سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
سایت تخصصی مشاوره روانشناسی و روانپزشکی با هزاران مطلب مفیدو آموزنده
بر
اثر تحلیل رفتن قوای جسمانی و ذهنی سالخوردگان، تنوع و کثرت مسایل در
سالخوردگی امری کاملاً طبیعی به نظر میرسد. از این رو، شاید هیچ دورهای
از زندگی مانند سالخوردگی پر مسأله و نگران کننده نباشد، به همین دلیل،
سالخوردگان برای سالم زیستن، به سازگاری فراوانی نیاز دارند و صد البته
نیازمند توجه و مراقبت بیشتری از جانب فرزندان نیز هستند.
والدین پیر در خانهی فرزندان
سالمندی
و پیر شدن و با روزگار ضعف هم آغوش گردیدن، یک جریان طبیعی و عمومی در
نظام آفرینش است. انسان نیز خواه ناخواه زندگی را از دوران کودکی و
ناتوانی آغاز کرده، مرحله جوانی و قدرتمندی را پشت سر می گذارد و به تدریج
با سختی های روزگار پیری و سالمندی دست به گریبان می شود. بر اثر تحلیل
رفتن قوای جسمانی و ذهنی سالخوردگان، تنوع و کثرت مسایل در سالخوردگی امری
کاملاً طبیعی به نظر میرسد.از این رو، شاید هیچ
دورهای از زندگی مانند سالخوردگی پر مسأله و نگران کننده نباشد، به همین
دلیل، سالخوردگان برای سالم زیستن، به سازگاری فراوانی نیاز دارند و صد
البته نیازمند توجه و مراقبت بیشتری از جانب فرزندان نیز هستند.لذا
با توجه به ماشینی شدن زندگی امروزی و افزایش مشغله های فرزندان
سالمندان، مشاهده می شود که برخی از فرزندان ترجیح می دهند که والدین خود
را درمنزل خود نگهداری کنند تا امکان توجه و رسیدگی به آنها بیشتر گردد.
برای مثال ممکن است زمانی فرا برسد که شما از والدین پیرتان دعوت کنید که
با هم زندگی کنید. هر چند این تصمیم ممکن است خیلی کارایی خوبی داشته باشد
اما می تواند برای هر یک از افراد خانواده توام با استرس باشد.
لذا برای به حداقل رساندن این استرسها توصیه می شود که:
**درباره
تمام چیزها به طور کامل و جامع صحبت کنید. احتمالا والدین شما عادت کرده
اند که به طور مستقل در منزل شخصی شان زندگی کنند و ممکن است آماده شدن و
هماهنگی برای زندگی زیر یک سقف مشترک با افرادی که توقعات و کارهای روزمره
خودشان را دارند دشوار باشد.
**قبل
از جابجایی آنها درباره تمام مشکلاتی که احتمال می دهید بروز کند با هم
حرف بزنید، یک فضای احترام متقابل ایجاد کنید و سعی کنید به یک مصالحه دست
یابید که برای تمام اعضای خانواده قابل استفاده و کارایی باشد.
**با
ادب و نزاکت کامل قوانین خانه را به طور کاملا شفاف مقرر کنید و بر روی
مسئولیتهای هر کس و محدودیت هایش در منزل توافق کنید. هر خانواده ای هویت
خودش را دارد و اضافه کردن والدین پیر به این مجموعه گاهی اوقات باعث به
هم ریختن هماهنگی خانواده به طور کلی می شود حتی اگر در این کار حساسیت و
مراقبت بسیار زیادی به خرج دهید.
**چنانچه هنوز فرزندانتان با شما زندگی می کنند و راهی خانه بخت نشده اند،
آنها را هم در نظر بگیرید. هنگامی که پدربزرگ و مادربزرگ به خانواده
اضافه می شوند ممکن است هماهنگ شدن با شرایط جدید برای فرزندان و جوانان
دشوارتر باشد پس بهتر است برای هر یک از اعضای خانواده محدودیتها و
قوانینی که بتواند در عین حال با آنها کارهایش را انجام دهد مقرر کنید.
لازم است که فرزندانتان نسبت به پدر و مادربزرگشان با ملاحظه باشند.
**اطمینان
حاصل کنید که هر یک از اعضای خانه آزادی و فضای شخصی خود را دارند. این
می تواند شامل افزودن یک سوییت مجزا به منزل تان،نصب یک دستشویی اضافی و
یا حتی بازچیدن مجدد منزل تان باشد. هر چند والدین تان دیگر در منزل شخصی
شان زندگی نمی کنند اما هنوز هم آنها خواهان فضایی برای خودشان و داشتن
مقداری ساعات شخصی و خصوصی هستند.
**مشخص کنید که هر چیزی باید کجا باشد. ممکن است عادی و غیر مهم به نظر
برسد اما این طور نیست. والدین تان به وسیله اسباب اثاثیه و اموال و
دارایی هایشان طی سالها احاطه شده اند. شاید لازم باشد چیزهایی فروخته
شود، به اقوام داده شود و یا در انباری نگهداری شود.
**یک
بودجه تنظیم و تدبیر کنید. آیا والدین تان با بخشی از حقوق بازنشستگی شان
در مخارج زندگی سهیم هستند یا شما باید تمام هزینه ها را بپردازید. **هرگز از پیش فرض به ویژه در مسایل مالی استفاده نکنید. درباره موقعیت و شرایط دروقت مناسبش بحث کنید.
اگر
والدین علاقمند به انجام کارهای منزل هستند و توانایی اش را دارند به
انها اجازه این کار را بدهید خیلی از بزرگترها ارزش و اعتبارشان را به
مفید بودن شان گره می زنند و چنانچه تمام یا بخش مهمی از وظایف روزمره شان
توسط یک نفر دیگر انجام شود به لحاظ عاطفی و روانی صدمه می بینند.
**والدین تان را تشویق کنید که استقلال شان را حفظ کنند و فعال بمانند. این کار می تواند باعث سلامت جسمانی و روانی تان شود.
**صبور باشید. هماهمنگ شدن با شرایط جدید برای اعضای خانواده کمی وقت گیر است.
هشدارها و نکات
**سعی
کنید برنامه های مرتب گفتگوی خانوادگی داشته باشید که هر کس بتواند
درباره مسایل و مشکلاتش و یا مشکلات احتمالی با دیگران حرف بزند. گاهی
اوقات ساده تر است که درباره موضوعات دشوار وقتی که همه حضور دارند و در
یک فضای گفتگو حرف بزنند.
**اگر
والدین تان مشکلات جسمانی دارند یک سیستم تماس اورژانسی درست کنید و
مطمئن شوید که همه اعضای خانواده با ان آشنا هستند. این سیستم می تواند یک
زنگ اضطراری در حمام، دستشویی و یا اتاق خواب باشد و یا یک دستگاه تلفن
موبایل ویا یک سیستم پیجر باشد.
**
ملاحظات ایمنی برای بچه ها و کم سن ترها را هم در نظر بگیرید. مطمئن شوید
که والدینتان بچه ها را با داروها و بطریهای غیر امن برای بچه ها تنها
نمی گذارند. همچنین مطمئن باشید که بچه ها اسباب بازی ها را روی پله ها و
یا در مسیر رفت و آمد سالمندتان رها نمی کنند.
مراقبت
از افراد مسن مستلزم صرف وقت و انرژی زیاد است لازم است زمان کافی برای
خودتان و همسر و فرزندانتان هم اختصاص دهید. اگر حس می کنید که در
مسئولیتهای خانوادگی غرق شده اید برای کمک گرفتن از یک نفر و یا یک گردش
یک روزه برنامه ریزی کنید.
مشاور
یکشنبه 3 بهمن 1395 ساعت 14:56

در
فرهنگ ملی و دینی ایران تاکیدی زیادی بر تکریم سالمندان شده است. اما
آنچه که مسلم است نگهداری و تکریم سالمندان به این سادگی ها هم نیست که
اگر امری ساده و پیش پا افتاده بود تا این حد در دین اسلام به آن توجه نمی
شد و مورد تاکید قرار نمی گرفت................
وَ قضی رَبُّکَ الّا تَعبُدوا اِلّا اِیّاهُ وَ بِالوالِدَینِ اِحساناً اِمّا یَبلُغَنَّ عِندَکَ الکِبَرَ اَحَدُهُما
اَو کِلاهُما فَلاتَقُل لَهُما اُفٍّ وَ لا تَنهَرهُما وَ قُل لَهُما قَولاً کَریماً
حکم پروردگار تو اینست که مردم جز خدای یگانه هیچکس و هیچ چیز را نپرستند ،
و نسبت به والدین خود نیکوکار و محسن باشند ، و اگر هر دو یا یکی از آنها
پیر و سالخورده شدند از زحمت نگاهداری و حمایتشان شانه خالی نکنند ، و
کلمه «اُف» که کوچکترین کلمه تلخ و ملال آور است به آنها نگویند و آزارشان
ننمایند ، مراقب باشند که همواره با آنان مودّب سخن بگویند و گفتارشان
آمیخته به تکریم و احترام باشد. ( سوره 17 آیه 23)
در فرهنگ ملی و دینی ایران تاکیدی زیادی بر تکریم سالمندان شده است و این اصل در بسیاری از فرهنگ به ویژه کشورهای شرقی آمده است.
سالمند در خانواده یک رکن مهم محسوب میشود و میتواند کانون خانواده را
گرم نگه دارد؛ اعضای خانواده نیز میتوانند از تجارب سالمندان در اداره
خانواده بهرهمند شوند و خانواده از سردرگمی نجات یابد.
خانواده، کانون مهرورزی و آرامشِ روحی و روانی، و جایگاه ابراز احساسات و
عواطف افراد نسبت به یکدیگر است. وجود سالمندان در خانواده، بر آرامش و
عواطف کانون محبّت بخش خانواده افزوده و فضای خانه با وجود پربرکت آنانْ
استواری و صمیمیت خاصی پیدا می کند. از این رو باید حرمت و احترام
سالمندان در خانه حفظ شود و با نهایت تواضع و مهربانی به آنان محبت کرده و
نگذاریم که غروب زندگی شان با غربت و تنهایی قرین شود.
اما آنچه که مسلم است نگهداری و تکریم سالمندان به این سادگی ها هم نیست
که اگر امری ساده و پیش پا افتاده بود تا این حد در دین اسلام به آن توجه
نمی شد و مورد تاکید قرار نمی گرفت.
آن چنان که پیامبر اکرم(ص) در این باره می فرمایند:
وجود پیران سالخورده بین شما ، باعث افزایش فیض خداوند و گسترش نعمتهای الهی است .
در هر حال والدین سالخورده، گاه غرغرو، منفی باف، بدگمان نسبت به
اطرافیان، سرزنش کننده و تندخو (که همگی ناشی از کهولت سن می تواند باشد)
به نظر می ایند و آنچه این شرایط را سخت تر میکند این است که باید با این
دشواری های رفتاری سالمند کنار بیایید و از طرف دیگر مراقب رفتار و
برخورد خود نیز باشید. شما موظفید از آنها مراقبت کنید پس منطقی آن است که
بیاموزید که چه چیز می تواند به لحاظ روحی شما را سالم نگهدارد در حالی
که مشغول مراقبت و نگهداری از یک سالمند دشوار هستید:
- بگذارید سالمند شما بدخلقی اش را بکند اما شما صبور باشید:
اغلب افراد سالخورده حس میکنند عقاید و نظرات شان بیاهمیت تلقی میشود.
اگر بدون هیچگونه تقابل اجازه دهید که حرف شان را بزنند احتمالا شاهد کمی
ارامش و ملایمت بیشتر در آنها خواهید بود. ممکن است شما با آنچه که آنها
میگویند موافق نباشید یا حتی به صلاح زندگی زناشویی یا فرزندان تان نباشد
اما همین که به گفتار آنها احترام گذاشته و نظرات آنها را خوب و دقیق می
شنوید، از بسیاری از چالشها و تندخویی ها خواهید کاست.
در مواقعی که به لحاظ ذهنی خودتان را آماده می دانید و آرامش لازم را
دارید، می توانید وقت بیشتری برای والدین تان صرف کنید. با آنها وارد صحبت
درباره خاطرات گذشته شوید چون به نظر می رسد این مقوله برای بیشتر
سالمندان جذاب و دوست داشتنی است و یادآور دورانی است که انها در اوج قرار
داشته اند
- سعه صدر را تمرین کنید:
چون والدین مسن نمی توانند کارها را آنطور که می خواهند و می دانند انجام
بدهند لذا حس می کند که اگر به شما روش کار را گوشزد کنند، به نوعی باعث
موفقیت هر چه بیشتر شما خواهند شد و این حس ارزشمندی را در سالمند شما
تقویت می کند. در بسیاری از موارد سالمندان تصور می کنند که آن کار به
درستی انجام نخواهد شد مگر آنکه طبق نظر و روش آنها انجامش دهید. گاهی
اوقات شنیدن و احترام گذاشتن ولی اجرایی نکردن جواب می دهد اما گاهی اوقات
نه. در مواردی که حس می کنید تحمل شرایط و حتی شنیدن غرولند های سالمند
برای تان دشوار شده است و ممکن است کار به بی حرمتی کشیده شود، بهتر است یک
استراحت و تنفس به خودتان بدهید و برای چندین لحظه بیرون بروید و چند نفس
عمیق و آرامبخش بکشید. وقتی که ذهن تان را پاک کردید می توانید با یک
انرژی مضاعف به کارتان برگردید و تمامش کنید.
- گاهگاه لبخند بزنید:
مسلما اوقاتی که حس کنید که تلاش تان بیهوده است لبخند زدن کار بسیار
دشواری است. منفی بافی تان را کنترل کنید و در عوض درباره تمام موفقیتهایی
که والدین تان نقش بسزایی در آن داشتند فکر کنید و لبخند بزنید. در بسیاری
موارد این روش برای توقف نقد و نکوهش و کاهش تنش موثر است. وقتی که
والدین تان شاهد لبخند زدن شما هستند موضوع لبخند (قدردانی که از زحمات
ایشان دارید) را به آنها هم بگویید تا هم فضای پرتنش تغییر کند و هم
والدین پیر شما بدانند که شما همواره خاطره زحمات آنها را در ذهن حفظ می
کنید.
کنار آمدن با والدین پیر و تندخو
- با آنها همدلی کنید:
در مواقعی که به لحاظ ذهنی خودتان را آماده می دانید و آرامش لازم را
دارید، می توانید وقت بیشتری برای والدین تان صرف کنید. با آنها وارد صحبت
درباره خاطرات گذشته شوید چون به نظر می رسد این مقوله برای بیشتر
سالمندان جذاب و دوست داشتنی است و یادآور دورانی است که انها در اوج قرار
داشته اند. همکلام شدن آنها با شما ذهنشان را از بدخلقی و ترشرویی و
احساس تنهایی دور میکند. نظرشان را درباره موضوعات مختلف بپرسید. از آنها
سوال بپرسید. بخواهید از زندگیشان برایتان حرف بزنند. به این ترتیب
احساس مفید بودن کنند و حس میکنند که آنها هم چیز مهمی برای سهیم شدن در
بحث های خانوادگی دارند.
- گاهی اوقات شرایط ایجاب می کند که چند روزی از منزل والدین تان دور باشید:
لذا در این مواقع، از اقوام یا بستگان یا خواهر و برادرهای خود برای چند
روز مراقبت از والدین کمک بخواهید. از این فرصت برای بودن با دوستان و یا
تنها بودن و پرداختن به کارهای مورد علاقهتان استفاده کنید. انجام این
کار به طور دورهای حس کمکرسانی را در شما احیا می کند و به شما امکان
صبوری بیشتر برای کنار آمدن با شرایط والدین تان در روزهای آتی می دهد.
بیایید هم نشین تنهایی شان باشیم، هم دردِ غم ها و مرهم زخم هایشان گردیم
تا غصه ها و خستگی های روزگار از تن رنجور آنان زدوده شود. بیایید آنان را
در روزگار تنهایی در خانه سالمندان رها نکنیم تا غم و اندوه پیری و غربت و
جدایی مهمان قلب های مهربانشان شود. بیایید بذر عشق و مهربانی و دوستی را
در وجودمان بکاریم و با تکریم سالمندانْ از آنان دل جویی کنیم.
مشاور
یکشنبه 3 بهمن 1395 ساعت 13:55
پیر
که میشویم مشکلاتمان را خودمان میفهمیم، دیگران هم میفهمند؛ اما درد
پیری این است که بسیار میشود و شده است که کاری از دستمان”‹ برنمیآید. ما زندگی میکنیم. به دنیا میآییم. کودکی میکنیم. نوجوان میشویم. غرور جوانی ما را میگیرد و در جوانی گرد و خاک به پا میکنیم.ما
به دنیا میآییم و میرویم. بچه که هستیم میگویند تا بچهایم مشکلاتمان
هم کوچک است و هر چه بزرگتر میشویم، مشکلات هم با ما بزرگ میشود.بچه
که هستیم مشکلاتمان را خودمان درک نمیکنیم. بزرگترها ما و مشکلاتمان
را تر و خشک میکنند. جوان که میشویم مشکل میسازیم و باز هم شاید
مشکلاتمان را درک نمیکنیم، اما روزگار میگذرد و دوره پیری هم برای هر
کدام ما پیدا میشود. پیر میشویم، در حالی که کاری از دست هیچ کدام ما
ساخته نیست.این راه را آمدهایم و باید تا انتهای
آن برویم؛ راهی که پر از پیچ و خمهای فراوان است. بیتعارف، خیلی از ما
از انتهای این راه میترسیم. خیلی از ما تا وقتی که دستمان کوتاه نیست و
خرما را از هر نخیلی پایین میآوریم، عین خیالمان هم نیست که روزی روزگاری
دستمان کوتاه خواهد شد و خرما بر نخیل و کاری هم از دستمان برنخواهد آمد.پیر
که میشویم مشکلاتمان را خودمان میفهمیم، دیگران هم میفهمند؛ اما درد
پیری این است که بسیار میشود و شده است که کاری از دستمان برنمیآید.پیر
که میشوی میگویند بچه میشوی؛ بچهای که نمیتواند کارهایش را بخوبی
انجام دهد، بچهای که زود دلش میشکند. پیر که میشوی انگار که باز
بچهای؛ منتها بچهای که میفهمد و میداند که زیر دست دیگران افتادن و
محتاج کمک دیگران شدن یعنی چه؟ پیری دوره پیچیدهای است.بچه که هستی میدانی جوان میشوی. جوانی که تمام شود میدانی که دوران پیری هست، اما پیر که شدی اوضاع فرق میکند.پیر
که شدی در حالی که مدام به پشت سر نگاه میکنی، باید هنوز هم رو به جلو
بروی. پیر که شدی دلت میخواهد محترم باشی. دلت میخواهد پیر بودنت را
زیاد به رخت نکشند و حالا میترسی از اینکه این روزها انگار روزگار به رخ
کشیدنهاست. میترسی از اینکه چقدر خانهها کوچک و جا برای پیرها کم شده
است. حالا مدام میشنوی که فلان دوست و فلان فامیل و فلان همسایه دوران جوانی، سر از خانه سالمندان درآورده استمدام
میشنوی که روزگار عوض شده است و خیلیها کوچکتری و بزرگتری را فراموش
کردهاند. درد بدی است اینکه بدانی و با گوشت و پوست و استخوانت حس کنی
که منتظرند بروی و حس خوبی است وقتی ببینی بچههایی که میگویند تو هم
مانند آنها شدهای با قلب کودکانه خود پیرها را عاشقانهتر و محترمتر
دوست دارند و همیشه منتظر دیدن آنها هستند و نمیدانند رفتن پیرها یعنی
چه. پیری دوره پیچیدهای است. با این حال همهتان پیر شوید.
مشاور
یکشنبه 3 بهمن 1395 ساعت 12:55
تجربه
مادربزرگ و پدربزرگ شدن، برای هر کسی خاص و منحصر به فرد است؛ اغلب
پدربزرگها و مادربزرگها از همراهی با نوهها و بودن در کنار آنها لذت
میبرند و به همین ترتیب، نوهها هم از اینکه مادربزرگ و پدربزرگشان
اینقدر آنها را دوست دارند، شاد و خوشحال هستند.
پدربزرگ و نوه
بعضی
از پدربزرگها و مادربزرگها براحتی هم نمیتوانند نوههایشان را ببینند؛
این گروه معمولا به دلیل اینکه در شهر یا کشور دیگری زندگی میکنند یا
فرزندشان از همسرش جدا شده است، از دیدن نوهها محروم میشوند. اما باید
بدانید، در هر صورت، نوهها به حضور شما نیاز دارند و پدربزرگ یا مادربزرگ
باید نقششان را در زندگی آنها ایفا کنند.
پدربزرگها و مادربزرگهای جدید
به
محض اینکه فردی، مسئولیت پدر یا مادر بودن را میپذیرد و نوزادی را به
زندگیاش دعوت میکند، نقش جدیدی به والدینش نیز میبخشد؛ نقشی شیرین و
دوستداشتنی که تقریبا همه افراد آن را دوست دارند و از آن بخوبی یاد
میکنند. البته، این نکته را هم نباید فراموش کنید که این ارتباطات قوی و
گسترده به کودک کمک میکند، احساس امنیت خاطر داشته باشد و از اینکه به
خانوادهای بزرگ و منسجم تعلق دارد، خوشحال باشد.بنابراین
یادتان باشد بدرستی جایگاه پدر بزرگ و مادر بزرگ را برای کودک توضیح
دهید؛ البته این نقش و جایگاه، به شرایط خاصی نیز بستگی دارد؛ مثلا بعضی
از افراد خیلی علاقهای ندارند در زندگی خصوصی فرزندانشان دخالت کنند، در
حالیکه گروهی هم تصور میکنند زندگی فرزندشان جدای از زندگی آنها نیست و
به همین دلیل در هر یک از این شرایط نقش پدربزرگ و مادربزرگ هم تغییر
میکند. بعضی از سالمندان، بیصبرانه منتظر
تولد نوه جدیدشان هستند و همیشه دوست دارند چنین شرایطی برایشان تکرار
شود؛ در حالی که عدهای هم با بیتفاوتی برخورد میکنند و خیلی مشتاق تولد
نوه دیگری نیستند. بنابراین خوب است با توجه به حس و ویژگیهای پدربزرگ
یا مادربزرگ درباره حضور آنها برای نگهداری کودک یا کمک کردن به مادر و
مشورت خواستن از آنها تصمیم بگیرید و بروشنی محدودیتها را تعیین کنید.در
ضمن، عدهای هم فکر میکنند دوره بچهداری آنها گذشته و حالا نوبت مادر
است که از کودکش مراقبت کند؛ پس باید حواستان را حسابی جمع کنید و خیلی
مزاحم این گونه افراد نشوید. برخی هم سعی میکنند زیاد در کارهای والدین
کودک دخالت نکنند تا آنها هرطور که دوست دارند، فرزندشان را بزرگ کنند و
پرورش دهند؛ برای همین این افراد خیلی در کارهای مربوط به نوزاد به شما
مشورت نمیدهند که البته این موضوع به دلیل علاقه نداشتن به بچه نیست و
فقط نمیخواهند موجب آزار شما شوند.بنابراین بهتر
است علایق و توانایی پدر و مادرها را بشناسید و با توجه به آن، از کمک و
همراهیشان استفاده کنید؛ در ضمن، یادتان باشد این دوران هم بزودی میگذرد
و خیلی زودتر از آنچه فکرش را بکنید، کودک بزرگ میشود.
اگر از پدربزرگ و مادربزرگ دور هستند...
اگر
شما در مکانی دور از والدینتان زندگی میکنید و نمیتوانید دائم آنها را
ببینید، یادتان باشد از همان دوران کودکی باید کودک را با پدربزرگ و
مادربزرگش آشنا کنید، که البته این کار بسیار سخت هم خواهد بود. اما اگر
میخواهید رابطه فرزندتان با پدربزرگ و مادربزرگش خوب باشد، میتوانید از
این شیوهها استفاده کنید:دائم عکسهای کودک را برای پدر و مادرتان ارسال کنید تا آنها بتوانند کودک را در سنین مختلف ببینند.دائم
به آنها تلفن بزنید؛ ولی یادتان باشد بچههای خردسال خیلی با تلفن صحبت
نخواهند کرد و دوست ندارند بازیشان را به دلیل تماس تلفنی قطع کنند. با پدر و مادرتان درباره علایق کودک صحبت کنید تا آنها موضوعی برای صحبت کردن با نوهشان داشته باشند.از پدر و مادرتان بخواهید برای کودک کتاب بخوانند و صدایشان را ضبط کنند تا شما بتوانید صدای ضبط شده را برای کودک پخش کنید.این
شیوهها شاید هیچ وقت نتواند جایگزین تماس مستقیم و در آغوش گرفتن کودک
شود، ولی به طور حتم بهتر از تماس نداشتن و بیخبر بودن خواهد بود.
مشاور
یکشنبه 3 بهمن 1395 ساعت 04:30
همه ما وقتی که بزرگ میشویم و خانواده تشکیل میدهیم بهتر از قبل
میتوانیم نقش والدین مان را در هنگام بزرگ کردن و پرورش خودمان حس کنیم:
لذت، درد و ناراحتی و چالش هایی که توام با یک زندگی زناشویی و فرزند داری
است... .
در قلبش حک کنید سالمندی
بنا به تعریف سازمان بهداشت جهانی عبور از مرز شصت سالگی است و برای تمام
افرادی که از حوادث و اتفاقات زندگی جان سالم بدر بردهاند و جوانی و
میانسالی را پشتسر گذاشتهاند این دوران تحقق پیدا میکند. در واقع
سالمندی بخشی از روند طبیعی زندگی انسان محسوب میشود. گذشت زمان،
بیماریهای جسمی، مشکلات روحی و شرایط محیطی عواملی هستند که در این روند
مۆثر میباشند.امروزه افزایش امید به زندگی و کاهش
سطح باروری و زاد و ولد موجب بالا رفتن شمار سالمندان نسبت به جمعیت کل
شده است و این رشد فزاینده افراد مسن همچنان ادامه دارد. به طوریکه بر
اساس پیشبینی کارشناسان در آیندهای نه چندان دور در جهان از هر پنج نفر
یک نفر سالمند خواهد بود.
در همه جوامع بشری،
سالمندان تعداد قابل توجهی از جمعیت را شامل میشوند. بنابراین در
صورتیکه شرایط مساعد برای سالمند فراهم باشد تا بتواند مستقل و امیدوار
زندگی کند، مشکلات اجتماعی کاهش یافته، مشکلات خانواده نیز کمتر دیده
میشود. یکی از راههای مناسب برای بهتر شدن زندگی سالمند و بهبود کیفیت
زندگی وی، ایجاد یک فضای امن روانی برای آنهاست.لذا
همه ما وقتی که بزرگ میشویم و خانواده تشکیل میدهیم بهتر از قبل
میتوانیم نقش والدین مان را در هنگام بزرگ کردن و پرورش خودمان حس کنیم:
لذت، درد و ناراحتی و چالش هایی که توام با یک زندگی زناشویی و فرزند داری
است.همین که والدین مان پیر میشوند و فرزندانشان
بزرگ میشوند و خانواده تشکیل میدهند آنها یک تجربه جدید را سپری میکنند
زیرا آنها شلوغی، سرگرمی و سر و صدای فرزندان خود را از دست میدهند. لذا
از یک سو به عنوان احترام و قدردانی از والدینتان و از دگر سو برای حفظ
سلامت و بهداشت روانی وی می توانید اقداماتی انجام دهید که حتی در این
دوران هم احساس شادی و نشاط کنند.
**
اجازه دهید والدین تان متوجه شوند که همه چیز در زندگی تان خوب و عالی
است و شما کنترل کامل بر زندگی تان دارید. والدین شما همیشه نگران شما و
حوادثی هستند که در هر لحظه در زندگی تان به وجود میآید. وقتی که اجازه
میدهید متوجه شوند که شما در بهترین شرایط هستید آنها در آسایش و راحتی
بیشتری به سر خواهند برد. اگر گرفتاری یا مشکلی دارید حتی الامکان از بازگو
کردن و مطلع کردن آن ها خودداری کنید (مگر حالتهای خیلی مهم و اضطراری) و
سعی کنید آن مشکل را بدون آن که آنها متوجه شوند به بهترین شکل ممکن که
میتوانید حل و فصل کنید. با این کار شما بار مسئولیت آنها را سبک تر می
کنید و استرس را از آنها دور میسازید.
** همیشه
احترام خود را نسبت به والدین تان اظهار کنید. اینکه والدین شاهد احترام
کامل فرزندشان نسبت به خود باشند بیشترین خوشحالی را نصیب آنها خواهد کرد.
هیچ پول و وجه نقد و هدیه ای نمیتواند جایگزین احترام باشد. وقتی که به
انها احترام می گذارید یک هدیه گران بها و ارزشمند از شما می گیرند که
باعث می شود احساس خوشحالی و غرور نمایند.
** قدردان
و سپاسگذار از والدین باشید. سپاسگذاری و قدردانی از تمام آنچه که
والدین در گذشته و حتی اکنون برای شما انجام دادهاند باعث خوشحالی آنها می
شود. حتی اگر نحوه بزرگ شدن و تجارب دوران کودکی شما از شرایط کامل و
خوبی برخوردار نبوده است اما شما زندگی تان را ازآنها دارید. بنابراین از
تمام تلاش آنها در هر لحظه سپاسگذاری کنید.
** تولد
و مناسبت های مهم در زندگی والدین تان را فراموش نکنید. هیچ چیز مثل
بخاطر داشتن تاریخ های مهم برای والدین تان و انجام یک کار برای آنها در
این ایام خاص نمیتواند احساس خوشحالی و رضایت را در آنها تقویت کند. در
این مواقع هدیه برایشان بخرید، کارت برایشان ارسال کنید، آنها را به شام
یا نهار دعوت کنید و اوقات خوشی را با هم سپری کنید.
خاطراتی
که شما برای آنها به وجود میآورید در قلب شان باقی مانده و حک خواهد شد و
این احساس را که هنوز دوست شان دارید در دل زنده نگه میدارد و با توجه
به سن و سال آنها باعث سلامتی جسمی و روحی آنها میشود.
**
آنها را مشارکت دهید. از والدین تان برای مهمانیها، جشن های تولد،
برنامههای تعطیلات و دیگر فعالیت های خانوادگی که برگزار میکنید دعوت
کنید و به بهانه پیری و کهولت سن و ناتوانی جسمانی آنها را از فعالیتهای
اجتماعی محروم نکنید این کار باعث خوشحالی آنها میشود زیرا متوجه می شوند
علیرغم پیر شدن شان هنوز هم بخشی از برنامه های تفریحی هستند.
**
در دسترس آنها باشید و انها را نسبت به آنچه در زندگی تان قرار است اتفاق
بیفتد به روز نگهدارید و اجازه دهید که همواره ذهن انها فعال بماند. ضمنا
سعی کنید به طور منظم و روزانه احوال آنها را جویا شوید و حداقل هفته ای
یک بار به منزل آنها سرکشی کنید.
مشاور
یکشنبه 3 بهمن 1395 ساعت 03:29