در این مقاله انواع، علل، علائم، تشخیص، درمان و مدیریت استرس و اضطراب به صورت کامل و بر اساس جدیدترین روش ها بیان شده است.
استرس، در شرایط روزمره، احساساتی است که مردم هنگام غرق شدن و تلاش برای مقابله با خواسته ها می کنند.
این خواسته ها می تواند به امور مالی، کار، روابط و شرایط دیگر مربوط باشد، اما هر چیزی که یک چالش واقعی یا درک شده یا تهدید به سلامتی فرد است، می تواند باعث ایجاد استرس شود.
استرس می تواند یک انگیزه باشد این می تواند برای بقا حیاتی باشد.
مکانیزم “مبارزه یا پرواز” می تواند به ما اطلاع دهد که چگونه و چگونه باید به خطر پاسخ داد.
با این حال، اگر این مکانیزم به راحتی به وجود آید، یا زمانی که در یک زمان بیش از حد بسیاری از عوامل استرس زا وجود داشته باشد، می تواند سلامت ذهنی و جسمی فرد را تضعیف کند و مضر باشد.
تحقیقات در آمریکا براش شناسایی دلیل اصلی استرس
بر اساس تحقیقات استرس سالانه توسط انجمن روانشناسی آمریکا، میانگین فشارهای ناشی از استرس در ایالات متحده آمریکا از ۴/۹ به ۵/۱ در مقیاس از ۱ تا ۱۰ در سال ۲۰۱۵ افزایش یافت . دلایل اصلی اشتغال و پول است.
حقایق کلی در مورد استرس
در اینجا برخی از نکات کلیدی در مورد استرس وجود دارد. جزئیات بیشتر در مقاله اصلی است.
استرس به بدن کمک می کند تا با خطر مواجه شود.
علائم می توانند به صورت فیزیکی و روانی باشند.
استرس کوتاه مدت می تواند مفید باشد، اما استرس بلند مدت با شرایط سلامتی مختلف مرتبط است.
ما می توانیم برای یادگیری بعضی از نکات مدیریت خود، برای استرس آماده شویم.
استرس چیست؟
هر فرد به استرس پاسخ متفاوت است، اما استرس بیش از حد می تواند منجر به مشکلات سلامتی شود.
استرس طبیعی دفاع بدن در برابر شکارچیان و خطر است. این بدن را با هورمون ها می سازد تا سیستم هایی را برای فرار از خطر یا مقابله با آن تهیه کند. این به معنای مکانیسم مبارزه یا پرواز است.
هنگامی که ما با یک چالش روبه رو هستیم، بخشی از پاسخ ما فیزیکی است. این بدن منابع را برای محافظت از ما آماده می کند یا برای ماندن و مبارزه و یا به دور از هرچه سریعتر.
بدن مقدار زیادی از مواد شیمیایی کورتیزول، آدرنالین و نورآدرنالین را تولید می کند.
این موجب افزایش ضربان قلب، آمادگی عضلات شدید، عرق کردن و هوشیاری می شود.
همه این عوامل توانایی پاسخ دادن به یک وضعیت خطرناک یا چالش برانگیز را بهبود می بخشد.
عوامل محیطی که این واکنش را باعث می شوند، استرسورها نامیده می شوند.
نمونه هایی از جمله سر و صدا، رفتار تهاجمی، ماشین سرعت، لحظات ترسناک در فیلم ها، و یا حتی رفتن به تاریخ اول است. استرسورهای بیشتر ما تجربه می کنیم، بیشتر تأکید می کنیم که احساس می کنیم.
شناسایی استرس در بدن
تغییرات در بدن
استرس، عملکرد طبیعی بدن مانند دستگاه گوارش و سیستم ایمنی را کاهش می دهد.
سپس تمام منابع می توانند بر تنفس سریع، جریان خون، هشیاری و استفاده از عضلات متمرکز شوند.
بدن در طی استرس تغییر می کند:
- فشار خون و افزایش ضربان قلب
- تنفس سریعتر است
- سیستم گوارش تضعیف می شود
- فعالیت ایمنی کاهش می یابد
- عضلات تبدیل به زمان هستند
- حالت هوشیاری بالا باعث جلوگیری از خواب می شود
چگونه ما به وضعیت دشوار واکنش نشان می دهیم تا چه تاثیری بر سلامت و سلامت ما تاثیر می گذارد.
فردی که احساس می کند منابع کافی برای مقابله با آن ندارند احتمال بیشتری دارد که یک واکنش قوی تر داشته باشد و یکی دیگر که می تواند مشکلات سلامتی را ایجاد کند. فشارخون افراد به روش های مختلفی تحت تاثیر قرار می گیرد.
تجربیات جدید و بروز استرس
بعضی از تجربیات که به طور کلی مثبت در نظر گرفته می شوند، می توانند به اضطراب منجر شوند، مانند:
- داشتن یک کودک؛
- رفتن به سفر،؛
- رفتن به خانه ای بهتر؛
- ارتقاء شغلی.
این به این دلیل است که اغلب آنها شامل یک تغییر عمده، تلاش اضافی، مسئولیت های جدید و نیاز به انطباق است.
آنها همچنین گام هایی به ناشناخته هستند. شخص شگفت زده می شود که آیا آنها مقابله خواهند کرد.
پاسخ ماندگار منفی به چالش ها می تواند تاثیر مخربی بر سلامت و شادی داشته باشد.
با این حال، آگاهی از نحوه واکنش شما نسبت به عوامل استرسزا می تواند به کاهش احساسات منفی و اثرات اضطراب کمک کند و به طور موثرتر آن را مدیریت کنید.
انواع استرس در دسته بندی انجمن روانشناسی آمریکا
انجمن روانشناسی آمریکا دو نوع مختلف استرس را شناسایی می کند که نیاز به سطوح مختلف مدیریت دارند.
استرس حاد
این نوع کوتاه مدت است و رایج ترین روش استرس است.
استرس حاد اغلب به این معنا است که فکر می کنم در مورد فشارهایی که اخیرا اتفاق افتاده است یا خواسته های آینده در آینده نزدیک.
به عنوان مثال، اگر اخیرا در یک استدلال مشارکت کرده اید که موجب ناراحتی یا مهلت بعدی شده است، ممکن است احساس این استرس را در مورد این عوامل ایجاد کنید.
با این حال، هنگامی که این مشکلات حل شوند، تنش کاهش یا حذف خواهد شد.
این باعث ایجاد همان مقدار آسیب به مدت طولانی و استرس مزمن می شود.
اثرات کوتاه مدت عبارتند از سردرد تنش و ناراحتی معده ، و همچنین مقدار متوسط ناراحتی.
با این حال، موارد مکرر استرس حاد در طول یک دوره طولانی می تواند مزمن و مضر باشد.
این نوع همچنین می تواند منجر به فشار خون بالا و بیماری های قلبی شود .
استرس مزمن
این نوع مضرترین نوع استرس است و در طول یک دوره طولانی از بین می رود.
فقر ادامه می یابد، یک خانواده نارسایی می شود یا ازدواج ناراضی می تواند باعث ایجاد استرس مزمن شود.
این اتفاق می افتد زمانی که فرد هرگز فرار از علت آن را نمی بیند و متوقف می شود تا راه حل ها را پیدا کند.
گاهی اوقات ممکن است از یک تجربه تهاجمی در اوایل زندگی ایجاد شود.
استرس مزمن می تواند ادامه نیافته، به عنوان افراد می تواند به آن تبدیل شود، بر خلاف اضطراب حاد که جدید است و اغلب دارای یک راه حل فوری است.
این می تواند بخشی از شخصیت فرد باشد، و آنها را مستقیما به اثرات اضطراب مستعد می کند بدون در نظر گرفتن سناریوهایی که علیه آنها آمده است.
افراد مبتلا به استرس مزمن احتمالا یک شکست نهایی دارند که می تواند به خودکشی، اعمال خشونت بار، حملات قلبی و سکته مغزی منجر شود .
دلایل استرس چیست؟
همه ما به موقعیت های استرسزا متفاوتند. برای یک فرد استرس زا ممکن است برای دیگران تنش نداشته باشد.
تقریبا هر چیزی می تواند باعث ایجاد اضطراب شود.
برای بعضی ها فقط فکر کردن درباره چیزی یا چند چیز کوچک ممکن است باعث ایجاد آن شود.
رویدادهای مهم زندگی روزمره که می توانند باعث استرس شوند عبارتند از:
- مسائل شغلی یا بازنشستگی
- کمبود وقت یا پول
- از دست دادن
- مشکلات خانوادگی
- بیماری
- حرکت به خانه
- روابط، ازدواج و طلاق
سایر علل اضطراب گزارش شده معمولا عبارتند از:
وضعیت های مختلف می تواند باعث فشار برای افراد مختلف شود.
- سقط جنین یا سقط جنین
- رانندگی در ترافیک سنگین یا ترس از تصادف
- ترس از جرم و یا مشکلات با همسایگان
- بارداری و تبدیل شدن به یک پدر و مادر
- سر و صدای زیاد، بیش از حد و آلودگی
- عدم اطمینان یا انتظار نتیجه مهم است
بعضی از شرایط برخی افراد و نه دیگران را تحت تاثیر قرار می دهد. تجربه گذشته می تواند بر واکنش فرد تاثیر بگذارد.
گاهی اوقات علت قابل شناسایی وجود ندارد.
مسائل بهداشت روانی مانند افسردگی یا احساس انباشته شدن سرخوردگی و اضطراب می تواند باعث شود افراد احساس راحتی بیشتری نسبت به دیگران داشته باشند.
بعضی افراد پس از یک حادثه ترسناک، مانند یک حادثه یا نوعی سوء استفاده، در معرض تنش مداوم هستند.
این به عنوان اختلال استرس پس ازوقوع حادثه شناخته می شود. کسانی که در شغل های پر تنش مانند ارتش یا خدمات اورژانسی کار می کنند، یک جلسه تشریح کننده را پس از یک حادثه مهم در اختیار خواهند داشت و برای PTSD نظارت خواهند داشت.
علائم فیزیکی
اثرات فیزیکی استرس عبارتند از:
- تعریق
- درد در پشت یا قفسه سینه
- گرفتگی یا اسپاسم عضلانی
- اختلال نعوظ و از دست دادن میل جنسی
- غفلت
- سردرد
- بیماری قلبی
- فشار خون بالا
- ایمنی کمتری نسبت به بیماری ها
- درد عضلانی
- پیچش عصبی
- پین ها و سوزن ها
- مشکلات خواب
- ناراحتی معده
یک مطالعه ۲۰۱۲ نشان داد که عوامل استرسزا که والدین تجربه می کنند، مانند مشکلات مالی و یا مدیریت یک خانواده تک والد، می تواند به چاقی کودکان خود منجر شود .
واکنشهای احساسی به استرس
واکنشهای احساسی میتوانند عبارتند از:
- خشم
- اضطراب
- سوختن
- مسائل مربوط به تمرکز
- افسردگی
- خستگی
- احساس ناامنی
- فراموشی
- تحریک پذیری
- خوردن ناخن
- بی سر و صدا
- غمگینی
رفتارهای ایجاد کننده
رفتارهای ایجاد کننده استرس عبارت است از:
- گرما غذا و خوردن بیش از حد یا خیلی کم است
- فوران ناگهانی خشمگین
- مصرف مواد مخدر و الکل
- مصرف دخانیات بالاتر
- حذف اجتماعی
- گریه مکرر
- مشکلات روابط زناشویی و ارتباطی
تشخیص
یک روانپزشک به طور معمول با استناد به بیمار درباره علائم و رویدادهای زندگی، این اختلال را تشخیص می دهد.
تشخیص پیچیده است. به عوامل زیادی بستگی دارد. پرسشنامه ها، اقدامات بیوشیمیایی و تکنیک های فیزیولوژیکی مورد استفاده قرار گرفته اند، اما این ممکن نیست که هدف و موثر باشد.
روش مستقیم ترین راه برای تشخیص استرس و تأثیر آن بر یک فرد از طریق یک مصاحبه جامع، استرس گرا و رو به رو است.
راه درمان اضطراب
درمان شامل کمک به خود و در مواردی است که استرس ناشی از یک وضعیت اساسی، داروهای خاص است.
درمان هایی که ممکن است باعث ایجاد آرامش شوند شامل آروماتراپی یا رفلکسولوژی هستند.
برخی از ارائه دهندگان بیمه این نوع درمان را پوشش می دهند، اما قبل از پیگیری این درمان، مطمئن شوید.
داروها
پزشکان معمولا داروهای مقابله با استرس را تجویز نمی کنند، مگر اینکه بیمار بیماری زمینه ای مانند افسردگی یا نوع اضطراب داشته باشد.
در این حالت، پزشک در معرض بیماری روحی و نه اضطراب است.
در چنین مواردی، یک ضد افسردگی تجویز می شود.
با این حال، خطر وجود دارد که دارو فقط استرس را پنهان نگه می دارد، نه به شما کمک می کند با آن مقابله کنید و با آن کنار بیایید.
داروهای ضد افسردگی همچنین می توانند اثرات نامطلوب داشته باشند.
ایجاد برخی از استراتژی های مقابله ای قبل از بازجویی های استرس میتواند به فرد کمک کند موقعیت های جدید را مدیریت کند و سلامت جسمی و روانی را حفظ کند.
اگر در حال حاضر دچار استرس شدید هستید، به کمک پزشکی کمک کنید.
کنترل و مدیریت اختلال
در اینجا چند انتخاب شیوه زندگی وجود دارد که می توانید برای کنترل و یا جلوگیری از احساس غرق شدن.
یوگا، موسیقی، ورزش و تغذیه
یوگا، یا گوش دادن به موسیقی می تواند به نابودی یا جلوگیری از ایجاد آن کمک کند.
ورزش : مطالعات نشان داده اند که ورزش می تواند به حالت ذهنی و فیزیکی فرد منجر شود.
کاهش مصرف الکل، داروها و کافئین : این مواد به جلوگیری از آن کمک نمیکند و می توانند آن را بدتر کنند. آنها باید برداشته یا کاهش یابد.
تغذیه : یک رژیم سالم و متعادل با مقدار زیادی میوه و سبزیجات به حفظ سیستم ایمنی در زمان استرس کمک می کند. یک رژیم غذایی نامناسب به سلامت و استرس اضافی منجر خواهد شد.
برنامه ریزی در کارها
اولویت بندی : زمان کمتری برای سازماندهی لیست کارهای خود برای مشاهده مهمتر از آن صرف کنید.
سپس تمرکز آنچه را که برای روز انجام داده اید یا انجام داده اید، به جای اینکه هنوز به پایان برسید.
زمان : هر روز فقط برای خودتان تنظیم کنید.
از آن برای سازماندهی زندگی خود، استراحت، و دنبال منافع خود استفاده کنید.
تنفس و آرامش : مراقبه، ماساژ، و یوگا می تواند کمک کند.
تکنیک های تنفس و آرام کردن می تواند سیستم را کند کند و به شما کمک کند که آرام باشید. تنفس نیز بخش مهمی از مدیتیشن ذهن است.
صحبت کردن : صحبت کردن با خانواده، دوستان، همکاران، و رئیس شما در مورد افکار و نگرانی شما به شما کمک می کند تا “بخار را کنار بگذارید”. شما ممکن است آرام باشید تا متوجه شوید که شما تنها نیستید.
شما حتی می توانید پیدا کنید که یک راه حل آسان وجود دارد که به آن فکر نکرده اید.
تشخیص اختلال و حرکت به سمت علایق
تشخیص نشانه ها : یک فرد می تواند در مورد مشکل که موجب استرس می شود تا حدودی در مورد بدن آنها تاثیری نداشته باشد، نگران کننده باشد.
علائم قابل توجه اولین گام برای اقدام است. افرادی که به دلیل ساعات طولانی کار اضطراب را تجربه می کنند ممکن است نیاز به “گام به عقب” داشته باشند.
ممکن است وقت خود را برای بررسی کار خود و یا با سرپرست در مورد کاهش بار صحبت کنید.
کشف خود را پیدا کنید : اکثر مردم چیزی دارند که به آنها کمک می کند تا آرام شوند، مانند:
- خواندن یک کتاب
- رفتن به راه رفتن
- گوش دادن به موسیقی
- یا صرف وقت با یک دوست یا حیوان خانگی.
پیوستن به گروه کر یا باشگاه به برخی افراد کمک می کند.
حتی اگر احساس تنش در حال حاضر وجود نداشته باشد، بخشی از یک گروه می تواند از ایجاد تنش ها جلوگیری کند و زمانی که زمان های سختی به دست می آید، حمایت و کمک های عملی می کنند.
شبکه های اجتماعی آنلاین می توانند تا زمانی که مخاطب چهره به چهره را جایگزین نمی کنند، کمک کند.
این می تواند به شما اجازه برقراری ارتباط با دوستان و خانواده های دور را بدهد، و این می تواند اضطراب را کاهش دهد.
اگر این اختلال بر زندگی روزمره شما تأثیر می گذارد، باید به دنبال کمک حرفه ای باشید.
یک روانپزشک یا متخصص روانپزشکی اغلب می تواند به عنوان مثال، از طریق آموزش مدیریت استرس کمک کند.
تکنیک های مدیریت استرس
مدیریت استرس می تواند به شما کمک کند:
- منبع استرس را حذف یا تغییر دهید
- تغییر روشی که شما یک رویداد استرس زا را مشاهده می کنید
- تاثیرات اضطراب را در بدن شما کاهش می دهد
- راه های جایگزین برای مقابله با آن را یاد بگیر
- درمان مداخله با استرس، یکی یا بیشتر از این روشها را دنبال می کند.
.
سلام من لیسانسم راتمام کردم.و۲۴سالم هست.با اقایی اشنا شدم که ۱۰سال ازمن بزرگترن.ابتدا اختلاف سنمون خانواده منو نگران کرد.اما من پیشنهاد دادم که یه جلسه ملاقات کنیم زیرنظرخانواده هامون وظاهرهم رو بررسی کنیم ویه سری نظرات وعقایدهم روبدونیم.من فعلا مشکلی ندیدم ازشون وبنظرمیرسید که شباهت های زیادی بامن دارند.حالا میخواستم بدونم درمورد نحوه ی خرج کردنشون توزندگی.درمورد اخلاقشون تو.اینکه مثلا موقع عصبانیت چه واکنشی دارن.یا حالا باز هرسوال دیگه ای که قبل ازهرتوافقی بهتره بپرسم چی هست. درمورد یه سری علایق پرسیدم.درموردهدف زندگی پرسیدم.درمورد معیار انتخابشون برای همسرپرسیدم. ازنظر شناخت خانواده وتحصیلات خانواده هامیدونن ومشکلی ندارن.ولی اینکه حالا باید چه چیزایی دیگه بپرسم که اطلاع داشته باشم.کامل نمیدونم.لطفا راهنمایی کنید.ممنونم
برای محک زدن ایشون برای خرج کردن میتونید با هم به خرید برید و دست روی چیزی بذارید و ببینید چه واکنشی نشون میده
این محک زدن ها مربوط به دوران نامزدی میشه و که خانواده ها در بازه ای زمانی حدود ۹ ماه و بیشتر با هم مراوده دارند و شناخت حاصل میکنند
اگر توی صحبتهایتان متوجه شدید که مخاطب عزیزتان!! پول را نشانه قدرت، تسلط و شکست ناپذیری میداند و تصورش این است پول از او محافظت میکند! خاطرتان جمع که آدم خسیسی است.
اگر معتقد است که باید به اندازهای خرج کرد که در حد نیاز است و رفع نیازهای اولیه با کم ترین هزینه امکان پذیر است و آدم باید پولهایش را پس انداز کند برای روز مبادا! بی شک با یک آدم خسیس هم کلام شده اید.
اگر دیدید با وجودی که از خانوادهای با وضع اقتصادی خوبند، اما ظاهر خودش یا شاید خانواده اش اصلا این موضوع را نمیرساند! کمی به خسیس بودنشان شک کنید و تا مطمئن نشده اید بی خیال نشوید.
اگر دسته گل و شیرینی را با حداقل هزینه تهیه کرده بودند، دو حالت دارد یا به لحاظ مالی در مضیقه بودند یا واقعا خسیساند و لزومی نمیبینند برای این چیزها پول بدهند.
اگر با شنیدن اسم یک مکان خوب و مناسب و نه خیلی مجلل برای مراسم، برق از چشمانش پرید، مراقب باشید. شاید با کمی تحقیق متوجه شوید که آب از دستش نمیچکد!
اگر اهل مهمانی دادن و مهمانی رفتن و خلاصه رفت وآمد نبود، حتما دلایلش را بپرسید!
اگر هی از فلان پس اندازش و فلان سرمایهاش یا بهمان فکر اقتصادیاش حرف زد، خوب بررسی کنید ببینید که ریشه اصلی حرفهایش به چه چیزی بر میگردد؟!
و اما آقا پسرهای نگران خساست! باید بدانید که نگرانی دخترها نسبت به درآمد و بخش اقتصادی زندگی تا حدی طبیعی است، اما اگر دختر خانم مدام از پس اندازهایتان پرسید، بهتر است نگرانی به خودتان راه دهید! و شما هم فاکتورهای بالا را مورد ارزیابی قرار دهید
با سلام
دوست عزیز برا ی مساله مهمی مثل ازدواج بهتره شما و البته ایشون اولویت هایی که تمایل دارند را در نظر داشته باشند .مثل اینکه انتظارات و خواشته ها از طرف مقابل نیست در مورد مساله اجازه کار و فعالیت های بیرون از خانه چطور در مورد اینکه شما چه علایق و سلایقی دارید اینده و اهداف حتی بچه دار شدن به هر حال گاهی این اختلاف سنی و تفاوت نسلی ممکنه در درخواست ها و ایده ال ها تفاوت هایی را ایجاد کند و در مورد مباحث اخلاقی در نظر داشته باشید همیشه همه چیز قابل پیش بینی نیست طبیعی است وقتی فردی به شما تمایل پیدا می کند خوب اصلا مخالف حرف شما حرفی نزدند و خوب انتظار نداشته باشید اگر فردی در عصبانیت از کوره در می رود به شما بگوید نه اصلا مشکلی برای من ایجاد نخواهد شد .ولی به طور کل هر دو نفر باید حدی از انعطاف را داشته باشید و بدانید هر چند قبل از ازدواج تفاهم داشته باشید ولی دقیقا بعد از ازدواج یک سری مسائل ایجا د خواهد شد که غیر قابل پیش بینی بوده پس باید انعطاف داشته باشید .در هر حال امیدوارم موفق باشید .و خوشبخت
مشاوره پیش از ازدواج هم کم شایانی می تواند به شما کند
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
موفق باشید
با عرض سلام و احترام
من پسری ۲۵ ساله و فوق لیسانس هستم که اکنون شاغلم. شرایط کاری من به صورت دو هفته کار و دو هفته استراحت هست. محل کارم به گونه ای است ک امکان سکونت برای افراد متاهل وجود ندارد و من دو هفته ای ک سر کار هستم باید ب دور از خانواده باشم.
من در یک روستا با خانواده ام زندگی میکنم که معمولا در اونجا سن ازدواج برای دخترها پایین است یعنی عمده دختران ۱۵-۱۸ سال شوهر میکنند. من احساس میکنم دختران در این سن ب بلوغ عقلی کامل نرسیده اند و نمیتوانند خانه رو مدیریت کنند چون با توجه ب شرایط شغلی من باید بتواند دو هفته رو تنهایی سپری کند. همچنین من خودم تمایل دارم تو یه شهر بزرگتر با امکانات بیشتر زندگی کنم ولی خب اگه بخام با دختری از روستای خودمون ازدواج کنم و با هم تو یه شهر بزرگتر زندگی کنیم برای هر دومون سخت خواهد بود.
توی شهرای دیگر هیچگونه اقوامی ندارم.
ی مشکل دیگه برا من اینه ک افزایش تعداد ملاقات برای بیشتر آشنا شدن و همچنین دوران نامزدی مرسوم نیس و معمولا پس از یکی الی دو جلسه باید آماده عقد دایم شد. لطفا بهم کمک کنید ک بتونم انتحاب مناسبی برای آینده داشته باشم
با سلام دوست عزیز با توجه به شرایط شما و محل سکونت ابتدا بحث معیارها رو در نظر داشته باشید که شا چه معیارهایی را مد نظر دارید و چه تمایلاتی دارید ضمن اینکه اصولا دخترانی که در شرایط خود شما بزرگ شده اند خودساخته تر هستند و اتفاقا با همه اینکه زود ازدواج می کنند خیلی از سختی ها را دیده اند تلاش پدر و مادر و در انجام کارهای منزل بسیار مستقل تر از دختران شهری عمل می کنند ضمن اینکه با شرایط کاری شما شاید برخی افراد مشکل داشته با شند و نپذیرند ولی دختری که در روستا زندگی می کند بتواند در نبود شما زندگی را اداره کند و گله ای هم نداشته باشد چون خیلی از مسائل را می پذیرند .یادتون باشه سن عقلی هیچ ارتباطی به سن تقویمی ندارد و ممکنه فردی ۴۰ ساله به اندازه یک فرد ۲۰ ساله بفهمد و بالعکس در مورد تعداد جلسات بله خب در جو فرهنگی شما شاید درست نباشد ملاقات هایی برای شناختن باشد و خب شما می تو انید این را از خانواده بخواهید که در فضای مناسبی صحبت ها صورت گیرد .البته این صحبت ها به این دلیل نیست که شما الزاما باید در روستا ازدواج کنید خیر بحث مزایا و معایب است که اهمیت ویژه ای دارد .در مورد اینکه تمایل داشته باشید همسری از مکان دیگر داشته باشید خب می توانید از همکاران و دوستان بخ اهید واسطه شوند و معرفی کنند و شما زمان بگذارید و شرایط و جوانب را دقیق بررسی کنید در هر حال امیدوارم خوشبخت باشید و شرایط بر وفق مراد شما باشد .
سلام ۳ سال قبل با آقایی آشنا شدم که ۱۰ سال از من بزرگتر بود این رابطه ادامه داشت تا الان که نامزدیم.مسائلی که قبلا به آنها اصلا توجه نداشتم امروز برای من مشکلات بزرگی شده و زیاد اذیتم میکنن.مشکل دیگه دوری راه ایشون که ۲۴ ساعت دور میشوم فکر میکنم ارزش ندارد که از خانوادم دور شوم.هیچ حمایتی هم از طرف خانواده ام نیست.البته قبول دارند که این اقا انسان خوب و مورد اعتمادی می باشد.بیشتر سن و راه دور انها را اذیت می کند.آیا میشه بعد از ۳ سال همه چیز رو فرامشوش کنم و ملاک های دیگر را در نظر نگیرم.
با سلام
شما اکنون با ایشون نامزد هستید .به هر حال طبیعی است که در مدت اشنایی شاید به واسطه علاقه و هیجان های درگیر شده یک سری مسائل را در نظر نگیرد ولی خب بعد از اطمینان از رسیدن به هم تازه منطقی فکر می کنید .به هر حال دوران نامزدی برای شناخت بیشتر هم و شخصیت و شرایط است که اگر خدای ناکرده احساس کردید مشکلی وجود دارد ادامه ندهید چون بعدا با وجود فرزند شرایط سخت تر می شود الباه اکر مشکل غیر قابل حلی وجود داشته باشد و الا در مورد سایر مسائلی که می توانید هر دو نفر به برطرف شدن ان کمک کنید خب مشاوره می تواند کمک کننده باشد .شما اگر ملاک هایی دارید که واقعا برای شما مهم هستند و ایشون این ملاک ها رو ندارند می توانید .تجدید نظر کنید چون مساله یک عمر زندگی است ولی به هر حال شما هم که فر کاملی نیستید .در نظر بگیرید چقدر می توانید با شرایط ایشون منطبق شوید و بپذیرید و تحمل کنید .یعنی چقدر اون فرد ویزگی های مثبت و ارزشمندی دارد که می تواند به شما کمک کند تا تصمیم درست را بگیرید .در هر حال امیدوارم خوشبخت باشید
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱۲۲۶۸۹۵۳۴
موفق باشید
من متولد ۶۹ هستم دو ماه با پسری که متولد ۶۱ آشنا شدم که بعد از ۴-۵ روز گفت و گوی تلفنی و چت قرار شد که موضوع رو با خانواده هامون بگیم تا حالا من هیچ پسری رابطع نداشتم اونم میگه با دختری نبوده که البته به این موضوع ایمان دارم این پسر همه چی داره اخلاق ایمان در حد معمول پول درس هم تا فوق دیپلم خونده.اما کمی از لحاظ چهره باهاش مشکل دارم خواهش میکنم کمکم کنید ازدواج برای سن زود نیست.تفاوت سنی زیاد نمیتونه مشکل ایجاد کنه.چهره چقدر مهمه.البته هر دو موضوع را به خانواده هامون گفتیم.
با سلام
دوست گرامی
قبل از سایر مسائل اینکه شما با هم به صورت مجازی اشنا شدید و سریع می خواهید به ازدواج ختم شود دلیل مشخصی دارد یا خیر ؟اینکه در صحبت شکا ظاهرا شک و تردید وحود دارد نه فقط سن که اگر دو نفر به بلوغ فکری رسیده باشند و احساس کنند امادگی لارم در ازدواج را دارند مشکل ساز نخواهد شد بحث مدرک و شرایط مالی ایشون و بحث ظاهر که همیشه گفته شده باید در حد به دل نشستن باشد و اگر چنین شرایطی وجوددنداشته باشد در زندگی با مشکل مواجه خواهید شد .بهتر است با خانواده ها مطرح شود اگر تمایلی وجود دارد و هر دو نفر تصمیم گرفته اید که ازدواج کنید بهتره زیر نظر خانواده شناخت بیشتری اتفاق بیفتد تا بعدا با مشکل مواجه نشوید .امیدوارم خوشبخت باشید و بدانید خیر ازدواج در این سن زود نیست چرا که مهم مسئولیت پذیری و توان اداره زندگی در شماست .موفق باشید
دختری ۳۱ ساله هستم خواستگاری دارم.که ۷ سال از خونه کوچیکتر است ولی از صمیم قلب همدیگر رو دوست داریم فقط نگران ۷ سال کوچیکتر بودنش و مشکلات اجتماعی آینده هستم ولی او مخالفتی ندارد از طرفی خواستگاری دارم که او هم ۳ سال از من کوچیکتر است و موقعیت بدی هم برای ازدواج ندارد فکر میکنم از نظر منطقی باید با دومی ازدواج کنم.با توچه به احساسی که به اولی دارم لطفا مرا راهنمایی کنید.متشکرم
با سلام .دوست عزیز ۷ سال اختلاف سنی ان هم وقتی زن بزرگتر است مشکلات زیادی را ایجاد می کند در ابتدا بودن در دو سطح متفاوت رشد عقلی و اینکه بسیاری از رفتا های طرف مقابل در این سن ممکن است هنوز ثباتی نداشته باشد به هر حال در شرایط عاطفی ممکن است فکر کنند با شما اشتراک دارند و به شما تمایل وجود دارد .ولی ممکن است بعدا پشیمان شوند حتی در بحث فرزند داشتن موارد زیادی مثل شما مرد در شرایطی قرار ندارد که بتواند مسئولیت فرد سومی را بپذیرد وبه طبع ان تمایلی نیست ولی زن به دلیل شرایط سنی که قرار دارد تمایل به داشتن فرزند را دارد .و این خودش یک مساله مهم است .حتی در بحث هایی مربوط به حمایت عاطفی و …برای یک زن که اهمیت ویژه ای دارد شاید تفاوت وجود داشته باشد و بحث مربوط به زندگی زناشویی تو قعات و انتظارت در هر حال صحبت بنده به طور کل است و ترجیح به هیچ کدام نفر نیست ولی در شرایط انتخاب مسلما اختلاف سنی کمتر کمی از مشکلات کم خواهد کرد .در هر حال خوشبخت باشید
با سلام وقت بخیر
من در حدود ۲۰ سالگی اقدام به ازدواج نموده ام و طی ۳ و نیم سال آشنایی و ارتباط تلفنی و کم و بیش دیدار با دختر خاله ام داشتم ،در نهایت بخاطر مخالفت شوهر خاله ام و کینه ای که از پدرم به دل داشت و پیدا شدن سروکله ی پسری که کمی به ظاهر خود بیشتر توجه میکرد این ارتباط به پایان رسید و تا مدت ها احساس شکست میکردم.
دراین زمان گزینه های بسیار مناسبی که در اطراف بود همگی ازدواج نموند و تقریبا از اقوام گزینه ی مناسب خیلی کم شده
الان با دختر دختر عمه که ۱۴ و نیم سال از من کوچکتره در حال گفتگو می باشم
شرایط اقتصادی خونواده تقریبا در حدود هم می باشد و من اکنون شاغل می باشم و ارشد هم به اتمام رسانده ام و مقداری هم پس انداز کرده ام
من ۲۶ و نیم سالمه اون تازه وارد ۱۳ شده و خودش ابراز تمایل نشون میده
خونواده خودم بخاطر شرایط سنی و شرایط ظاهری مقابل ( کم جثه بودن چون من قد بلندم اما اون متوسط تقریبا ) شدیدا مخالفت می کنند اما تصمیم نهایی رو به عهده ی خودم گذاشته اند و خودم تصمیم نهایی میگیرم
این اختلاف سنی چقدر میتونه مشکل ساز بشه ؟؟
خودم بخاطر تجربه گذشته و شرایط سنی مایلم تصمیمم عاقلانه باشد
با تشکر
با سلام .اگر فکر می کنید این فرد در سن ۱۳ سالگی به عقلانیتی رسیده که بتوانید نیازهای جسمی و روحی و انتظارات شما را براورده کند خوب اقدام کنید .به هر حال برای مرد همراهی همسر و دادن ارامش روحی در مواقعی که نیاز دارد اهمیت ویژه ای دارد.اگر این اختلاف سنی با توجه به تجربه ای که داشتید تعامل مثبتی را ایجاد نکند افراد در روحیات متفاوتی داشته باشند .و در شرایط متفاوتی باشند .شرایط زندگی سخت می شود .بهتره حتما در این مورد به روانشناس مراجعه کنید و ضمن اینکه در مورد روحیات و … را در نظر بگیرید .تفاوت نسل و خواسته ها و اینکه تقریبا شما دررشروع سنین پختگی هستید و ایشون با توجه به شرایط جامعه ما د ر فضای کودکانه تری شاید قرار داشته باشند و حسشون نسبت به ازدواج با شما متفاوت باشد به هر حال همه ج انب امر را بررسی کنید در نهایت امیدوارم خوشبخت باشید .و تصمیم درستی بگیرید .
سلام من دختر ۲۵ ساله ای هستم و میخوام با کسی ازدواج کنم که ۲۰ سال از خودم بزرگتره.طرف مقابلم برخلاف سنش همیشه شاد و سرزنده هست.تنها مشکل من اختلاف سنه.این موضوع ممکنه مشکلی پیش بیاره؟
با سلام اگر شرایط روحی شما رو درک می کنند شما ایشون رو می پذیرید و واقف به روحیات هم هستید الزاما این تفاوت سنی مخصوصا بزرگ بودن مرد مشکل افرین نیست ولی در شرایط حضوری بهتر می شود بررسی کرد و بهتر است حضوری مراجعه ف مایید
با سلام اگر شرایط روحی شما رو درک می کنند شما ایشون رو می پذیرید و واقف به روحیات هم هستید الزاما این تفاوت سنی مخصوصا بزرگ بودن مرد مشکل افرین نیست ولی در شرایط حضوری بهتر می شود بررسی کرد و بهتر است حضوری مراجعه فرمایید.,ولی مهم شناخت خود شماست و داشتن ملاک های شما اهمیت دارد به هر حال شما اولویت ها و انتظاراتی در زندگی دارید که حائز اهمیت است و باید توجه داشته باشید .موفق باشید
با سلام دوستان بنده الان ۱۸٫۵ سال سن دارم و دختری که با توجه به معیارام گفتن و تایید کردم ۱۲ سالشه.من الان دانشجو همستم و ایشون ۵ ابتدایی و من تصمیم دارم ۲۳ سالگی ازدواج کنم یا تهش ۲۵ سال که حدودا اون میشه ۱۷ یا ۱۹ .من از نظر بحثی با هر کسی صحبت می کنم خیلی سنم بالا میزنه یعنی اصلا فکر میکنن.۲۰ یا ۲۱ سالمه.اما موندم چیکار کنم .راهنمایی کنید.
بهتره دوست عزیز از سنتهای تاریخ مصرف گذشته بیرون بیایت … و سعی کنید تا بعد ۲۵ سالگی در مورد ازدواج فکر نکنید
ازدواج با تصورات امروز شما بسیار تفاوت داره و شما باید شرایطی رو براش مهیا کنید … که حداقل داشتن یک کار و استقلال مالیه که بسیار مهمه
پس بهتره از این تصورات کناره بگیرید و تمام سعی خودتون رو برای موفقیت در درس و تحصیل و کار قرار بدید
با سلام هر چند شما فهمیده و با درک و شعور بالا باشید اصلا اقدامی نکنید .چون ایشون هم سن کمی دارند و اصلا درکی از زندگی مشترک ندارند .باید توجه داشته باشید شما هم در سن ۲۵ سالگی تازه به ثباتی خواهید رسید که شاید اصلا ملاک های امروزی را نداشته باشید .ازدواج امر مهمی است که باید دقت داشته باشید .خب بهتره کمی بیشتر فکر کنید اجازه بدید زمان بگذره تا بتونید تصمیم درست تری بگیرید .امیدوارم خوشبخت باشید البته می تونید حضوری هم مشاوره بگیرید ولی کمی دقت داشته باشید که بعدا پشیمان نشوید زندگی مسئولیت پذیری بالایی می خواهد باید متعهد شوید و بتوانید از پس مشکلات زندگی بربیایید .امیدوارم به زودی مشکلات شما حل شود .
سلام
۲۳ سالمه و تازه فارغ التحصیل شدم.کارشناسی
پسری۳۶ساله ب خواستگاریم آمده
از لحاظ تحصیل خونواده اخلاق خوب است
اما خونوادم با سن مشکل دارن
منو راهنمایی بفرمایین
با سلام اختااف سنی شما زیاد است ولی باز بستگی به شرایط و درک و روحیات طرف مقابل دارد .شما در این سن شاید هیجاناتی رو برای زندگی نیاز دارید که اون اقا گذراندند و منطقی تر با زندگی برخورد کنند ممکنه در نوع ابراز عواطف با هم مشکل داشته باشید .بهتره شرایط رو بسنجید البته نظر خانوا ه مهمه چون تجرببات زیادی دارند .اگر فکر می کنند این مورد مناسب نیست به غیر از سن ببینید دیگر چه مواردی مطرح است و اگر صرفا سن مطرح بود و شما خودتون به ایشون تمایل دارید از خانواده اجازه بگیرید چند جلسه ای با ایشون صحبتی داشته باشند شاید نظرشون تغییر کرد در نهایت حمایت و رضایت خانواده بسیار اهمیت دارد .موفق باشید
سپااااس فرااوااان
مرد کوچکتر
شریک زندگی خود را با دقت انتخاب کنید / معیار ازدواج مجدد
شریک زندگی خود را با دقت انتخاب کنید / معیار ازدواج مجدد
یک سوم ازدواج های استرالیا، ازدواج مجدد هستند، و بسیاری از این ازدواج شامل همکاران با فرزندان از یک رابطه قبلی است.
شروع زندگی جدید با هم هیجان انگیز است، اما همچنین می تواند چالش هایی را برای یک زن و شوهر در رابطه خود به عنوان همکاران، والدین و والدین گام بردارند.
بعضی از افراد به پایان ازدواج می روند و به راحتی به راحتی به روابط دیگر حرکت می کنند.
با این حال، دیگران در این وضعیت ممکن است در ایجاد یک رابطه جدید موفق، با توجه به تجارب گذشته خود، مشکلات ایجاد کنند.
سوالاتی که برای ازدواج مجدد باید از خود بپرسید
اگر شما در حال بررسی مجدد ازدواج هستید، برخی از سؤالاتی که ممکن است از خودتان بپرسید ممکن است:
معیار ازدواج مجدد
ازدواج مجدد می تواند احساسات حل نشده را از یک ازدواج قبلی برای بزرگسالان و فرزندان خود بیابد.
مهم نیست که آسیب های قدیمی و نا امیدی در ازدواج جدید بازی کند.
از واکنش های احساسی قوی که ممکن است برای شریک جدید خود داشته باشید، آگاهی داشته باشید.
آنها می توانند پاسخ به یک مسئله گذشته حل نشده باشند.
خوب است که این احساسات را داشته باشیم، اما شما باید اذعان کنید که تحت تاثیر تجارب گذشته شما هستند.
اگر برای مقابله با هر گونه خشم، غم و اندوه و یا ناامیدی حل نشده دشوار است، می توانید با شریک جدید خود صحبت کنید یا از مشاور یا خدمات پشتیبانی بخواهید.
عقد – شریک زندگی خود را با دقت انتخاب کنید
در مورد نوع فردی که می خواهید ازدواج کنید، واقع بینانه باشید.
مهم است که در آنچه که کار کرده اید و چه چیزی در ازدواج قبلی خود کار نکرده اید، تأمل کنید و تأیید کنید که چه چیزی شما را با شریک جدید خود سازگار می کند.
تجارب گذشته و روابط می تواند در انتخاب ما با کسانی که با همدیگر همکاری می کنند، نفوذ کند.
اگر فرزندان دارید، همچنین باید در نظر بگیرید که چگونه ازدواج آنها بر آنها تاثیر می گذارد.
با اطفال خود در مورد ازدواج مجدد و در مورد چگونگی احساس آنها صحبت کنید.
اسکیزوفرنی و ازدواج / آیا با افراد اسکیزوفرنی ازدواج کنیم؟
ازدواج مجدد و خانواده
اگر شما یا شریک زندگی جدید فرزندان خود را از روابط قبلی داشته باشید، پس ازدواج شما یک خانواده ناتنی هستید یا مادر و پدر افراد دیگر می شوید.
این شامل تعدیل تعدادی از تغییرات برای والدین و کودکان می شود.
شرایط و ضوابط زندگی و مالی در هنگام بازنشستگی
اغلب مشکلات در خانواده های خانوادگی بوجود می آیند زمانی که یک شریک به یک خانه موجود منتقل می شود، به خصوص اگر فرزندان وجود داشته باشد.
بچه هایی که دسترسی کامل به خانه های خانوادگی داشته اند بعید است که از تازه واردان خوشامد بگویند، زیرا این امر به داشتن منابع مشترک نیاز دارد.
در این شرایط، درگیری بسیار زیاد است.
به همان شیوه، شریک زندگی که در خانه اول زندگی می کند، احتمالا این را در نظر بگیرد که این خانه آنهاست – این ممکن است منجر به بحث هایی شود که تاثیر منفی بر رابطه دارد.
با توجه به این، ممکن است در صورتی که ممکن است، به جای جابجایی به یکی از خانه های موجود، به خانه ای که برای تمام احزاب جدید است، به بهترین وجه از خانواده خانوادگی جدید حرکت کند.
این می تواند به ایجاد یک جای خنثی برای هر دو و هر کودک از زندگی مشارکت های گذشته کمک کند.
اگر این امکان یا واقع بینانه نیست و شما یک محل اقامت یکی از شما را قبلا در یک رابطه متفاوت قرار داده اید، مهم است که چگونگی این کار را مشخص کنید.
همچنین مهم است که بحث کنیم چگونه پول توزیع خواهد شد.
آیا شما باید حساب های بانکی مشترک و جداگانه را باز کنید تا بتواند پول را برای کودکان از رابطه قبلی یا نیازهای فردی اختصاص دهد؟
پول اغلب اندازه گیری قدرت است و مهم است که هر دو عضو یک زن و شوهر احساس می کنند که در یک رابطه تاثیر دارند.
زوج هایی که منابع مالی دارند، نیاز به بررسی و بحث در مورد مسائل مهم قبل و بعد از آن دارند.
یادگیری در یک خانواده جدید
هنگامی که یک خانواده پدری ایجاد می شود، زمان و تلاش برای همه برای احساس راحتی و سازگاری با یک زندگی طول می کشد.
مهم نیست که شرایط شما چیست، هر خانواده خانوادگی پس از این تغییر عمده زندگی، از طریق تعدیل تعدیل می شود.
این بدان معنا نیست که دوره تنظیم همیشه منفی است، اما نقش و مرزهای مختلفی در واحد خانواده وجود دارد که قبل از آن متفاوت بود.
گام به پدر و مادر باید یاد بگیرند که چگونه با فرزندان خردسال ارتباط برقرار کنند، هر دو در نشان دادن محبت و ارائه نظم و انضباط. بسیار مهم است که هر گونه تلاش برای درمان همه کودکان، هم کودکان بیولوژیک و هم کودکان گام برداریم.
در ابتدا، بهتر است اجازه دهید پدر و مادر بیولوژیکی فرزندان بیولوژیکی خود را به تنهایی اداره کنند.
هر دو پدر و مادر بیولوژیک و پدر و مادر والدین باید به عنوان یک تیم که مرزهای یکسانی را تنظیم می کنند، اجرای قوانین و ارتباط پیام های کلیدی مشابه را به کار گیرند.
بچه ها به بزرگسالان نگاه می کنند تا به آنها بگویند که چیزهای خوب و امن هستند. اگر با هم کار می کنید، این امر می تواند راحتی کودکان را فراهم کند.
کودکان به زمان برای مذاکره بر نقش و روابط جدید نیاز دارند.
ارتباطات اغلب با یکدیگر و به عنوان یک خانواده. با چگونگی احساس شریک زندگی خود و اطمینان از اینکه چگونه آنها احساس می کنند با بچه ها مشورت کنید.
اگر یک گفتگوی آزاد وجود دارد، مسائل را می توان به عنوان آنها در عوض انتظارات برای ایجاد احساسات رخ می دهد.
در ابتدا این احتمال وجود دارد که زمانیکه نیازهای کودکان برآورده می شود، زمان دوگانه کمتری خواهید داشت.
هنگامی که چیزها حل و فصل می شود، مهم است که هم زمان با هم هماهنگی داشته باشید.
تصدیق می کند که خانواده اصلی متفاوت هستند.
آماده شدن برای خانواده جدید به شیوه های مختلف از قبیل تجربه ازدواج مجدد، از جمله:
در مقایسه با سایر انواع خانواده، خانواده های زایمان به عنوان یک نتیجه از دست دادن، یا به صورت جدایی والدین و یا مرگ یک والد تشکیل می شود.
کودکان که ممکن است امیدوار باشند که والدینشان مجددا با هم متحد شوند با واقعیت مواجه خواهند شد که این اتفاق نخواهد افتاد.
در نتیجه، کودکان ممکن است از شکستن اولین ازدواج ناراحت شوند و یا اینکه از ایجاد اختلال در زندگی خود ناراحت شوند و این امر می تواند تنظیم کند.
در خانواده های خانوادگی روابط خانوادگی بیشتری وجود دارد.
معمولا ازدواج اول برای والدین، پدربزرگ و مادربزرگ و اعضای خانواده تان در نظر گرفته شده است.
زندگی تغییر کرده است، بنابراین مشکلات بوجود می آیند.
خانواده ناتنی (Stepfamilies) اغلب با مراحل خاصی که شامل:
به دنبال مشاوره در مورد مجدد ازدواج
اگر از داشتن برخی از مسائل مرتبط با مشاغل شک و تردید دارید، ممکن است ارزشمند باشد که در مورد مشکلات خود با مشاور خانواده صحبت کنید.
مشاوره ازدواج همچنین می تواند به چالش های ازدواج دوم کمک کند.
پیوند زنانه خوب بر اساس یک خانواده موفق است.
تست هوش هیجانی | شخصت شناسی | 90 سوال
تست سنجش استرس و اضطراب
شریک زندگی خود را با دقت انتخاب کنید / معیار ازدواج مجدد
طلاق والدین – روش حمایت از کودکان