تان را بالا می‌برد.
من همه زندگی‌ام درگیر این بودم که کامل و ایدآل باشم. اگر در چیزی نمی‌توانستم بهترین باشم، شب خوابم نمی‌برد. اما عالی بودن هیچوقت به اندازه خیال آن برایم احساس لذت نداشت چون همیشه جایی برای بهتر شدن وجود داشت. همیشه ناراضی بودم و از خودم دلسرد و ناامید می‌شدم.


الان به مسائل بعنوان فرصت‌هایی برای بهتر شدن از یک روز به روز بعد نگاه می‌کنم. همیشه راضی شدن از هدف‌های کوچک و قابل‌دسترس‌تر خیلی راحت‌تر است.


با تمرکز بر پیشرفت‌ها یا هدف‌های کوچک، خودتان را به تدریج به سمت هدف‌های بزرگترتان می‌کشانید.


۶. همین الان می‌توانید همان کسی باشید که می‌خواهید، هیچ ارتباطی هم با موقعیتتان ندارد.
ممکن است تصور کنید برای اینکه کسی باشید که همیشه می‌خواسته‌اید، زندگی‌تان باید تغییر بزرگی کند. مثلاً اینکه تا وقتی پول زیادی نداشته باشید نمی‌توانید آدم بخشنده‌ای شوید. یا اینکه تا وقتی خانه‌تان را نفروشید نمی‌توانید به فردی ماجراجو تبدیل شوید. واقعیت این است که در هر مقطعی از زمان دقیقاً می‌توانید همه اینها باشید.


پولی برای بخشش ندارید؟ با محبتتان بخشندگی کنید. همین که به حرف‌ها و مشکلات دوستان گوش کنید تا برایتان درد‌ودل کنند، بخشندگی کرده‌اید. خانه‌تان به فروش نمی‌رود و این باعث شده در یکجا بمانید؟ با امتحان کردن چیزهای جدید و آشنا شدن با آدم‌های جدید در زندگی روزمره‌تان ماجرا ایجاد کنید.


نمی‌دانید کی لحظه‌هایتان تمام می‌شود، پس از خودتان بپرسید، «چطور می‌توانم آدمی باشم که در همین لحظه می‌خواهم باشم؟»


۷. پیدا کردن لذت و خوشی در زمان حال، حتی اگر بسیار سخت به نظر برسد، در زندگی‌ دیگران هم تاثیر مثبت خواهد داشت.
بااینکه همه ما اهداف و رویاهای متفاوتی داریم، این یکی از مهمترین آنها برای بیشتر ما است: اینکه زندگی پرمفهوم و خوبی داشته باشیم که در زندگی دیگران نیز تغییری مثبت ایجاد کند.


شادی و خوشبختی یک تصمیم لحظه به لحظه است، تصمیمی که گرفتن آن برای خیلی‌ها سخت است. اگر این تصمیم را بگیرید، بقیه متوجه آن خواهند شد. با اینکار آنها را هم تشویق به گرفتن این تصمیم می‌کنید. همانطور که تحقیقی که در بالا به آن اشاره کردیم نشان می‌دهد، این انگیزه تاثیر بسیار مهمی بر سلامت و خوشبختی آنها در آینده خواهد داشت.


شاید این مقاله دلایل عادی که معمولاً برای شاد بودن می‌شنوید را عنوان نکرده باشد. برعکس بقیه مطالب با تشخیص و شمردن نعمت‌هایی که خداوند به شما داده نه شروع شده و نه تمام می‌شود. وارد روابط یا شانس خوبتان هم نشده است. که البته همه اینها هم دلایلی داشته است.


تصور من این نیست که خوشبختی به چیزهایی که دارید بستگی ندارد. داشته‌های ما آدمها به مرور زمان تغییر می‌کند؛ نعمت‌های زندگی‌تان هم همینطور! شادی و خوشبختی به تفسیر شما از چیزی که در لحظه روبرویتان است بستگی دارد. اینکه چقدر به سبک زندگی‌تان افتخار می‌کنید. اینکه چقدر به لذت بردن از لذت‌ها و خوشی‌های ساده زندگی تمایل داشته باشید، حتی اگر وضعیت زندگی‌تان، شرایط مطلوب و مساعدی نداشته باشد.


حتی اگر هیچوقت اینکار را نکرده‌اید، همین امروز تصمیم بگیرید که روی خوبی‌ها متمرکز شوید -- هم خوبی‌های دنیا و هم خوبی‌های خودتان - تا بتوانید همین الان و در همین لحظه شاد باشید.

چه کار کنم همسرم قهر نکند ؟!

درباره رفتار قهر کردن همسرتان نیز باید بررسی کرد که چه پاداش هایی برای این رفتار دریافت می کند.



یک قانون کلی درباره شکل گیری و ادامه رفتارهای منفی وجود دارد: رفتارهای منفی با وجود آسیب زایی شان در صورتی ادامه پیدا می کنند که پاداش دریافت کنند و تقویت شوند. مثال زیر به روشن تر شدن این موضوع کمک می کند:

کودکی را در نظر بگیرید که در خیابان از والدینش تقاضای خرید یک خوراکی را دارد که برای او مضر است. والدین با خواسته او مخالفت می کنند. کودک که دوست دارد به خواسته اش برسد شروع می کند به گریه کردن و جیغ و داد کشیدن. والدین هم به خاطر جلوگیری از گریه او خواسته اش را برآورده می کنند. به دست آوردن خوراکی نقش پاداش برای رفتار گریه کردن و جیغ زدن را دارد. اگر این ماجرا باز هم تکرار شود، کودک یاد می گیرد که در صورت گریه کردن و جیغ زدن به خواسته اش می رسد و این رفتار با وجود آزار دهنده بودنش ادامه پیدا می کند.

درباره رفتار قهر کردن همسرتان نیز باید بررسی کرد که چه پاداش هایی برای این رفتار دریافت می کند. چندین احتمال وجود دارد:

- ممکن است قهر کردن وی باعث شود شما خواسته‌هایش را سریع تر و بهتر اجابت کنید.

- ممکن است او به طور معمول از جانب شما توجه و محبت کافی را دریافت نمی کند و از این طریق می تواند توجه و محبت بیشتری دریافت کند.

اگر این نکات درباره شما و همسرتان صدق می کند باید به برطرف کردن آن کمک کنید.
خاموش شدن یک رفتار منفی در صورتی اتفاق می افتد که ارتباط آن رفتار با پاداش هایی که دریافت می کند قطع شود. درباره مثال کودک، اگر والدین بخواهند رفتار جیغ زدن و گریه کردن کودکشان از بین برود، باید برای مدتی گریه های او را تحمل کنند و خواسته های همراه با گریه و جیغ وی را اجابت نکنند. از طرف دیگر در صورت بروز رفتارهای مثبت، تشویق و توجه ویژه نشان دهند. بعد از مدتی این عادت بد، کم کم به سمت خاموشی خواهد رفت.

محبت فراموش نشود!


شما نیز می توانید با حذف پاداش هایی که در پاسخ به قهر همسرتان می دهید به کم شدن رفتار منفی وی کمک کنید.البته این به تنهایی کافی نیست. در مواقع عادی سعی کنید توجه و محبت کافی نسبت به او ابراز کنید تا دیگر دلیلی برای استفاده از روش های منفی باقی نماند.

احتمال دیگری هم که می تواند وجود داشته باشد این است که شاید در رابطه شما مسائل و دلخوری های جزئی زیادی از گذشته به طور حل نشده باقی مانده و کوچک ترین موردی دوباره یادآور مسائل گذشته و دلخوری می شود. اگر فکر می کنید این مسئله درباره شما صدق می کند با همسرتان در شرایط عادی و آرام گفت وگو کنید و مسائل گذشته را بیان و البته حل و فصل کنید.

۱۰ عادتی که شما را از بیخ افسرده می‌کند!

اگر هر روز کاری را انجام دهید که بیزار هستید مطمئن باشید پس از مدتی دچار افسردگی شده و دیگر درآمد ناشی از آن هم شادتان نمی‌کند.







هر کس سرانجام به کسی تبدیل می‌شود که مرتب آن را تمرین کرده است. اگر عادت‌هایی دارید که کمکی به شما نمی‌کنند، پس مضر هستند و به شما صدمه می‌زنند.


به گزارش جام جم، برای این که روزهای خوبتان را براحتی از دست ندهید، این عادت‌های مخرب را بشناسید و از آنها رها شوید:

فقط روی داستان زندگی دیگران متمرکز شدن


درست است که شنیدن حکایت موفقیت‌های دیگران آموزنده است، اما گاهی چنان مجذوب دنیای آنها می‌شوید که داستان خودتان را فراموش می‌کنید و حتی تصور می‌کنید شما نمی‌توانید به چنین موفقیت‌هایی دست پیدا کنید، اما فراموش نکنید این تصور اشتباه است و شما مانند هر انسان دیگر توانایی موفق شدن دارید. بنابراین به داستان زندگی خود توجه کنید و از توانایی‌هایتان برای شاد زندگی کردن بهره‌مند شوید.

به انتظار روز کامل بودن


هرگز تصور نکنید روزی از راه می‌رسد که کامل و بی‌عیب خواهد بود. هیچ لحظه‌ای نمی‌تواند تا این اندازه بی‌نقص باشد. بیشتر مردم به دنبال کمال مطلوب هستند. فرصت عالی، وضع رفاهی عالی و لحظه عالی. از خواب بیدار شوید. به چنین لحظه‌ای نمی‌توان رسید و همه چیز نسبی است. پس با این نوع تفکر اندوه را برای خود نخرید.

فقط برای کسب درآمد کار کردن


کار کردن بدون علاقه درست مانند زندانی شدن در یک چاردیواری است. باید کاری را انتخاب کنید که حتی اگر مشتاق انجام دادنش نیستید لااقل بتوانید کمی به آن علاقه داشته باشید.


اگر هر روز کاری را انجام دهید که بیزار هستید مطمئن باشید پس از مدتی دچار افسردگی شده و دیگر درآمد ناشی از آن هم شادتان نمی‌کند. بنابراین برای این‌که زندگی پر از اندوهی برای خود فراهم نکنید در انتخاب حرفه‌تان دقت کنید.

احساس نفرت داشتن


تاریکی نمی‌تواند تاریکی را از بین ببرد، این کار از عهده روشنایی برمی‌آید. بنابراین نمی‌توان با احساس نفرت داشتن از افراد یا موضوعات آزاردهنده به آرامش رسید. اگر می‌خواهید شاد زندگی کنید موضوعات ناراحت‌کننده را رها و فراموش کنید. اگر به نفرت اجازه دهید عادت وجودتان شود، دیگر از شرش خلاص نمی‌شوید و روزهای زیبای زندگی‌تان را بسادگی از دست می‌دهید.

چسبیدن به ترس‌ها و نگرانی‌ها


هر زمان به گذشته‌تان بنگرید، متوجه می‌شوید بیشتر ترس‌ها و نگرانی‌هایتان بی‌مورد بوده‌اند و هرگز حقیقت پیدا نکرده‌اند. بنابراین با توجه به این موضوع چرا دست از نگرانی‌های بیهوده برنمی‌دارید تا غم و اندوه را از قلب خود بیرون کنید. با این رفتار مسلما فرصت‌های شاد بودن را بی‌سبب از دست می‌دهید. اگرچه نمی‌توان لحظه‌های از دست رفته گذشته را بازیافت، اما می‌توان دست از این عادت مخرب برداشت و زندگی نویی آغاز کرد. از این پس نگرانی‌های بی‌مورد را از خود دور کنید و به لذت‌های زندگی بیندیشید.

توجه دائم به مشکلات


یک روز بد فقط یک روز بد است. بیشتر از این به آن فکر نکنید. مسلما موضوعات مختلفی پیش می‌آید که وضعیت زندگی و کار و فعالیت تان را تحت تاثیر قرار می‌دهد، اما نباید اجازه دهید روی شما اثر منفی بگذارد و مدام ذهنتان را به خود درگیر کند. درست است که باید شکست‌هایتان را به یاد داشته باشید تا بتوانید از آنها درس بگیرید و خطاهایتان را جبران کنید، اما نباید اثر بد آن را به تمام زندگی‌تان تعمیم دهید. هر روز، یک درس و فرصت جدید با خود دارد و اگر شما ذهن‌تان از شکست‌های قبلی پر باشد اجازه ورود این فرصت‌ها به زندگی‌تان داده نمی‌شود. پس دائم و در همه حال به مشکلات‌تان فکر نکنید.

خشنودی‌های زودگذر


در زندگی دو نوع احساس خشنودی وجود دارد: یکی زودگذر و دیگری بادوام. نوع زودگذر آن با مادیات تامین می‌شود، اما خشنودی با دوام، آن نوعی است که با رشد و پرورش صحیح و تدریجی ذهن فرد به وجود می‌آید. بنابراین اگر می‌خواهید همیشه خشنود و راضی باشید به دنبال مادیات نباشید و ذهنتان را با وجود معنویات رشد دهید و به رضایت واقعی دست پیدا کنید.

ایجاد یک تغییر بزرگ در فرصتی کم


اگر می‌خواهید در زندگی‌تان تغییری اساسی ایجاد کنید، باید برایش زمان بگذارید و پیگیر باشید. برخی از افراد تصور می‌کنند باید در زمانی محدود به خواسته‌های بزرگشان برسند و این تصور در آنها تولید اضطراب و ناراحتی می‌کند. بنابراین دست از این عادت اشتباه برداشته و به خودتان زمان لازم بدهید.

ماندن در کنار افراد آزاردهنده


گاهی اوقات اطرافیان‌تان بشدت آزاردهنده هستند و شما را می‌رنجانند. اگر می‌خواهید روزهای خوش زندگی‌تان براحتی از دست نرود تا آنجا که می‌توانید از این افراد فاصله بگیرید. این افراد فقط شما را غمگین می‌کنند.

توجه بیش از حد به ظاهر


ظاهری خوب و مقبول داشتن، خواست همه انسان‌هاست. در واقع مردم با ظاهری آراسته می‌خواهند در دل دیگران جا باز کنند، اما توجه بیش از حد به این مقوله، زندگی را خراب می‌کند و فرد را به اندوه و عذاب می‌کشاند. فراموش نکنید رفتار خوب بیش از ظاهر می‌تواند دیگران را به سمت خود جذب کند. بنابراین بیش از حد به ظاهرتان نپردازید که روز خوش را از شما می‌گیرد.

چرا احساس می کنم خشم به سینه ام فشار می آورد؟





امروزه خشم و عصبانیت چالش های زیادی را در زندگی مردم ایجاد کرده است به نقل از وب سایت درس زندگی مهدی اریافر مشاور خانواده و روابط همسران به نقش خشم و عصبانیت در شکل گیری افسردگی و تشدید ان پرداخته است



چه عاملی باعث شد تا لورا احساس کند، مشتی سنگین بر روی قفسه سینه او فشار می آورد؟
خانم بسیار مهربانی به نام لورا که در ابتدا برای آموزش رفع استرس و افسردگی خود به گروه درس زندگی مراجعه کرده بود، در نخستین جلسه آموزشی اظهار می داشت که : ” آقای مهدی آریافر ، احساس می کنم که عواطفم سوخته است. صبحها از بیدارشدن هراس دارم و بطور غیرمعمول خسته ام و بیشتر از چندین بار در طی روز بدون هیچ دلیل خاصی گریه می کنم. انگار یک مشت سنگین روی سینه ام فشار می آورد. فکر می کنم افسرده باشم و از شما می خواهم که کمکم کنید تا بدانم برای خارج شدن از این وضعیت و بهتر شدن چه باید بکنم؟ “

بعد از اینکه با خانم مهربان بیشتر حرف زدم، متوجه شدم که اودر وضعیت بسیار غم انگیزی قرار دارد. لورا بیشتر وقتش را صرف مراقبت از تنها فرزندش می کرد که با وجود سن کم، از بیماری قلبی رنج می برد لذا مدت زیادی بود که برای خواست ها و نیازهای خود وقت چندانی صرف نکرده بود. او دوست داشت یک کافی شاپ راه اندازی کند، آدم های تازه ای را ببیند، عصرها در جاده تندرستی باشگاه انقلاب پیاده روی کند،با شوهرش به مسافرت برود. اما زندگی اش را بطور کلی وقف دختر خردسالش کرده بود.

به او گفتم: ” مشکل شما افسردگی نیست، مشکل شما این است که ۱۰۰۰ کیلوگرم خشم در وجودتان انباشته شده است، خشم بخاطر شکلی که زندگی تان بخود گرفته است، خشم بخاطر خوب نشدن فرزندتان و بیشتر از همه خشم بخاطر احساس ناراحتی در دادن اجازه به همه چیز که اینطور خراب شود. به همین دلیل حس می کنید که یک مشت سنگین روی سینه شما فشار می آورد. دلتان می خواهد مشتی به چیزی یا کسی بزنید، اما نمی توانید. ما در ابتدا باید خشم شما را مرتفع سازیم. اگر این خشم پنهان را از وجود شما تخلیه کنیم، آنگاه حالتان نیز بهتر خواهد شد و احساس بسیار بهتری خواهید داشت”
در این لحظه لورا نفس راحتی کشید و گفت: ” آقای آریافر، شما درست می گویید،دلم می خواهد همه انرژی ام را با مشت بر سر کسی خالی کنم . متأسفانه من هیچ وقت نتوانستم به کسی بگویم که چه احساسی دارم و در عوض، احساسات خود را پشت ظاهری از مهربانی ام پنهان کرده ام.”

به لورا عرض کردم: ” بسیار خب،در اولین گام برای درمان خشم تان ، اجازه بدهید از اینجا شروع کنیم که همین حالا، شما درباره مشکل بیماری فرزند خود و هرچیز دیگری که در زندگی تان در مسیر عادی خود نیست، برایم بنویسید.”
سپس ۲۰ دقیقه به لورا وقت دادم تا آنچه که در دل دارد و نه در سر را بر روی کاغذ بنویسد و بعد از او خواستم تا آنچه را که نوشته بدون صدای بلند و تکان خوردن زبان و تنها در دلش بخواند و دور کلمات هیجانی نظیر خشمگین، دلگیر، پریشان، ناراحت و … دایره ای بکشد. در ادامه تکنیک هایی را که برای مهار و غلبه بر خشم بسیار موثر است، با یکدیگر بر روی کلمات هیجانی اجرا کردیم و بعد از او خواستم تا آن نوشته را در زباله دان بیاندازد.
این فرآیند بی درنگ دو چیز را بخوبی مشخص کرد، نخست آنکه او توانست در مدت زمانی اندک و به آسانی مطالب زیادی بنویسد، چون احساساتش زیر لایه ای نازک پنهان بودند و بیشتر مایل بود دور موضوعات دایره بکشد تا دور هیجان ها، و این نشان می داد که او ارتباط با جنبه احساسی شخصیتش را تا حد زیادی قطع کرده بود.

سپس به لورا گفتم: ” این خیلی خوب است، اکنون بخانه بروید و تا جلسه بعدی این تمرین را هر روز ۲۰ دقیقه انجام دهید. به این صورت و با کمک یکدیگر، افسردگی شما را همزمان با خشم نهفته در درونتان مهار خواهیم کرد.
خوشبختانه لورا علاوه بر رسیدگی به بیماری فرزندش، اکنون به کمک دوست عزیزم جناب حمیدایروانی عزیز که خود صاحب چندین کسب و کار موفق در داخل و خارج از کشور است و از مشاورین خوب گروه درس زندگی نیز می باشد، کافی شاپ خود را راه اندازی کرده و گاهی وقت ها برای پیاده روی به باشگاه انقلاب می رود. او با شرکت در کارگاههای آموزشی مهارتهای موفقیت در بازی زندگی بخوبی آموخته است که چگونه و با وجود بیماری دختر نازنیش ، برای خود لحظات شاد و لذتبخشی را بسازد.

عوامل موثر در شاد بودن را بشناسید

طبق نظر محققان، روابط خوب تنها عامل مهم در تعیین «شاد» بودن افراد از دیدگاه خودشان است.

افراد شاد افراد سالمی هستند. افراد شاد بیشتر عمر می‌کنند و از زندگی باکیفیت‌تری لذت می‌برند. عملکرد آنها در سطح بالاتری بوده و در جهت سلامت خودشان و دیگران و جامعه از توانایی‌ها، مهارت‌ها و قدرت‌های خودشان بیشترین استفاده را می‌برند.
دکتر مهدی آریافر از مشاورین مطرح خانواده که کارگاهها و سمینارهای آموزشی اش نقش بسزایی در شاد کردن افراد بخصوص خانم های متاهل داشته است می گوید: افراد شاد معمولاً افراد دلسوزتری هستند و درنتیجه به اخلاقیات جامعه فایده بیشتری می‌رسانند. کمتر در معرض ابتلا به افسردگی قرار می‌گیرند و اگر هم این اتفاق برایشان بیفتد، بهتر آن را کنترل کرده و سریعتر بهبود می‌یابند. کمتر دچار اضطراب، استرس و عصبانیت می‌شوند. درنتیجه اینها، کمتر به رفتارهای خشونت‌آمیز و ضداجتماعی مبادرت می‌ورزند. روابط قوی‌تر و بادوام‌تری داشته و درنتیجه سرمایه اجتماعی جامعه را تسهیل می‌کنند.
از دیدگاه مهدی آریافر که در ایران او را بیشتر به عنوان متخصص ترمیم روابط ناشی از خیانت همسران می شناسند، افراد شاد به طور کلی، از نظر اقتصادی، اجتماعی، اخلاقی، معنوی و روانی به جامعه کمک می‌کنند. افراد شاد در مقایسه با افراد ناراحت و افسرده فشار کمتری بر خدمات و سازمان‌های بهداشتی و مراقبتی و رفاه اجتماعی، پلیس و دستگاه قضایی وارد می‌کنند و برای اقتصاد هم مفیدترند. به عبارت دیگر، ساختن سطح بالاتری از شادی و خوشبختی فردی نه تنها برای خود فرد فایده‌رسان خواهد بود، بلکه جامعه سالم‌تر و شادتری نیز خواهد ساخت.
با توجه به این موارد و میزان بالای افسردگی در جوامع امروزی، آیا دلیل بهتری برای جوامع، کشورها و ملت‌ها وجود دارد که به این سوال بیشتر بپردازند: چطور می‌توان محیطی ساخت که به بهترین شکل ممکن شادی شهروندان را فراهم کند؟ اما برای پرداختن به این سوال، لازم است اول به چند سوال بپردازیم: چه عواملی در شادی فرد و درنتیجه آن شادی جامعه دخیل‌اند؟ جامعه چطور می‌تواند محیطی مثبت برای ارتقای شادی فراهم آورد؟
خوشبختانه در دهه اخیر تحقیقات و مطالعات فراوان چیزهای زیادی درمورد شادی به ما یاد داده است. اکثر تحقیقاتی که قبل از آن انجام گرفته بودند، حداقل در دنیای غرب، بر ناهنجاری‌های روانی، عدم کارایی و خصیصه‌های ذاتی تمرکز داشتند - درحالیکه شادی بعد از برآورده شدن نیازهای فیزیکی به غذا، سرپناه و سلامتی، مهمترین هدف زندگی است. خوب، از این تحقیقات چه آموخته‌ایم؟
روابط
دکتر مهشید توانگر روانشناس موفق در حوزه درمان مشکلات ناشی از افسردگی می گوید: تحقیقات مربوط به شادی نشان می‌دهند که روابط بالاترین امتیاز را دارد. در یک تحقیق محققان از افراد مختلف سوال کردند که چه عاملی مهمترین جایگاه را در تعیین شادی افراد خیلی شاد و خوشبخت دارد؟ رمز شاد بودن این افراد «خیلی شاد» چیست؟ پاسخ مشخص است: مهمترین متغیر این بود که افراد «خیلی شاد» روابط اجتماعی خوبی با دیگران دارند. تحقیقات دیگر این را تایید می‌کنند و عنوان می‌کنند که «می‌توان گفت روابط مهمترین عامل در رضایت از زندگی و سلامت احساسی به شمار می‌رود.»
معنویت
دومین عامل مهم در لیست، داشتن حس معنویت است. دکتر محمدامین هادیان زاده متخصص صاحب نام درمان افسردگی می گوید: درواقع، داشتن حس معنویت با داشتن یک زندگی خوب ارتباط دارد. این رابطه بین شادی و داشتن نگرش دیدن تصویر بزرگتر در زندگی، در تحقیقات مختلف که روی جنسیت‌ها، سنین، مذهب‌ها و ملیت‌های مختلف انجام گرفته است، تایید می‌شود. تلاش برای معنویت با داشتن سطح بالاتری از سلامت، به ویژه درمورد تاثیر مثبت و رضایت از زندگی و ازدواج، در ارتباط است. تحقیقات مشخص کرده‌اند که کسانیکه اعتقادات معنوی قوی‌تری دارند شادتر بوده و در برابر افسردگی مقاوم‌تر هستند. به همین ترتیب، به نظر می‌رسد که این افراد با سختی‌های زندگی و بیماری‌های جسمی بهتر کنار می‌آیند.
توانایی‌ها
دکتر مهدی آریافر از مشاورین گروه درس زندگی نیز می گوید: تحقیقاتی که ما بر روی شرکت کنندگان در ورک شاپ های آموزشی خود انجام داده ایم نشان می دهد که وقتی ما از توانایی‌ها، منابع، مهارت‌ها و قدرت‌هایمان استفاده می‌کنیم، با خودٍ واقعی‌مان ارتباط برقرار کرده و حس انرژی و عملکرد بهتر را تجربه می‌کنیم. شناخت و استفاده از توانایی‌های فردی یک عامل تعیین‌کننده در سلامت روانی فرد محسوب می‌شود که درمقابل با عملکرد بهینه جامعه نیز در ارتباط است. یک تحقیق که بروی گروهی از افراد افسرده انجام گرفت مشخص کرد که شناخت توانایی‌های خود و پیدا کردن راهی برای استفاده از آنها، تاثیر بسیار مثبتی بر کاهش افسردگی و تسریع روند بهبودی افراد داشته است.
مهدی آریافر می افزاید : با وجود اینکه جستجوی خوشبختی مسئله‌ای شخصی و یک مسئولیت فردی است اما هر جامعه هم می‌خواهد شهروندان آن عملکرد بهتری داشته باشند، به همین دلیل باید محیطی مناسب فراهم کند که افراد بتوانند در آن شادی و خوشبختی خود را جستجو کند. این ما را به سوال بعدی می‌کشاند: جوامع و دولت‌ها چطور می‌توانند چنین محیطی فراهم کنند؟