مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

مشاوره ازدواج و خانواده کودک و نوجوان

سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده

می دانید در سر مردان چه می گذرد؟؟


**دوصد گفته چون نیم کردار نیست**



سوال : از نظر یک مرد ازدواج یک انتقال و یک گذرگاه بزرگ در زندگی است، هم از نظر ذهنی و هم از نظر رفتاری. تفاوت رفتاری یک مرد مجرد با یک مرد متاهل چیست؟

شک نکنید که ازدواج هر مردی را عوض می‌کند. در غالب موارد، مردی که به تازگی ازدواج کرده مسئولانه‌تر از دوران تجرد رفتار خواهد کرد. به این ترتیب که به کار خود بیشتر اهمیت می‌دهد و برای ارتباطات خود و تاثیرگذاری خود بر دیگران اهمیت بیشتری قائل خواهد شد و در موارد معدودی نیز عصبی و بی طاقت می‌شوند، به طرق مختلف از کوره در می‌روند و مایل هستند اقتدار خود را ثابت کنند. طبق تحقیقات مختلفی که انجام داده ام می‌توانم بگویم بیشتر مردان با وجود آنکه در دوران تاهل محتاطانه تر تصمیم گیری می‌کنند، اما غالبا" در سالهای اول دوران تاهل شاد و با نشاط هستند.


سوال : تفاوت عمدۀ مردان با زنان در اظهار عشق و نشان دادن عواطف و دلبستگی‌هایشان چیست؟
از نظر من دو تفاوت عمده مطرح است:
اول آنکه زنها معمولا" محبت خود را با کلام نشان می‌دهند در حالیکه مردان ترجیح می‌دهند با رفتاربه همسرشان اظهار علاقه کنند. شوهران می‌گویند که آنها با انجام کارهایی مثل تحویل گرفتن لباسها از لباسشویی، شستن و بنزین زدن به ماشین همسرشان ، تمیز کردن و آب دادن حیاط و باغچه‌ها ، ساعتها کار کردن در بیرون از خانه که کاری است سخت و طاقت فرسا و پیشقدم شدن برای روابط زناشویی در حقیقت عشق خود را به همسرشان نشان می‌دهند. برای بسیاری از مردان گفتن جملۀ" دوستت دارم" واقعا" سخت است به همین دلیل با رفتارشان عشق خود را نشان می‌دهند.
دوم آنکه زنان دوست دارند شوهرشان روبرویشان باشد در حالیکه مردان دوست دارند همسرشان در کنارشان باشد. قدم زدن در کنار هم، تماشای فوتبال در کنار همسر، سر میز غذا در کنار هم نشستن و رانندگی در جاده در شرایطی که همسرشان کنار دستشان روی صندلی جلو نشسته باشد همگی لحظات رویایی و مطلوب مردانی است که از حضور همسرشان در کنار خود لذت می‌برند. مردان از به اشتراک گذاشتن فضا و شرایط با همسر خود بیشتر لذت می‌برند تا به اشتراک گذاشتن احساسات.

در سر مردان چه می گذرد؟(قابل توجه خانومها)

سوال: مردان وقتی میل و انگیزۀ روابط زناشویی بوجود می‌آید معمولا" آن را به تعویق می‌اندازند. چه ارتباطی میان روابط زناشویی با احساس مردان وجود دارد؟

واقعیت این است که از هر 5 مورد ازدواج، در 4 مورد مردان خواهان ارتباط بیشتر هستند. یکی از دلایل این مسئله دلیل بیولوژیکی و ماهیت مردانۀ آنهاست. ترشح تستوسترون با میل به ارتباط زناشویی است و در بدن مردان تستوسترون بیشتر از زنان ترشح می‌شود. اما طبق تحقیق VoiceMale (صدای مردان) دلیل اصلی این امر آن است که تقریبا" همۀ مردان روابط زناشویی را مهمترین پدیدۀ ازدواج می‌دانند _ آنها در زندگی زناشویی به روابط زناشویی بهای زیادی می‌دهند. اما در عین حال وقتی حالت میل به رابطه بوجود می‌آید اکثر مردان دوست دارند به این میل بی اعتنایی کنند، بیشتر برای آن برنامه ریزی کنند و با فکر کردن در مورد آن وقت بگذرانند و اگر خیلی ضروری نبود از آن بگذرند.



سوال: شما می‌گویید مردان نیز به اندازۀ زنان مایلند در مورد ارتباط زناشوییشان صریح و بدون خجالت و رودربایستی حرف بزنند، اما روش آنها متفاوت است. این حالت چگونه می‌تواند تغییر یابد و این تضادها به چه دلیل است؟

اگر می‌خواهید شوهرتان در مورد روابط زناشوییتان صحبت کند هرگز چنین سوالاتی را آغاز نکنید، " تو چه احساسی داری؟" یا " حالتهایت را برای من بگو". بلکه بهتر است بگویید: " چی فکر می‌کنی؟" یا " چکار کردی؟" ، به این ترتیب مردها یکراست می‌روند سراغ احساساتشان و در مورد آن حرف خواهند زد اما با واژه‌ها ، زبان و روش خودشان. حقیقت این است که زبان احساسات اکثر مردان، زبان شیوا و روانی نیست.
همچنین مردان همیشه از اینکه پس زده شوند هراسانند و به قضاوت منفی طرف مقابلشان فکر می‌کنند.

سوال : " به چی فکر می‌کردی؟" سوالی است که در اکثر روابط زناشویی همسران از هم می‌پرسند. متداولترین سوء تفاهمات زنانه در مورد شوهرشان و اینکه او به چه چیزی و به چه کسی فکر می‌کند چیست؟

اکثر مردانی که با آنها مصاحبه می‌کردم معترضانه می‌گفتند، این زنها تا دم مرگ از ما می‌خواهند در مورد همه چیز با آنها حرف بزنیم. بعضی مردان می‌گویند بهتر است همیشه با همه چیز موافقت کنند و اصلا" مخالفتی در کار نباشد تا بحثی در نگیرد. آنها تفاوتها را پذیرفته اند. من فکر می‌کنم زنها معتقدند مردان از مشکلات فرار می‌کنند یا از حرف زدن می‌ترسند. اما مردان می‌گویند در روابط زناشویی یک سری از مشکلات هرگز حل نخواهند شد و این تفاوت‌های ماهوی زنانه و مردانه را پذیرفته اند؛ به همین دلیل به امتیازات و نکات مثبت زندگی اشان فکر می‌کنند و ترجیح می‌دهند پیرامون تفاوتها، اختلاف نظرات و اختلاف سلیقه‌ها اصلا" حرف نزنند .

**چشم باز ، ذهن باز**

سوال : زنان چگونه می‌توانند مفهوم حرکات و رفتارهای مردان را دقیقا" بفهمند؟

این موضوع را به خاطر بسپارید که رفتار اکثر مردان حکم کلام را دارد. به جای آنکه صبر کنید تا همسرتان به شما بگوید "دوستت دارم" یا " چقدر زیبا شده ای" ، به دنبال علائمی بگردید که در رفتار اوست و به معنای عشق ورزی و اظهار علاقه است. به کارهای کوچکی که به منظور اظهار عشق برای شما انجام می‌دهد توجه کنید؛ به او بگویید که کارهایی را که برای شما انجام می‌دهد تا بدانید که دوستتان دارد را درک می‌کنید.

همچنین به خاطر داشته باشید که پیشقدم شدن برای روابط زناشویی یکی از راههای اظهار علاقۀ مردان به همسرشان است. البته این تنها راه ابراز علاقه نیست ولی زنان نباید همۀ روابط زناشویی را نتیجۀ خودخواهی شوهرشان بدانند. پیشقدم شدن برای روابط زناشویی مرد را آسیب پذیر می‌کند، چون همیشه نگران است که مبادا همسرش تمایل نشان ندهد یا لذت نبرد. در چنین شرایطی کافی است ابتدا شما تنها با یکی دو حرکت ساده میل و اشتیاق خود را به رابطه با او نشان دهید.

سوال : با توجه به آنکه ارتباطات عاطفی مردان کاملا" متفاوت از زنان است ، موثرترین و بهترین راه ابراز علاقۀ یک زن به شوهرش چیست؟

برای اکثر مردان ابراز احساسات بی پردۀ همسرانشان بسیار شیرین و لذت بخش است. آنها ابراز عشق فیزیکی و کلامی همسرشان را خیلی دوست دارند. فقط فراموش نکنید کهتوقع نداشته باشید او هم مثل شما رفتار کند. با توجه به این تفاوتهای ماهیتی مردانه و زنانه ، هیچ روش خاصی برای اظهار علاقۀ زنان توصیه نمی‌شود. زنها می‌توانند هر طور که راحتند و به هر شکلی که می‌توانند _ از طریق کلام، در آغوش کشیدن، غذای خوشمزه درست کردن یا هر روش دیگری _ عشق خود را به همسرشان نشان دهند.



سوال : شما گفتید هر ازدواج 4 مرحله دارد : ماه عسل، خانواده، خلاء ، بلوغ زندگی. تفاوت عمده و مهم رفتار زنان و مردان در هر یک از این مراحل چیست و برای آنکه زنان بتوانند همیشه مردان را مشتاق و علاقمند مثل مرحلۀ اول نگه دارند چه توصیه ای دارید؟

قبل از هر چیز باید بگویم، مطمئن باشید اکثر مردان در هر 4 مرحلۀ زندگی مشتاق و علاقمند به زندگی هستند. در تحقیقی که انجام دادم (VoiceMale) ، به این نتیجه رسیدم که در همۀ مراحل ازدواج، بیش از نیمی از مردان از زندگی مشترک و بودن در کنار همسرشان راضی هستند.

وقتی مردان ناراضی باشند، در همۀ مراحل ازدواج ناراضی خواهند بود و این نارضایتی را با کناره گیری از همسر (هم جسمی و هم احساسی) و گاه با سعی در برقراری ارتباطات نامشروع در خارج از خانه نشان می‌دهند. بهترین راه برای مقابله با این مشکل این است که از مرد بخواهید صادقانه و شفاف ناراحتی خود را ابراز کند _ به هر روشی که مایل است _ و مشکل خود را مطرح کند. اگر کار به جایی رسید که دیگر نمی‌توانستید دور شدن او از خودتان را تحمل کنید، آنگاه از او بخواهید که باهم نزد مشاور بروید.

و در آخر....

سوال : توصیۀ شما برای زنانی که می‌خواهند شوهرشان را خوشحال و متعهد نگه دارند و او را از ازدواجی که کرده است راضی نگه دارند چیست؟


به نظر من زن وظیفه ندارد شوهرش را متعهد و شاد نگه دارد ولی باور دارم که مرد‌ها مایلند همسرشان با آنها رفاقت و دوستی کند، کسی که بتوانند روی او حساب کنند کسی که بتوانند به او اطمینان کنند؛ به قول یکی از مردانی که با او مصاحبه می‌کردم، کسی که هوای آنها را داشته باشد و پشتیبان آنها باشد. همچنین آنها کسی را می‌خواهند که با آنها مشارکت و همراهی کند؛در جستجوی راهی باشد که از وجود هم بیشتر لذت ببرند و روابط خود را با شوهرانتان بر اساس خصائل نیکو، همراهی، درک متقابل، عشق ورزی و محبت بنا نهید.

بکار بردن سخنان زشت در میان افراد جامعه

خوب دیدم این مطلب رو قرار بدم...
به خودم که خیلی کمک کرد...
عادی شدن شلختگی بیان و بی پروایی در استفاده از الفاظ رکیک در جامعه، پدیده خطرناکی است. روی صندلی واگن مترو نشسته اید. دختری گوشی حجیم تلفن همراهش را به گوش اش چسبانده و با کسی آن سوی خط صحبت می کند. از کلماتی که رد و بدل می شود می توان فهمید که رابطه ای عاطفی میان این طرف و آن سوی خط برقرار است اما واژه هایی که از زبان دختر شنیده می شود آن هم با صدای نسبتا بلند، شرم آور است. ناجورتر این که او این واژه ها را در کمال خونسردی و مثلا از سر عاشقی به طرف مقابل خود نثار می کند.
معضل شلختگی بیانی و رواج ولنگاری زبانی وقتی جدی تر می شود که پای خانواده ها و مخصوصا همسر و فرزند نیز به میان کشیده می شود. مرد یا زنی که در خانه از کلمات زشت و شرم آور استفاده می کند ناخوداگاه به فرزندان خود آموزش بددهنی و عدم کنترل تکانه و خشم را یاد می دهد. کودکانی که قرار است به جای الگوگیری صحیح از والدین خود و به ارث بردن زبان اصیل و زیبای فارسی به آیندگان، مشتی الفاظ زشت را یدک بکشند. این می شود که در مدارس می بینیم دوستان و همسالان به جای صدا زدن محترمانه یکدیگر از القاب نازیبا استفاده می کنند و حتی به کاربردن آن را مایه افتخار خود می دانند.
در دین ما توصیه شده که با الفاظ زیبا یکدیگر را صدا بزنیداما امروز با تأسف تمام می بینیم فرهنگ عمومی ما فاصله زیادی با آن آرمان ها و آموزه ها دارد. پرسش اصلی این مطلب این است که وقتی همسر من مرا با کلماتی زشت مورد خطاب قرار می دهد یا هنگام پرخاشگری قادر به کنترل خود وکلماتی که به زبان می آورد نیست باید چه کنم؟ این سوالی است که بسیاری از افراد مبتلا به این معضل با آن درگیرند. در این جا چند نکته در رابطه با نوع مواجهه با این مسأله و راههای مقابله با این عادت ناپسند را بیان می کنیم.
وقتی بددهانی شرط پذیرش در جمع همسالان می شود
کسی که در شرایط مختلف زندگی اش از الفاظ رکیک استفاده می کند ذاتا و به صورت ارثی فرد بد دهنی نیست، بلکه بددهنی را از جامعه و محیطی که در آن قرار گرفته است یاد می گیرد و می توان گفت حالتی اکتسابی دارد. بنابراین جای امیدواری است که همسر فرد آزار دیده از این عادت، بتواند با به کارگیری راهکارهایی موثر در ترک رفتار ناپسند همسر خود تلاش کند. دوران کودکی و محیط خانواده پدری فرد بددهن در شکل گیری عادت بددهنی بسیار تأثیر گذار است. مادری که در قبال رفتار اشتباه فرزندش با دشنام دادن و صدا زدن او با القاب زشت کودکش را مورد خطاب قرار می دهد، نباید انتظار داشته باشد که فرزند او بعدها همین رفتار را در قبال کودک خود انجام ندهد. گاهی این رفتار زشت توسط گروه همسالان و دوستان فرد به او منتقل می شود. یکی از معضلاتی که قرار گرفتن در شبکه دوستان ناسالم به دنبال می آورد، عادت دادن فرد به استفاده از عبارات ناپسند است. چنین فردی گاهی برای آن که در جمع دوستان خود هم چنان مورد پذیرش واقع شود مجبور می شود از این الفاظ استفاده کرده تا دوستی او با دیگران پایدار بماند.
مطمئنا در زندگی شخصی شما لحظاتی هست که همسرتان با الفاظ زیبا سخن می گوید. چنین لحظاتی را شناسایی کرده و آن کلمات را مورد تشویق قرار دهید.
فرد بد دهان دنبال امتیاز گیری است امتیاز نابجا ندهید
فرد بد دهان با بی ادبی و فحاشی کردن خود در پی کسب امتیاز است. این امتیاز شامل ترساندن دیگران و خود را محق جلوه دادن است، یعنی با به کار بردن الفاظ رکیک سعی در ایجاد هراس کرده و فرد مقابل را به عملی که مورد نظرش است، وادار و مجبور کند. گاهی فرد بددهن با رفتار زشت خود احساس بزرگ شدن یا کسب قدرت می کند. بنابراین لازم است همسر فرد بددهن بداند همسر وی با به کار بردن الفاظ رکیک به دنبال کسب چه امتیازی است؟ آن مزایا را شناسایی کرده و جلوی امتیاز های گرفته شده را بگیرد. به طور مثال اگر همسرتان با الفاظ زشت قصد دارد شما را وادار به انجام کاری بکند که به نظر شما صحیح نیست به خود هراس راه ندهید، چرا که همین هراس شما برای او یک امتیاز محسوب می شود.
نقاط روشن شخصیت همسرتان را به او بگویید
مطمئنا در زندگی شخصی شما لحظاتی هست که همسرتان با الفاظ زیبا سخن می گوید. چنین لحظاتی را شناسایی کرده و آن کلمات را مورد تشویق قرار دهید. تشویق فقط برای کودکان موثر نیست، بلکه در بزرگسالان هم معجزه می کند. گاهی همسران با توجه بیش از اندازه بر روی رفتار ناپسند همسرشان و عدم توجه به نکات مثبت و رفتارهای پسندیده وی به گسترش و شیوع رفتار بد همسر خود دامن می زنند. هنگام تشویق کردن رفتار زیبای همسرتان وی متوجه می شود که بد دهنی اش موجب آزار و رنجش شدید شما و اطرافیان می شود و به مرور زمان مقایسه او با رفتارهای شایسته اش درجه و شدت بد دهنی او را کاهش می دهد.
کنترل بر تکانه های شخصیتی را از خود شروع کنم
نگاهی به شخصیت درونی خود بیندازید. ببینید شما خودتان تا چه اندازه در استفاده از کلمات زشت پرهیز می کنید. گاهی اوقات همسر فرد بد دهان در قبال بد دهنی همسر خود نیز مقابله به مثل می کند و از الفاظ نازیبا استفاده می کند. نتیجه آن می شود که این عادت زشت هم چنان بر جای خود پا برجا می ماند و حتی روند رو به افزایش را نشان می دهد. اگر احساس می کنید خودتان کنترلی بر تکانه های شخصی تان ندارید ابتدا بهتر است این رفتار را در خود اصلاح کرده و سپس به فکر حذف این عادت در همسرتان باشید.
چرا بعضی ها کلمات رکیک را نشانه صمیمیت می دانند؟
رفت و آمدهای خانوادگی و دوستانه با افرادی که خود از الفاظ زشت استفاده می کنند به تکرار بد دهنی و عادت زشت در همسرتان کمک می کند. وقتی در جمع خانواده ای حتی برای شوخی و مزاح هم که شده از لغتی زشت استفاده می شود کم کم قبح آن کلمه از بین می رود و نه تنها بزرگان آن جمع بلکه کودکان هم از آن کلمه به عنوان یک هنجار یاد می کنند. پس تا جایی که امکان دارد رفت و آمدتان را با خانواده و دوستانی که به کار بردن لغات زشت را امری طبیعی می دانند کم کنید. یادمان باشد استفاده از کلمات رکیک به وجود ما شخصیت نمی بخشد، بلکه ما را در نظر دیگران فردی بی سواد و بی فرهنگ جلوه می دهد. گرچه برخی بر این باورند که ما اگر از این کلمات استفاده نکنیم با دوستان خود احساس صمیمیت نمی کنیم، اما مطمئنا این شیوه رفتاری به مرور زمان شخصیت مان را در نظر دیگران کوچک و حقیر جلوه خواهد داد.

شش کار غلط که در اول ارتباط مرتکب می شویم

شش اشتباه بزرگ که در ابتدای روابط مرتکب میشویم

سوالات کافی نمیپرسیم


ما چنان به دنبال این هستیم که باید کسی را دوست داشته باشیم که وقت کافی برای پرداختن به این که چرا نباید او را دوست داشته باشیم پیدا نمیکنیم .


نشانه های هشدار که حاکی از مشکلات بالقوه است را نادیده میگیریم


روابط یک شبه از هم نمیپاشد .ماهها و سالها تیرگی و وخامت انباشته شده لازم است تا عشق نهایتاً بمیرد .



سازشکاریهای ناپخته و زود هنگام مرتکب میشویم


خطر سازش عجولانه و زود هنگام در این است که حس خود باوری تان را در همان ابتدای رابطه از دست میدهید و آن را با احساس تفاهم قلابی جایگزین میکنید .و همینطور وقتی برای اجتناب از درگیری و برخورد سازش میکنید مرتکب اشتباه شده اید



تسلیم کوری شهوانی میشویم


وقتی که دیگران را با شهوت میبینید کسانی را جذب میکنید که با شما صرفاً کنار می آیند .

گول مادیات را میخوریم


وقتی همسرتان را صرفاً بر اساس مادیات و نه بر اساس معنویات انتخاب میکنید ، به رابطه ای نادرست وارد میشوید .



تعهد را بر تفاهم مقدم میداریم

احتمال این که مرتکب اشتباه آخر بشوید زمانی زیاد میشود که :

بیشتر تمایل به متاهل بودن دارید تا مجرد بودن

از خواستگاریها خسته شده و خواستار سامان گرفتن هستید

هنگامی که بچه بودید شما را دوست نداشتند

برای ازدواج تحت فشارید

زن هستید و فکر می کنید بزودی امکان باروری شما از بین میرود

شدیدا نیازمند احساس دوست داشته شدن هستید

در هر کسی براحتی چیزی برای دوست داشتن او پیدا میکنید

یک راه حل ساده برای اشتی کردن!

مناسب ترین شیوه برای آشتی کردن و پایان دادن به مشاجره های زناشویی استفاده از روش دیالکتیک است. پیش فرض این روش آن است که یک فکر یا یک جمله هم می تواند هم درست باشد و هم غلط. به کار بردن قیدهای احتمالی مانند گاهی، برخی اوقات و... در این روش بسیار دیده می شود و از قیدهای مطلق مثل همیشه، هیچ وقت پرهیز می شود. در روش دیالکتیک، مطلق اندیشی و باید و نباید ها وجود ندارد. در دل این شیوه همدلی وجود دارد و احترام به تفاوت های فردی در آن نهفته است. این روش به ما می گوید همسر ما حتی بعد از دعوا هم انسان بدی نیست و مسلما دارای برخی ویژگی های مثبتی است که باعث برتری او نسبت به دیگران در انتخاب مان شده که می توان با تکیه روی آن خصوصیات پیشقدم آشتی کردن شد. مثلا اگر زوجی در باره مسئله پیش پا افتاده ای مثل اینکه عید امسال اول باید به خانه کدامیک از والدین بروند مشاجره کنند، به راحتی با این دیدگاه می توانند مسئله را حل کنند. مثلا عید امسال اول به منزل خانواده تو می رویم و عید سال آینده به دیدن خانواده من می رویم. رفتار غیرعادی و عجیب

این قضیه که شما بپذیرید بحث و دعوا نیز بخشی از روابط شما با همسرتان را تشکیل می دهد، بسیار مهم است. همه ما در زمان و مکان های مختلف ممکن است رفتارهای متفاوتی از خود بروز دهیم. اما وقتی به نظر می رسد، بحث و دعوا جز این که باعث انزجار و لطمه دیدن احساس شده و به رابطه سالم صدمه وارد می کند، فایده دیگری ندارد باید آن را متوقف کنیم. اولین گام به سوی این هدف، این است که بفهمید واقعاً سر چه چیزی در حال بحث کردن با یکدیگر هستید و دیدگاه متضادتان را تعادل ببخشید. بعد از آن شما می توانید تکنیک های زیر را به کار ببندید. اجرای بعضی از این تکنیک ها را باید خود به تنهایی بر عهده بگیرید و در بعضی دیگر، همکاری همسرتان نیز ضروری به نظر می رسد. خودآگاه باشید

خودآگاهی و مسئولیت پذیری، اولین گام برای اجتناب از تضادها است. تقریباً غیرممکن است که شما بتوانید همسرتان را بدون تغییر رفتار خود تغییر دهید. اما اگر رفتار خودتان را تغییر دهید، در اکثر اوقات واکنش رفتاری او نیز متفاوت خواهد بود. وانمود کنید که بهترین هستید:

اگر بی جهت لجبازی نکرده و کج خلق نباشید، به همسرتان حس خوبی را منتقل می کنید و او در بی نظیر بودن شما شکی نخواهد کرد. وجدان خود را در نظر بگیرید:

در حال جر و بحث هستید، چون شما حاضر نیستید عذرخواهی کنید. مصالحه کنید یا ببخشایید. مطمئن شوید که به دعوا فقط برای این که غرور خود را نشکنید، ادامه نمی دهید. در مورد این که آیا شما تحت تأثیر عوامل دیگری قرار گرفته اید یا نه؟ فکر کنید:

نیروی عوامل و شرایط خارجی به هیچ وجه تخمین زدنی نیست. آیا شما خسته اید؟ در مورد چیزی نگرانید؟ یا از موضوعی ناراحت هستید؟ بچگی نکنید:

آیا شما تمایل دارید، مثل یک بچه بد عنق، بهانه گیر و لجباز باشید؟ یا مانند یک والد انتقادگر دائماً منت بگذارید، انتقاد کرده و یا سرزنش نمایید؟ یک فرد بزرگسال، آرام است، روی مسائل تمرکز می کند، گوش می دهد و مذاکره می کند. احساسات خود را کنترل کنید:

همسر شما نمی تواند به شما القاء کند که چه احساسی داشته باشید. احساسات شما تحت نظارت و کنترل خود شما است. اگر عصبانی هستید بگویید: من عصبانی ام به این علت که ... نه این که فقط بگویید: تو مرا عصبانی کردی. بهبودسازی روابط

داشتن ارتباطات مناسب برای برقراری آرامشی دوباره، بسیار حیاتی و مهم است. اغلب دعواهایی که مرتب تکرار می شوند، فقط به این دلیل است که یکی از همسران یا هر دوی آنها، احساس می کنند طرف مقابل حرف هایش را نمی شنود و یا به آن اعتنا نمی کند. تکنیک های زیر ضمن این که شانس مورد توجه قرار گرفتن شما را توسط همسرتان، افزایش می دهند، به شما نیز کمک می کنند به همسرتان نشان دهید، به او توجه دارید و به حرف هایش اهمیت می دهید. گوش کنید:

این مهمترین بخش برای داشتن ارتباطی خوب و مناسب است. به حرف های همسر خود بدون حدس و گمان و قضاوت، گوش دهید. کنکاش کنید:

سؤالاتی بپرسید برای این که مطمئن شوید، منظور حرف های همسر خود را به درستی فهمیده اید. توضیح دهید:

این نوع دیگری از کنکاش است. برای این که در جهت درک دیدگاهتان، به همسر خود اطلاعات بیشتری بدهید، آماده باشید. توقع نداشته باشید که او ذهن شما را بخواند. تأکید کنید:

خود را به جای همسرتان قرار دهید. حدس بزنید که او چه احساسی دارد و بگذارید او بفهمد که شما به او توجه دارید. مثلاً بگویید: «می دانم که الآن چقدر ناراحت هستی؟» به طور گویا بیان کنید:

بگویید، منظورتان چیست و آنچه می گویید چه معنایی دارد. واضح و آشکار سخن بگویید و نکته گویی کنید. لبخند بزنید:

شاید ذکر این راهکار در حین دعوا عجیب به نظر برسد. اما شوخی کردن و لبخند زدن راهکار بسیار نیرومندی جهت توقف و پرت شدن مسیر دعوا است. خشم خود را کنترل کنید:

عصبانیت نیز نیرویی است که به ما کمک می کند تا بتوانیم به خواسته های خود برسیم. اما اگر عصبانیتتان به حدی است که از بحثی اصولی و عاقلانه جلوگیری می کند، سعی کنید بحث خود را متوقف کرده و از راهکارهای زیر استفاده کنید. تکنیک های برقرارسازی ارتباط

از بزرگترها جهت پادرمیانی کمک بگیرید:

می توانید برای جلوگیری از ادامه دعوا از کسی که با شما همفکر است جهت پادرمیانی کمک بگیرید. شما تعجب خواهید کرد که ادب و منطق با هم چقدر مؤثر واقع می شوند. واژه های مناسب به کار ببرید:

قبول کنید، کلماتی که در زمان بحث و زمانی که هر دوی شما بیش از حد احساساتی هستید به کار می برید، بسیار مهم اند. منطقی باشید:

سعی کنید تکنیک های حل مسله را فرا بگیرید تا بتوانید مشکل خود را به طور منطقی حل کنید. مخالفت طرف مقابلتان را بپذیرید:

گاهی اوقات این راهکار آسان تر است. همه دعواها نیاز به برنده و بازنده ندارد. به صورتی مؤثر و ثمربخش بحث کنید:

سعی کنید در هر مکان و هر زمانی این راهکار را به یاد داشته باشید. هر بحثی اگر نتیجه ای داشته باشد که توسط همسران مورد توجه قرار گیرد، راهکاری است برای جلوگیری از وقوع بحثی مشابه.
نوبت حرف زدن را رعایت کنید:

به طرف مقابلتان نیز فرصت برای حرف زدن بدهید و نوبت خود را حفظ کنید. در این صورت است که بحث تا بهبود روابط ادامه می یابد.

با شکست عشقی چگونه کنار بیاییم؟





تحقیقات روانشناسی نشان میدهد که واکنش احساسی به برهم خوردن یک رابطه عشقی بسیار شبیه به واکنش به فقدان های بسیار بزرگتر و غم انگیزتر مثل مرگ یکی از عزیزان یا تشخیص یک بیماری خطرناک می باشد.
در زیر به واکنش های احساسی متداول به برهم خوردن یک رابطه عاشقانه اشاره می کنیم:


انکار:
باور و قبول کردن اینکه رابطه تان تمان شده است، خیلی سخت است. خیلی دردناک است که ببینید رابطه تان برای طرفتان که آنقدر دوستش داشتید و به او اعتماد داشتید، دیگر ارزش و اهمیتی ندارد.


ناامیدی و غم:

احساس تنهایی و ناراحتی کردن، گریه کردن زیاد همه کارهایی طبیعی هستند. ممکن است نیاز بسیار شدیدی به برقراری ارتباط با شریک عشقی سابقتان احساس کنید. زمان های خاص در طول روز مثل صبح ها که از خواب بیدار می شوید، خیلی سخت خواهند بود.



ترس:

تصور کردن زندگی بدون شریک عشقیتان وحشت آور خواهد بود. ممکن است واهمه داشته باشید که دیگر نتوانید عشقی برای خود بیابید و باز احساس خوشبختی کنید.


عصبانیت:

خشم و عصبانیت دربرابر شریک عشقی گذشته که این درد و رنج را برایتان فراهم کرده است یک واکنش احساسی دیگر است.

مقصر کردن خود و احساس گناه:

ممکن است به این فکر بیفتید که چه کار شما باعث برهم خوردن رابطه شده است و تلاش کنید که از شریک عشقی سابقتان فرصتی دوباره تقاضا کنید. اگر این شما بوده باشید که رابطه را خاتمه داده است، ممکن است از ناراحت و غصه دار کردن طرفتان احساس گناه کنید.


حسادت:

ممکن است از تصور بودن شریک عشقی سابقتان با شخصی جدید بترسید و احساس حسادت کنید.


سر در گمی:

بدون کسی که آنقدر دوستش داشتید، زندگی بی معنی و عجیب به نظر می آید. ممکن است از خودتان بپرسید که کی هستید و زندگیتان بدون او چه معنا و مفهومی دارد
.

آسودگی:

ممکن است تاحدودی از احساسات منفی مربوط به رابطه که درنتیجه دعواها، ناامنی ها و یا خستگی ایجاد می شده، احساس فراغت و آسودگی کنید.



آیا خوب می شوم؟

اگر رابطه تان به تازگی برهم خورده است، ممکن است با خودتان فکر کنید که کی بهتر می شوید. کلیشه "گذر زمان همه زخم ها را التیام می دهد" در این رابطه واقعاً کاربرد دارد. بااینکه روند این جریان ممکن است طولانی و سخت به نظر بیاید، احساسات دردناک فقدان از دست دادن یک رابطه عشقی با گذر زمان از بین می رود. اما، هر چیزی که روند فراموشی را مختل کند، مثل دیدن دوباره شریک عشقی گذشته یا امید داشتن به برقراری مجدد رابطه، جرقه احساسات را دوباره روشن می کند. برای فراموش کردن این درد باید قبول کنید که رابطه تان از دست رفته است و هیچ راهی برای دست یافتن به دلایل بر هم خوردن آن وجود ندارد.

برای بعضی ها یک اتفاق پایانی (مثل بی محلی از طرف عشق قدیمی در زمان نیاز یا یک بحث و دعوای شدید) به فراموش کردن رابطه کمک می کند.


هیچ راه فراری برای تجربه نکردن آن درد احساسی بعد از برهم خوردن رابطه وجود ندارد. احساسات شما نشاندهنده اهمیت طرفتان در زندگی شما و توانایی خودتان در ایجاد صمیمیت با کسی و عشق ورزیدن است. اما کارهایی هست که می توانید برای مراقبت از خودتان و آسانتر کردن این ناراحتی در طول این مدت انجام دهید:


از دوستان و خانواده کمک بگیرید. حمایت اجتماعی یکی از مهمترین فاکتورها در کنار آمدن بااین فقدان است. از دوستان و افرادی که به حرفهایتان گوش می دهند و به شما برای ادامه زندگی انگیزه می دهند کمک بگیرید. گذراندن وقت با دیگران ممکن است که در ابتدای کار برایتان دشوار باشد اما کمکتان میکند بفهمید که کسان دیگری هم در زندگیتان هستند که نگران شما هستند و حمایتتان میکنند
.

به دنبال راه هایی برای خاتمه دادن به رابطه باشید. ارتباط مداوم با شریک عشقی سابق باعث می شود که التیام یافتنتان به تاخیر بیفتد و به حس عزت نفستان هم لطمه بخورد. وقتی ارتباط با او شدیداً ناراحت و غمگینان می کند از دیگران کمک بگیرید. نوشتن نامه خداحافظی، برگرداندن یادبودها، و گذاشتن همه عکس ها و نامه ها و همه یادبودهای رابطه قبلی در یک جعبه مجزا می تواند به پیشرفت روند فراموش کردن شما کمک کند.


برنامه روزانه داشته باشید. سازمان دهی کردن زمانتان و داشتن برنامه می تواند به کم کردن فشار روحی شما کمک کرده و فکرتان را از عشق قدیمی به مسائل دیگر زندگی معطوف کند. باید سعی کنید انرژی ذهنیتان را به انجام کارها و پروژه های دیگر هدایت کنید.


در زندگیتان تغییر ایجاد کنید و به طرز خلاقی ابراز احساس کنید. علایق، فعالیت ها و رابطه های جدیدی در زندگیتان ایجاد کنید. دکوراسیون محل زندگیتان را تغییر دهید. کارهایی انجام دهید که شما را یاد عشق قدیمیتان نیندازد. برنامه های جدید با دوستان و خانواده برای تعطیلات بگذارید. در فعالیت هایی شرکت کنید که به بهبودی شما کمک می کند و توزانی دوباره به زندگیتان می بخشد مثل کارهای هنری، شعر و موسیقی.

نزد مشاور بروید. می توانید نزد یک مشاور روانشناس بروید و درمورد احساساتتان با او صحبت و دردودل کنید